جعفر اکبرزاده ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند امراله
تاریخ تولد
۱۳۴۵/۰۵/۱۰
تاریخ شهادت
۱۳۶۵/۱۰/۳۰
محل شهادت
شلمچه خرمشهر
تحصیلات
کارشناسی
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید جعفر اکبر زاده: شهید جعفر اکبرزاده در تاریخ 10/5/1345 در محله ارتش در شیراز متولد شدند مادر و پدر ایشان فاطمه عطارد و امرالله اکبرزاده نام داشتند شهید در خانواده ای 9 نفره فرزند ششم بودند ایشان دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان خود را به دلیل علاقه وافری که به درس داشتند را با موفقیت تمام کردند و در مرکز تربیت معلم آب باریک از توابع شیراز مشغول به ادامه تحصیل شدند همزمان از طریق بسیج دانشجویی به فعالیت های انقلابی پرداختند و پس از آغاز جنگ به صورت داوطلبانه به جبهه اعزام شدند . که ایشان پس از 6 ماه حضور در جبهه در شلمچه در عملیات والفجر 8 بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل شدند . پیکر ایشان در گلزار شهدای دارالرحمه شیراز به خاک سپرده شده است . روحش شاد و یادش گرامی باد .
بسم الله الرحمن الرحيم «إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنة يقاتلون فى سبيلالله فيقتلون و يقتلون» (توبه 111)خداوند از مومنان جانها و اموالشان را خريدارى مىكند كه در برابرش بهشت براى آنان باشد به اينگونه كه در راه خدا پيكار مىكنند، مىكشند و كشته مىشوند.
از دست و زبان كه برآيد كز عهده شكرش بدر آيد بنده همان به كه ز تقصير خويش عذر به درگاه خداى آورد ورنه سزاوار خداونديش كس نتواند كه بجاى آورد پروردگارا سپاسگزارم از اينكه به من توفيق دادى كه در جبهه و در اين عمليات شركت كنم و به من توفيق شركت در معامله خودت را عنايت فرمودى. بارپروردگارا از تو مىخواهم كه شهادت مرا فقط و فقط براى خودت قرار دهى و به من اين توفيق را عنايت فرما كه عاشقانه به سويت بشتابم، چرا كه من گناهكارم و مقصر و از اين وضع ترسناكم.
الهى ز رحمت مستجابم اگر خالى من از عشق ثوابم به درگاه جلالت روى كردم از اين درگه بده يارب جوابم ز بسيارى عصيان در شب و روز همىنالم و در اضطرابم اگر جرم گناهم را نبخشى كجا بخشندهاى همچون تو يابم پس اى عزيز و اى معبود من از تو عاجزانه مىطلبم كه مرا ببخشى و گناهانم را ناديده بگيرى. چراكه تو ارحمالراحمينى و تو هستى پناه بىپناهان (آمين يا ربالعالمين).
بعد از حمد و سپاس فراوان به درگاه حضرت احديت و سلام و درود بيكران به پيشگاه آقا امام زمان(عج) سخنى كوتاه و ناقص، اما از سوز دل و از اعماق قلب با ملت عزيز دارم. از ملت عزيز مىخواهم كه در اين برهه حساس از زمان كه مسلمين احتياج به وحدت دارند اعتصام به حبلالله خود را حفظ نمايند و دست از اختلافات بردارند تا بتوانند در كنار هم مشت محكمى باشند بر گونه توطئهگران جهانى و به اين ترتيب پاسدار حرمت خون شهيدانمان باشند.
اى ملت عزيز از شما خواهشم مىكنم كه دعا به امام عزيزمان و قائم مقام او يعنى آيتالله منتظرى را فراموش نكنيد. از شما مىخواهم كه پشتيبانى خود را از اين دولت و حكومت اسلامى هرچه بيشتر از پيش ادامه دهيد و عملا به آقا امام زمان ثابت كنيد كه لياقت سربازى آن حضرت را داريد و به آن سرور با زبان عمل بگوييد كه اين ملت با اهالى كوفه فرق دارند و اگر اهالى كوفه فرزند پيامبر را در ميان هزاران مصيبت تنها گذاشتند و شاهد كشتهشدن سرور آزادگان و اسارت خانوادهاش بودند، اما اين ملت با يك دم مسيحايى رهبرشان از جا كنده مىشوند و ديگر سر از پا نمىشناسند و نواى هل من ناصر او را هرگز بدون لبيك نخواهند گذاشت.
اما شما اى پدر و مادر عزيز، با اينكه داغ از دست دادن فرزندتان شما را ناراحت مىكند، اما شما بايد خوشحالى و سرورتان بيش از ناراحتيتان باشد، چرا كه فرزند شما راه حسينبن على(ع) و يارانش را برگزيد و آگاهانه راه خود را انتخاب كرد و از شما خواهشم مىكنم كه اگر خواستيد گريه كنيد براى حسينبن على(ع) و مظلوميت او گريه كنيد و شفاعت مرا از او بطلبيد و شما خواهران و برادران عزيز اميدوارم كه با پشتيبانى از امام امت و با زنده نگاه داشتن شعائر اسلامى روح شهيدان راه حق و آزادى را شاد كنيد و اين را بدانيد كه كسى خواهر من است كه راه زينب(س) را ادامه دهد و كسى برادر من است كه ره حسينبن على(ع) را ادامه دهد.
و اما اى دوستان عزيز بدانيد كه انسان هميشه بر سر دوراهى قرار مىگيرد و بايد يكى از دو راه را انتخاب كند. يا ذلت و يا عزت را. يا حسين(ع) و يا يزيد را. يا تسليم ظلم شدن و يا شهادت در راه خدا را. يا پيرو امام بودن و يا پيرويت از مايكلجاكسونهارا و بالاخره يا بهشت جاودانه را و يا دوزخ را. و انسان در تمام اين مراحل خود انتخابگر است. پس بكوشيد كه بهترين راهها را انتخا كنيد كه شما بايد خودتان را بسازيد تا زمينه ظهور حضرت مهدى(عج) فراهم شود و شما در ركاب آن حضرت بجنگيد.
در پايان اعتراف مىكنم كه همه شما اى پدر و مادر، خواهران و برادران، دوستان و آشنايان بر گردن من حق داريد، لذا از همه شما عاجزانه مىخواهم كه مرا حلال كنيد و از خدا برايم طلب مغفرت كنيد. من محتاج دعاها و نمازهاى شما مىباشم.
«ربنا اغفر لى و لوالدى و للمؤمنين يوم يقوم الحساب» اى پروردگارا، مرا و پدر و مادرم را و مومنين را در روزى كه حساب برپا مىگردد بيامرز. (سوره ابراهيم- 41)
جعفر اكبرزاده