کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 16 مرداد 1405
15:28
حسنعلی گل ارایش

حسنعلی گل ارایش ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند رضا

تاریخ تولد
1342/03/01
تاریخ شهادت
1364/12/18
محل شهادت
فاو
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
مسئولیت
فرمانده دسته
محل دفن
-
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيدان محمد تقي و حسنعلي گل آرايش - شهيدان محمد تقي و حسنعلي گل آرايش فرزند مرحوم عبد صالح ، سالک الي الله ، حاج محد راضا گل آرايش به ترتيب در دهم بهمن ماه 1337 و پانزدهم خرداد 1342 در شيراز و در خانواده اي متدين و مذهبي چشم به جهان گشودند اين دو مولود عزيز را حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ حسنعلي نجابت نام نهادند . در سوم شعبان سال تولد شهيد محمد تقي گل آرايش پدر ايشان قنداقه ي نوزاد را در مجلس شبيه خواني به جاي قنداقه ي امام حسين عليه السلام قرار داد و اين کار تبه قو مرحوم والد بزرگوارش تأثيرات خود را در ايام جواني گذاشت از همان نوجواني اين شهيد بزرگور قران را در مجالس تعدد مجري بود و به تشويق پدر در جلسات قرآن شرکت مي کرد تا بدانجا که خودش از سن 15 سالگي اقدام به تشکيل جلسات قرآن در مسجد آقابابا خاني نمود قبل از انقلاب که اسلام و معارف الهي و قرآني تحت سلطه ي رژيم ستمشاهي نشو و نمايي نداشت جلسات وي با استقبال جواناني و نوجوانان و کودکان روبرو مي شد به طوري که ايشان چند صد شاگرد داشت و همه تحت تربيت وي قرائت صحيح قرآن و نماز را ياد گرفتند . برادر وي شهيد حسنعلي گل آرايش در کنار برادر در امر آموزش قرآن کمک مي کرد واين دو برادر و همسنگر با تأسيس کتابخانه ي حضرت مهدي عجل الله تعالي و فرجه شريف در آن مسجد آنجا را به سنگر مبارزاتي عليه السلام رژيم پهلوي تبديل کردند اين دو شهيد به همراه پدر دائم در جلسات شهيد آيت الله دستغيب شرکت مي کردند و در پخش اعلاميه هاي حضرت امام فعاليت فراواني داشتند . در يکي از سفرها به علت داشتن اعلاميه وعکس امام خميني شهيد مسعود گل آرايش دستگير شد . در زندان شکنجه هاي شديدي از قبيل کتک زدن و سوزاندن محاسن و ... به ايشان وارد شده بود ايشان به لحاظ تقدسي که داشت در زندان از خوردن پپسي کولا امتناع مي ورزيد ( چون سهام آن شرکت متعلق به بهايي ها بود . ) مسئولين زندان پس از مطلع شدن او را مورد ضرب و شتم قرار دادند بعد از مدتي که پدر بزرگوارش اطلاع مي يابد که فرزندش در قم زندان شده به آنجا رفته تا براي نجات فرزندش تلاش کند اما با اهانت و کتک اعضاي ساواک روبرو مي شود . تا اينکه با واسطه و با سند آزاد مي شود در حال برگشتن از زندان در راه به ايشان مشکوک شه و پدر و پسر را مي گيرند و پس از فهماندن به مأمورين که ما تازه از زندان خارج شده ايم پس از تماس به زندان و ثابت شدن مطلب آندو را آزاد مي کنند شهيد مسعود گل آرايش نه تنها پس از آن شکنجه ها از مسير و طريق خود ذره اي بازنگشت بلکه به همراه برادر خود شهيد حسنعلي گل آرايش که او نيز در غيبت برادر فعاليت ها را ادامه مي داد درغالب جلسات قرآن به بازگويي مسائل سياسي مي پرداخت و جوانان را عليه رژيم طاغوت بر مي انگيخت . از جمله کساني که به همراه ايشان در اين جلسات شرکت مي کردند : شهيد حجت الاسلام عبدالحميد اکرمي ، شهيد محمدحسين حامدي محسن حامدي ، شهيد حسام الدني حق نگهدار ، شهيد مهدي نگهداري فرد ، شهيد علي پاردسويي ، شهيد سيد جواد حسيني ، شهيد محمد هادي فروردين و چندي ديگر از دوستان جانباز و آزاده م اکنون درپستهاي مهم در حال فعاليت هستند و همه از افراد خوب و نيکوکارند . از برترين خصوصيات شهيد مسعود گل آرايش مبلغ رسول الله صلي الله عليه و آله و طلبه ي امام زمان عجل الله تعالي و فرجه شريف بودن ايشان است دروس حوزوي را در خامت آيت الله سيد علي محمد تقي دستغيب تدرس نمود و در توحيد و عرفان شاگرد ولي الهي حضرت آيت آلله العظمي حاج شيخ حسنعلي نجابت بود و از اين بزرگوار بهره ها برد او طلبه و ذاکر اهل بيت عليه السلام بود و براي تبليغ به مناطق خرامه بيضاء ، کامفيروز و ديگر نقاط حومه ي شيراز مي رفته . در درگيري هاي مسجد حبيب و مسجد نو( شهدا) حضور داشت و مصدوم و مجروح به خانه بازگشت پس از پيروزي انقلاب فعاليت هاي فرهنگي خود را ادامه داد . شهيدان محمد تقي و حسنعلي گل آرايش شروع به تعمير مسجد آقا بابا خان کردند و بناهاي فرسوده را تخريب و از نو بنا نمودند سالن بزرگي را براي امر تبليغات و سالن ديگري را براي پايگاه مقاومت در مسجد ساختند بدين ترتيب پايگاه مقاومت فاتح خيبر بدست شهيد مسعود گل آرايش تشکيل شد و شهداي بسياري را تقديم انقلاب و اسلام کرد . با تشکيل کلاسهاي سواد آموزي ، قرآن ، احکام ، اخلاق ، خياطي و ... جهت برادران و خواهران بناي خير عظيمي در مسجد توسط اين دو شهيد گذاشته شد صداي زيباي شهيد مسعود گل آرايش و مداحي زيباب ايشان و برادرشان هنوز از در و ديوار مسجد آقابابا خان به گوش مي رسد و اين مسجد ياد ضجه ها و گريه هاي اين دو شهيدت را هيچگاه فراموش نمي کند نواي زيباي تلاوت قرآن اين دو بزرگوار هنوز در گوش دوستان و رفقاي قديمي مسجد طنين انداز است . هنگامي که شهيد مسعود گل آرايش صله ي رحم و محبت به ارحام بود کمک به ضعفا و خدمت به فقرا و تهيدستان محل و همسايگان فقير را با فرواتني و بدون منت انجام مي داد در کارهاي مسجد و نظافت آن حتي دستشويي ها با تواضع ، خادم مسجد را ياري مي داد و در هنگامي که خادم مسجد نبود خودش خادم مسجد بود . شهيد محم تقي گل آرايش در تربيت شاگردان سختگير بود . در عين حال شاگردان عشق عجيبي به او داشت و از همه لحاظ ( درسي ، مالي ، اجتماعي ) به آنان رسيدگي مي کرد حتي وضعيت خانواده هايشان را بررسي مي نمود و در صورت نياز آنها را تأمين مي کرد . کاروان هاي زيارتي قم و مشهد و تهران را راه اندازي مي نمود که تمام بچه هاي مسجد همراه با خانواده به اين سفرها مي رفتند که اين خود تفريح و ارشاد بود . شهيد مسعود گل آرايش به مصداق حديث شريف (المومن في المسجد کالسمک في الماء) دائماً مقيم مسجد بود حتي بسياري از شبها را بجاي خادم در مسجد مي خوابيد و از مسجد مواظبت مي کرد اگر به مسافرت آخرين جايي که حرکت مي کرد مسجد بود و هنگامي که بر مي گشت اول به مسجد مي رفت . مهمان دوستي عجيب بود که نوعاً خوراک را با مهمانها صرف مي کرد . بطوري که والده ي وي مي گفتند ( اي کاش يک روز هم با ما غذا مي خورد ) . ايثار شهيد گل آرايش به قدري بود که موجب تعجب ديگران مي شد . هنگامي که ايشان در سپاه پاسداران قسمت پذيرش بود هفته اي يک شب را کشيک داشت . ايشان چون در آن موقع متأهل نبود شبهاي ديگر را به جاي رفقاي متأهل خود مي ايستاد حقوقي که آخر برج به ايشان مي دادند همه را صرف امور خيرميکرد و براي خود چيزي نمي گذاشت قرض الحسنه بسيار مي داد ، به طوري که پس از شهادت بيش از سي هزار تومان آن زمان از افراد طلب داشت از زماني که شهيد مسعود گل آرايش به فرموده ي حضرت آيت الله نجابت پا به جبهه هاي حق عليه السلام باطل نهاد تحول عجيبي در ايشان ايجاد شد و اکثر اوقات سال را در جبهه مي گذراند و هميشه طلبکار مقام شهادت بود تا اينکه به آرزوي خويش رسيد و شربت شهادت را درکام کشيد دل پي دلدار شد جان بر جانانه رفت ، و در تاريخ 27 جمادي الاخر سال 1363 ه .ش در جبهه شرق شلمچه به وصال محبوب و معشوق شتافت . شهيد حسنعلي گل آرايش پس از برادر خود به لحاظ اتصال عميق اين دو برادر با هم ، نتوانست دوري برادر را تحمل کند او نيز تمام اوصاف برادر ( محبت و احترام به والدين ، تقوي ، ايثار ، خدمت به مردم ) را حائز بود و خدا مي داند که چه رابطه و عهدي بين دو برادر وجود داشت که او نيز در همان تاريخ يعني 27 جمادي الآخر سال بعد ( 1364 ه ش ) و در همان روز شهادت برادر پي وصل جانانه رفت ، اما جسد پاک و مطهر وي مفقود شد تا اينکه پس از سالها دوري از وطن در سال 1374 جسد اين شهيد بزرگوار را يافتند و با شهداي ديگر تشييع و در جوار قبر برادر به خاک سپردند در تمام مراسم هاي اين دو برادر حضرت آيت الله نجابت شرکت کردند . يکي از دوستان نقل مي کند : ( در اواخر شهيد مسعود گل آرايش يک روز ديدم حضرت آيت الله نجابت خيلي به ايشان عنايت دارند و احترام مي گذارند بعد از حضرت آقا سؤال کردم چرا امروز بيش از هميشه ايشان را مورد لطف قرار داديد ؟ فرمودند : ايشان ديگر وضع سابق را ندارد و عوض شده است و تر و تازه تر شده است روحش شاد و راهش مستدام باد .
بسم الله الرحمن الرحيم. الحمدلله الذى هدانا لهذا و ما كنا لنهتدى لو لا ان هدان الله و قاتلوهم حتى لا تكون فتنه. سپاس خداى را كه به من توفيق داد كه در صف رزمندگان و عاشقان لقاءالله بنده عاصى و روسياه هم جاى بگيرم و من هم همراه اين كاروان عاشق و روحانى خرامان خرامان و كشان كشان خود را به همراه كاروان بكشانم. اميدوارم كه خدا اين لياقت را از من نگيرد اينك كه قصد نوشتن وصيتنامه مى كنم كم كم عازم خط مقدم هستم. بسيار خوشحال هستم كه مشمول آيه مبارك قرآن يا ايها الذين آمنوا خذو حذركم فانفروا ثبات او انفروا جميعا (سوره نساء آيه 74) شدم چون بر من واجب است كه وصيتنامه خودم را بنويسم و چون داراى عيال و بچه هستم لذا اقدام به نوشتن اين كاغذ كردم. اولا از نظر مال من هيچ چيز از خودم ندارم و تمامى زندگى و داراييم متعلق به عيالم مى باشد و همچنين 2 فرزندم كه خود همسرم هرطور كه خدا راضى است از اين مال استفاده كند. وصى و قيم بنده هم همان همسر باوفايم مى باشد. مقدارى نماز بمدت يكسال و روزه بمدت يكماه برايم انجام دهيد. بعد از شهادت اگر كه اين فوض عظيم نصيب بنده گنهكار شد اگر ممكن است پهلوى برادر شهيدم حاج شيخ محمدتقى گل آرايش مرا بخاك بسپاريد البته با كسب اجازه از پدرم و رضايت ايشان بعد از مرگم گريه و عزادارى كه باعث خوشحالى مخالفين و منافقين گردد انجام ندهيد و از همسرم مى خواهم كه همانطور كه مانند يك مادر مقاوم و زحمت كش مسئوليت مادرى را بخوبى انجام مى داد از اين پس پدرى مهربان هم براى بچه ها باشد. سعى كن از اميرحسين يك انسان متقى و بدرد جامعه خور بسازى و تحويل اسلام دهى روحيه خود را از حضرت زينب (س) بگير و از اين بزرگوار درس و كمك بگير. اميدوارم كه در همه حال به ياد خدا باشيد و سلامتى و طول عمر امام عزيزمان و آيت الله العظمى منتظرى را از خدا بخواهيد. والسلام. تاريخ 11/12/64.
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید