محسن كامياب شهيدي برخاسته از قصرالدشت كه در سال 1331 در يك خانواده اصيل و مذهبي متولد شد و دوران دبيرستان مبارزه خود را عليه رژيم كثيف پهلوي شروع كرد و با وجود آن اختناق شديد هميشه در جلسات ديني شركت ميكرد و با قم مخفيانه در تماس بود بعد از اتمام دبيرستان به به سربازي اعزام شد به جيرفت رفت و دوره آموزشي را گذراند درآنجا هم به ارشاد مردم پرداخت در هر مكان كه بود افراد را بسوي خود جذب ميكرد او از لحاظ عمراني به مردم ده كمك ميكرد در آنجا يك حمام و حسينيه بنا كرد بعد از اتمام خدمت به شيراز آمد در دانشكده پزشكي قبول شد براي تبليغ به دهات اطراف رفت و در تمام تظاهرات شركت ميكرد درحادثه مسجدنو شركت داشت و با زبان روزه به كمك مردم شتافت و در حمله دژخيمان به دانشكده مورد حمله قرار گرفت و دندانهاي او شكست و باوصف اين باز هم در تظاهرات شركت ميكرد تا اينكه در روز 22 بهمن 57 به ديدار حق شتافت . شهيد به وصيت نامهاش چنين نقل ميكند سپاس خداي را كه آفريننده جهان و جهانيان است و زندگي و مرگ هركس بدست اوست اگر اين در مبارزات عليه كفر كشته شوم بعد از مرگم به مرحله اجرادرآيد و خدا را هم شاهد ميگيرم كه شهيد شدن در راه اسلام را با ميل و رغبت استقبال مينمايم و همچنين از شما تقاضا دارم كه بعد از مرگم گريهوزاري نكنيد و برايم طلب آمرزش نماييد .