کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 10 آذر 1404
01:41
محمد صادق سهل البیع

محمد صادق سهل البیع

فرزند محمدباقر

تاریخ تولد
1348/05/30
تاریخ شهادت
1380/11/05
محل شهادت
شیراز
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
عوارض ناشی ازجنگ
نوع خدمت
بسیج
محل دفن
-
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید محمد صادق سهل البیع: شهید محمد صادق سهل البیع متولد مرداد ماه 1348 در محله دروازه کازرون شیراز چشم به جهان گشودند نام پدر و مادر ایشان محمد باقر سهل البیع و رقیه کتیبه نام داشتند ایشان فرزند ارشد خانواده بودند شهید دوران ابتدایی و راهنمایی خود را با موفقیت سپری کردند و برای گذراندن دوره دبیرستان وارد دبیرستان ابوذر شدند و در رشته تجربی تحصیل می کردند ایشان سال دوم دبیرستان بودند از طریق بسیج دانش آموزی به جبهه های جنگ اعزام شدند (اهواز) پس از مدتی حضور در جبهه در سال 1364 در عملیات والفجر که در ادامه عملیات فاو بود شیمیایی شدند که حال بسیار وخیمی داشتند و از ناحیه صورت و ریه و پوست آسیب جدی دیدند که ایشان را برای درمان به تهران و سپس به بلژیک منتقل شدند پس از یک ماه و نیم و اتمام دوره درمان برگشتند که متأسفانه مجروحیتشان از ناحیه شکم و پوست هنوز خوب نشده بود ایشان پس از بازگشت به ایران برای ادامه تحصیلات به حوزه رفتند ایشان در تاریخ 7 تیرماه 1369 ازدواج کردند و دارای یک فرزند دختر و یک فرزند پسر شدند ایشان در تاریخ 5/11/1380 پس از تحمل مدت ها رنج به درجه رفیع شهادت نائل شدند پیکر ایشان در گلزار شهدای دارالرحمه شیراز به خاک سپرده شده است . روحش شاد و یادش گرامی باد .
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه بنده گنهکار و ذلیل در مقابل عظمت الهی محمد صادق سهل البیع ـ کل من علیها فان . و ؟؟؟ وجه ربک ذی الجلال و الاکرام . هر آن کس که در این زمین است مرگ را دریابد تنها خدای با عظمت و گرامی تر ماند پس چرا توشه بر نگرفته ای و خود آماده نکرده ای در حالی که آن دنیا یک روز و دو روز نیست و تا ابد باید در آن مکان بسر برد وای بحالت که حضرت علی(ع) با آن همه عظمت و با این که پیامبر درباره اش فرمودند ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین یعنی که ضربت حضرت علی در خندق به پهلوان دشمنی برتر از تمامی عبادات جن و انس است این امام بزرگوار می گویند: اه من قلة الزادو طول السفر: آه می کشد از کمی ذخیره توشه اش و از درازای سفری که در پیش روی همه است چرا اینقدر این دنیا غفلت نموده و از یاد نمودن واقعیت هایی که بسیار به تو نزدیک غافل ماندی چرا پیامبر می فرماید حب الدنیا راس کل خطیئه که دوستی دنیا سرچشمه تمام بدی هاست آیا مگر این نیست که دوستی دنیا انسان را غافل کند از این که روزی بالاخره از این دنیا باید برود و کسی که از این مطلب غافل ماند گناه و فساد برایش راحت و عادی می گردد اگر آزموده باشی در آن روزی که بیاد مرگ می باشی شوق دیگری به عبادات داری و از گناه نفرت در درونت می باشد . چرا بنده واقعی و مسلمان واقعی نباشی زندگی خیلی از علماء را بنگر و ببین چه مسائل و مطالب عجیب و زیبائی در طول زندگی آنها بود و چه زحمت ها کشیدند و به چه جاهایی رسیدند ولی تو چطور آیا پیشروی چشمگیری در زمینه روحیات و معنویات داشته ای ببین چقدر عقب افتاده می باشی و عین خیالت هم نمی باشد چقدر نسبت به چیزهائی که می تواند نشانه یک مؤمن واقعی باشد پایبند هستی چقدر به نماز شب ، قرآن ، نوافل ، علوم و کتب لازم برای جامعه اسلامی و ... علاقه داری آیا تونسته واقعاً خود را بسازی تا دیگران را هم . مگر امام نمی فرماید تا تهذیب نکنید خود و از خودتان شروع نکنید شما نمی توانید دیگران را بسازید مسئله مهم است اگر حتی خودت را هم تهذیب ننموده فکر نکنی تکلیف از دوشت برداشته می شود ولی آن اثر خوب را نمی توانی بر دیگران و بر جامعه ات داشته باشی آیا نمی بینی که چگونه دارند جوان ما را از ما می گیرند از اسلام گرفته و به دامان خودشان به دامان کثافت ها ، فسادها ، پلیدی ها و بالاخره رو به غیر خدا می برند آنها را نسبت به اسلام و دین و مذهب و همه چیزشان بی خیال و بی مسئولیت می کنند چرا زودتر بفکر چاره ای نیستی چرا زودتر سعی در قوی نمودن معنویات و مسائل لازم برای حلالیت دیگران در درون خود نمی کنی چرا اینقدر بی تفاوتی و درست فکر نمی کنی که اگر جوان ها را از دست دادیم همه چیزمان را از دست داده ایم مگر مضمون صحبت امام صادق چنین نیست که روی نسل جوان کار کنید که آنها آمادگی بسیار بهتری برای پذیرش مطالب دارند اگر اخلاق ما خوب و درست باشد جوان ها حتی بدون این که حرفی برای آنها بزنیم جذب مسائل اسلامی می شوند (کونوادعاة الناس بغیر السنتکم) دعوت کننده مردم باشید با رفتار و اعمالتان . نه فقط باز جان در آخر همه مرا ببخشید اگر شما را ناراحت کردم ولی این مطالب را لازم دیده و آن را بیان نمودم پدر و مادر عزیز مرا حلال کنید و در آن مواردی که شما را از دست خود آزرده نمودم مرا ببخشید چون آن گونه که اسلام سفارش می کند با شما رفتار ننمودم و خواهرانم از شما می خواهم که راه حقیقی اسلام را ادامه دهید در آخر از همگان حلال بودی طلبیده و تا وعده روز جزا همگی را به خدا می سپارم . خدمت پدر و مادر عزیز و گرامی و بزرگوارم هزار صلوات نذر واجب کرده ام و احتمالاً تا آنجا که یادم هست یک ختم قرآن و در جای دیگر صد صلوات و دادن صد تومان پول به صورت انفاق در هر راهی که باشد . ضمناً خواهش می کنم برای احتیاط هم که شده حدود دو ماه برایم نماز یومیه بخوانید و اگر مشکلتان نیست یک مقداری از طول روز را برایم نماز شب هایی که نخواندم به نیتم بخوانید . والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته . صبح چهارشنبه 1/4/1367