بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد ابراهيم زارعي
شهيد ابراهيم زارعي در خانواده اي محترم و روستائي در يكي از بخش بيضاء از توابع شهرستان شيراز چشم به جهان گشود.ابراهيم در فضاي پام و صميمي روستا رشد و نمو كرد وبا صفاتي كه سادگي بارزترين آن بود پرورش يافت.از آنجا كه خانواده وي همانند ساير خانواده هاي روستائي نسبت به دين و مذهب اهميت خاصي قائل بودند فرزندان خود را با تربيتي اسلامي پرورش مي دادندكه ابراهيم نيز از اين قاعده مستثني نبود.وي از سنين كودكي نماز را آموخت وباساير شعائر مذهبي آشنا شد.شور و علاقه وي به نماز چنان بود كه هيچگاه آنرا به بعد موكول نكردبلكه هميشه و همه وقت نمازش را در اول وقت بجا مي آورد.در هنگام درس و تحصيل هم هميشه يكه و يگانه كلاس خود بود.ابراهيم كه هميشه به مسائل اطراف خود با دقت مي نگريست،دريافت كه علت عقب ماندگي روستاها در فقر دانش است.پس تصميم گرفت كه با حربه دانش به جنگ فقر و نا برابري رود.به همين خاطر با شور و حال خاصي درس ميخواندو مي آموخت.وقتي دامنه انقلاب اسلامي به روستاها كشيده شدابراهيم جزو نخستين جواناني بود كه دل به انقلاب سپردند ودر راه تحقق آرمانهاي امام (رحمه الله عليه) و انقلاب تلاش كرده و از جان مايه گذاشت.ابراهيم با آنكه در آن سالها سن كمي داشت اما درحد بضاعت خود در صحنه هاي راهپيمائي ومبارزه حضور داشت وبا فريادهاي رسا نداي آزادي خواهي سر ميداد.پس از پيروزي انقلاب وي با تلاش و كوششي دو چندان در صحنه مدرسه و درس به فعاليت پرداخت وتوانست يكي از بهترين هاي مقاطع تحصيلي باشد.ابراهيم پس از اخذ ديپلم متوسطه،با توجه به علاقه اي كه نسبت به اسلام وساير شعائر ديني داشت نيز هم نشيني و ارتباطش با عده اي از روحانيون و طلاب،مصمم شد تا درسش را در حوزه هاي علميه ودر زمينه علوم ديني و معارف اسلامي ادامه تحصيل دهد.بر همين اساس به شيراز آمدودر سال 1363 در حوزه علميه ابوصالح شيراز به تحصيل پرداخت.در حوزه علميه نيز ابراهيم هميشه يكي از بهترين طلاب مدرسه بود.او جهت درس خواندن از هيچ كوششي فرو گذار نمي كرد.زيرا معتقد بود كه طلبه امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است و اگر كم كاري كندمديون خواهد بود.دوستان وي ميگويند:شبها بدون اينكه براي كسي مزاحمت ايجاد كند بر ميخواست ودر خلوتي دل انگيز و خلسه اي دلنشين به عبادت و تجهد مي پرداخت.او هيچگاه غيبت كسي را نكرد و هيچوقت اجازه نداد كه در حضور او از برادر مومني غيبت كنند.اخلاق و رفتار و چنان بود كه محبوب القلوب اساتيد مدرسه ونيز طلاب حوزه بود...ابراهيم در پايان سال نخست ورودش به حوزه علميه سبوطي را آغاز كردودر همان هنگام براي نخستين مرتبه به عنوان مبلغ به جبهه هاي دفاع مقدس اعزام شد.يكي از همدرسان وهمرزمان شهيد درباره وي چنين مي گويد:در تمام مدتي كه من خدمت ايشان بودم گناهي از وي مشاهده نكردم...حتي مستحبات نماز را رعايت مي كردند واز همه مهمتر و جذابتر تواضع ايشان بود كه همه دوستان را جذب وي ميكرد.وچيزي كه در وجود او بسيار جالب و ناب بود،علاقه و محبت ايشان به علما بود.او آنقدر به استاد خود آيت الله سيد علي محمد دستغيب علاقه داشت كه رفتار كردارش عينا همانند رفتار و اخلاق و كردار ايشان بود ...حتي حرف زدن ايشان مانند استاد شده بود.ارادت وي به حضرت امام (رحمه الله عليه) چنان بود كه آمادگي فداكاري و جانفشاني در راه امام در رفتار و كردار وي به خوبي مشاهده مي شد.يكي از همرزمان وي مي گويد:اواسط سال 1365به همراه عده اي از طلاب مدرسه عازم جبهه هاي نبرد شديم وجهت آموزش به منطقه كنوني رفتيم.چيزي كه بيشتر در رفتار ايشان مشاهده ميشد سكوت و تفكر ايشان بود.در آن اعزام سكوت غريبي در سكوت ايشان مشاهده مي شد.ابراهيم گوئي به شهادتش ورحلتش منهم شده بود...همرزم وي كه در آن دوره آموزشي همراهش بود چنين مي افزايد:ايامي كه در ؟؟؟مشغول طي دوره آموزش بوديم برادران رزمنده از ابراهيم كه امامت جماعت نمازهاي يوميه را بعهده بگيرد اما ابراهيم از اين امر سر باززد.دليلش هم اين بود كه مي گفت:من لياقت چنين كار مهم و سنگيني را ندارم.هنگامي كه پيام آيت الله سيد علي محمد دستغيب مبني بر تلاش و اهتمام طلاب رزمنده در امر تبليغات ديني و اسلامي به منطقه رسيدابراهيم پياماستاد را امر مطاع انگاشت.وبا تلاش و فعاليتي دو چندان امور تبليغات و امامت جماعت رابه عهده گرفت...باري او از دنيا و دنيائيان بريده وبه كروبيان پيوسته بود...پس از اتمام دوره آموزش ابراهيم به همراه جمعي از رزمندگان جهت انجام وظيفه و نبرد با دشمن متجاوز به منطقه فكه اعزام شد.او در آن منطقه هم مانند گذشته علاوه بر شركت در رزمهاي مردانه امور ديني و مذهبي رزمندگان مستقر در منطقه راعهده دار بود.بسياري از دوستان و همرزمان وي از شب زنده داري ها و عباوي سخن مي گويند...شهيد ابراهيم زارعي سرانجام پس از سالها عبادت و مجاهدت ذر راه راستين خداونداجر خود را گرفت واز منطقه فكه به ملكوت اعلي عروج كرد.