بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد بزرگوار شهريار عليان کوهنجاني : شهريار عليان کوهنجاني در تاريخ 23/1/1335 در روستاي کوهنجان از توابع شهرستان شيراز استان فارس در خانواده اي متوسط ديده به جهان گشود . نام پدر ايشان نگهدار بود دوران کودکي را در روستاي کوهنجان گذراند او بخاطر کسب علم و دانش راهي مدرسه شد و دوران ابتدايي را در روستاي کوهنجان با موفقيت به پايان رساند و دوران راهنمايي را در سروستان گذراند پس از اتمام دوره راهنمايي وارد ارتش شد يکي از دلايل ورود به اين ارگان تأمين شغل و درآمد بود و با درجه گروهباني در نيرو زميني 55 هوابرد شيراز مشغول کار شد با اوج گيري انقلاب شهيد به همراه دوستانش در تظاهرات شرکت مي کردند و سرانجام پس از پيروزي انقلاب شهيد همچنان در ارتش ماند در آنجا مشغول خدمت شد و با شروع شدن جنگ ايشان به صورت داوطلبانه از شيراز به منطقه جنوبي کشور اعزام گرديد و به عنوان رزمنده در آبادان مشغول خدمت شد که سرانجام پس از سي روز حضور در منطقه جنگي سرانجام در آخرين حضور در تيپ المهدي بر اثر اصابت ترکش به ناحيه سر در تاريخ 17/9/1359 به درجه رفيع شهادت نائل گرديد . سرانجام پيکر پاک ايشان در دارالرحمه روستاي کوهنجان در قطعه شهدا دفن گرديد . طبق گفته هاي همرزمانش شهيد فردي بسيار خوش اخلاق و بسيار مهربان بود . همچنين حفظ اصالت و افتادگي و اخلاص در اعمال را در سرلوحه اعمال و رفتار خود قرار داده بود . تا اينکه ايشان از سوي ايزد تبارک و تعالي به عنوان يکي از افراد صالح خداوند انتخاب و به آرزوي شيرين شهادت که همان آرزوي همه افراد شايسته است رسيدند . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
اينجانب شهريار عليان فرزند نگهدار وصيت نامه خود را با نام خداي بزرگ آغاز مي کنم . در ابتدا از پدر بزرگوار و مادر گراميم طلب مغفرت و آمرزش دارم . پدر و مادر مهربانم اگر در اين مدت موجب رنجش شما شده ام از شما مي خواهم که مرا ببخشيد از شما مي خواهم که بعد از شهادت من گريه نکنيد زيرا من راه خود را انتخاب کرده ام و با رفتن به جبهه و دفاع از خاک کشور اسلاميم ايران مي خواهم به وظيفه انساني خود عمل کنم . پدر و مادر گرامي از شما مي خواهم که در هر شرايطي از زندگي همانند قبل خدا ، قرآن و دين اسلام را فراموش نکنيد . از شما برادرانم مي خواهم که به تحصيلات خود ادامه دهيد و هرگز خداوند را فراموش نکنيد ، پدر و مادر را در انجام کارها ياري کنيد و سعي کنيد که در آينده فردي مفيد براي پدر و مادر و همچنين براي جامعه اسلامي خود باشيد . از شما خواهران عزيزم مي خواهم که حجاب و عفاف خود را حفظ نماييد و فرزندي خوب براي پدر و مادر و همسري مهربان براي شوهر و مادري دلسوز براي فرزندانتان باشيد . همواره در زندگي فاطمه زهرا (س) را الگوي خود قرار دهيد و همانند او زندگي کنيد . از پسران محل مي خواهم که همواره به پدر و مادر خود احترام بگذاريد و به آنها کمک کنيد . در زندگي از دين اسلام الهام بگيريد و هرگز ارزشهاي يک جوان ايراني و روستايي را از ياد نبريد و رفتار پيامبران و امامان را الگوي خود قرار بدهيد و از مد پرستي دوري کنيد . از دختران محل مي خواهم که همواره در زندگي از فاطمه زهرا (س) الهام بگيريد و حجاب و منزلت خود را حفظ نماييد و به پدر و مادر خود احترام بگذاريد و خداي بزرگ را از ياد نبريد . از شما مردم کوهنجان مي خواهم که هميشه اتحاد و همبستگي خود را حفظ نماييد و در جهت عمران و آبادي محل از هيچ کوششي دريغ نفرمائيد و هميشه يار و ياور يکديگر باشيد . خدا را فراموش نکنيد و به يکديگر احترام بگذاريد و همچنين به جوانان اين سرمايه هاي مملکت احترام گذاشته و آنان را به نماز خواندن و اطاعت از خدا تشويق کنيد . از آنها بخواهيد که تحصيلات خود را ادامه دهند تا فردي مفيد براي پدر و مادر و کشور ايران باشند . از ملت شريف ايران مي خواهم که هرگز امام را تنها نگذاريد و از اين انقلاب به خوبي نگهداري کنيد زيرا اين انقلاب اسلامي ما راحتي به دستمان نرسيده است بلکه هديه اي است الهي که با خون هزاران شهيد گلگون کفن آبياري شده است و هرگز نگذاريد که بيگانگان در انقلاب نفوذ کنند و آن را از بين ببرند و خون شهيدان عزيز را پايمال کنند . اتحاد و وحدت کلمه خود را حفظ کنيد و سر تعظيم در برابر دشمنان کشور فرود نياوريد . پدر و مادر بزرگوارم لطف و محبت شما را هرگز فراموش نمي کنم و اميدوارم که هميشه سربلند و با عزت زندگي کنيد و در آخرت با امامان و پيامبران همنشين باشيد . در پايان از کساني که مسئول کفن و دفن من مي باشند مي خواهم که پيکر مرا از چهار راه امامزاده بوسيله دست حمل کنيد و هنگامي که به درب منزلمان رسيديد مرا به زمين بگذاريد تا خاطرات زمان کودکي خود را به ياد آورم . تلاش و سخت کوشي پدر و مادرم را به ياد بياورم و همچنين براي هميشه از خانواده ام خداحافظي کنم و آن وقت تابوت مرا به سوي امامزاده و سپس قبرستان حمل کنيد . به والدينم بگوييد که هر مکاني از قبرستان را که دوست داشتند انتخاب کنند که مرا در آنجا دفن کنيد . در آخر همگي را به خداي بزرگ مي سپارم 20/7/1359 شهريار عليان والسلام .