بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد سيد رحمان هاشمي اصل
شهيد سيد رحمان هاشمي اصل در سال 1348 در خانواده اي از تبار اهل بيت عصمت و طهارت در روستاي اتابک از توابع زرقان استان فارس ديده به جهان گشود وي با توجه به هوش و استعداد خوبي که داشت پس از طي ايام طفوليت در کنار ديگر هم قطاران روستايي خود در اوان نوجواني به شيراز مهاجرت و در يکي از مناطق شيراز ساکن گرديد . دوران تحصيلات ابتدايي را با ثبت نام در دبستان شروع و تا سال سوم راهنمايي به تحصيل ادامه داد ضمن آن که درطول زمان محصلي بکار هم اشتغال داشت و در کمک به خانواده از هيچ کوشش فرو گذاري ننمود . در اوج درگيريهاي مردم ستم کشيده با رژيم ستم شاهي در حالي که سن چنداني نداشت در حد امکان تظاهرات و راهپيمايي ظاهر و تنفر خود را نسبت به حکومت وقت ابراز مي نمود و از آن جايي که در دامان پدر و مادري مسلمان و متعهد به اسلام رشد يافته بود با حضور در مساجد خصوصاً مسجد محل و حسينيه آل محمد خود را با مسائل اسلام و انجام تکليف شرعيه آشنا مي ساخت بطوري که از زمان بلوغ خود را موظف به انجام فريضه نماز و روزه مي دانست و بخوبي از عهده تعهد خود در مقابل اسلام و موازين شرعي آن بر مي آمد . او با شرکت در جلسات مذهبي و سخنراني و عاظ و خطابه آنچه را که در پي آن بود طلب و به معلومات خود اضافه مي نمود . پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 فعاليت خود را گسترش داد بگونهاي که با عضويت در گروه مقاومت حسينيه آل محمد در شهرک سعدي به پاسداري از دستاوردهاي انقلاب پرداخت به هنگام بروز جنگ از سوي استکبار به سر کردگي صدام صهيونيست شهيد سيد رحمان هاشمي در صدد بر آمد تا از حيثيت اسلام و انقلاب و ميهن اسلامي دفاع نمايد . لذا با کنار گذاشتن تحصيلات در سال سوم راهنمايي بطور موقت به بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مراجعه ودر سن چهارده سالگي خواستار حضور در جبهه شد که پس از طي چهارده ماه دوره کوتاه مدت آموزش در پادگان بعثت براي نخستين بار عازم ميدان رزم گرديد . پس از انجام ماموريت در مدت زمان محدود به شيراز بازگشت و در کارخانجات نساجي مشغول بکار شد و ضمن آن درگروه مقاومت به فعاليت خود ادامه داد که مي توان گشت هاي شبانه پاکسازي ديوارهاي شهر از شعارهاي فراغتشان را هم در مسجد و حسينيه مي گذرانيد و با اينکه در منزل به مطالعه مي پرداخت . شهيد سيد رحمان هاشمي همواره از روحيه اي بشاش برخوردار بود و با ضد انقلاب با قاطعيت برخورد مي کرد وي بر اساس آيه شريفه اطيعواله واطيعوالرسول اطاعت از ولي فقيه را بر خود واجب مي دانست و يکي از مخلصين مفلسدين امام بزرگوار بود . داراي اخلاق اسلامي و مومن و متعهد به اسلام و انقلاب بود . در تقويت جبهه ها و جمع آوري کمکهاي مردمي و تبليغ در جهت حضور نيروهاي مردمي در جبهه بسيار کوشا بود تا اين که پس از يک سال کار در واحدهاي صنعتي نساجي با توجه به علاقمندي شديد که به جبهه ها پيدا کرده بود مجدداً درتاريخ 23/6/61 از طريق بسيج ناحيه يک براي مدت چهار ماه عازم جبهه هاي جنوب گرديد و از اين رو خود را متعلق به جبهه دانست و تمام هم و غم خود را صرف دفاع از ميهن اسلامي در هجوم بي رحمانه صداميان دانست در طول مدت چهار سال حضور در جبهه ها در عملياتهاي بزرگي همچون عمليات رمضان والفجر يک والفجر سه بيت المقدس هفت و در بسياري از عملياتهاي کوچک ديگر در جنوب و غرب کشور شرکت مستقيم داشت که به منظور قدر داني از تلاش و ايثار از خود گذشتگي وي از ناحيه بسيج و سپاه پاسداران به زيارت مرقد مطهر امام هشتم امام رضا عليه السلام مشرف و براي شرکت در اردوهاي تفريحي جهت بازديد از مناطقي همچون خليج فارس و تنگه هرمز و درياي خزر از ايشان دعوت بعمل آمد که مورد استقبال وي قرار گرفت . در اين ميان با توجه به برخوردهايي که با برادران پاسدار داشت منش و راسخ بودن برادران پاسدار در ايمان و هدفشان را الگوي خود قرار داد تا جاي که تمايل نمود که با آنان همنشين و در يک سلک قرار گيرد . لذا در سن هجده سالگي بعنوان پاسدار افتخاري در کنار ديگر رزمندگان پاسدار و بسيج حاضر و در جبهه به رزم خود با تعهدي بيشتر ادامه داد و اين در حالي بود که در سال 64 تصميم به ازدواج گرفت که ثمره اين پيوند فرزندي پسر است که از ايشان به يادگار مانده است . شهيد سيد رحمان هاشمي اصل در آخرين ديداري که در نهم خرداد ماه سال 67 با خانواده داشت آنان را نسبت به تعلم و تربيت فرزند خود ياد آور نمود و از يکايک افراد حلاليت طلبيد و سپس با قلبي مملو از عشق به شهادت عازم منطقه عملياتي جنوب شلمچه گرديد و دوشادوش سلحشوران دلير در عمليات بيت المقدس هفت که در تاريخ 24/3/67 انجام گرفت به مبارزه با دشمن متجاوز پرداخت و در امتداد همين عمليات پيروزمند بود که بر اثر ترکش خمپاره به سر و شکم و همچنين پاي راست به شدت مجروح و به شهادت رسيد .آري شهيد سيد رحمان هاشمي اصل پس از چهارده سال مبارزه با خصم زبون با قامتي به بلنداي سرو مردانه در مقابل دشمن قد را بستاد و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح داد و لباس فخر شهادت را پوشيد که براستي لايق آن بود . يادش گرامی
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد سيد رحمان هاشمي اصل در مورخه 16/3/67
الله ولي الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الي النور .
خدايا کساني است که ايمان آورده اند و خارج مي کند آنها را از تاريکي ها و به نور آشنا مي سازد سلام بر رهبر بزرگ مستضعفان جهان که چون نقطه روشني در تاريک شب به بشريت طلوع کرد و انشاء الله تا محو سياهي ها و ظلمات پيش خواهد رفت . روح در بند و خسته ام قدرت به حرکت در آوردن قلم و نگارش را ندارد اکنون با نهايت شرمندگي به درگاه خداوند توبه کرده ام تا شايد خداوند رحمان و رحيم عنايتي فرمايد و مرا در راهي که مقبول اوست قرار دهد سلام بر پدر و مادر بزرگوارام اين گوهران والايي که خداوند به من عطا کرده است عزيزان من شما بايد به اين شهادت افتخار کنيد زيرا در قيامت نزد حضرت فاطمه سل الله عليه و آله رو سفيد هستيد و مي توانيد بگوييد که در راه دين او را هديه داده ايد و کسي که به دوستش هديه اي دهد براي از دست دادنش ابراز ناراحتي نمي کند و انشاء الله خداوند به شما صبر عنايت فرمايد و اما همسر مهربانم و خواهران خوب و مهربانم دوست دارم زينب وار زندگي کنيد و در سنگر حجاب محترمانه مبارزه نماييد و بدانيد که دشمنان اسلام از سياهي چادر شما بيش از خون ما مي ترسند زيرا شما مادران آينده هستيد و شهدا را در دامانتان پرورش مي دهيد . برادران و خواهران حزب الهي اسلام با کمک و ياري و دعاهايي که از قلوب پاک شما بر خواسته محفوظ و سلامت خواهند بود همانطوري که برادران رزمنده با دعا و قلوب پر از صداقتشان جنگ را به اين جا کشاندند و همگي اين را مي دانيد که امام در قلب تک تک ما جاي دارد به فرمايشات و پند و اندرزهايش گوش فرا دهيد و سخنانش را به جان بخريم و درس آزادگي و ايمان فرا گيريم چه خوب است مصيبتهاي وارده به امام حسين عليه السلام را مطالعه کنيم کلام خدا را در قران بخوانيم و نماز اين فريضه الهي را ترک نگوييم و سبک نشماريم تا از طريق خدا را خشنود ساخته و خانه آخرتمان را بخوبي بسازيم و در ضمن اندک پولي را که داريم خرج خودم نماييد . مرا در گلزار شهداي شهرک سعدي به خاک بسپاريد و بنده حقير از تمام قوم و خويشان حلال بودي مي طلبم والسلام عليکم و رحمه الله و برکات
16/3/67 ساعت 12 ظهر . در ضمن دعا به جان امام يادتان نرود انشاء الله به همين زودي ها کربلاي حسيني باز خواهد شد . خوشا بحال آن کسي که امام را خشنود کرد . سيد رحمان هاشمي اصل 16/3/67