کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 9 بهمن 1404
22:22
حمید رضا قاسم پور

حمید رضا قاسم پور

فرزند مجید

تاریخ تولد
1372/02/16
تاریخ شهادت
1395/01/13
محل تولد
آباده
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
بسم الله الرحمن الرحيم
گوشهاي از زندگينامه اولين شهيد مدافع حرم حضرت زينب سلام الله عليها از شهرستان آباده شهيد حميد قاسم پور
در نيمههاي يک شب باراني دومين ماه بهاري مادري که حدود نه ماه انتظار کشيده بود به بيمارستان سميرم منتقل شد و سحرگاه شانزدهم ارديبهشت سال 1372 نوزادي به دنيا آمد که پدرش و مادرش او را حميد ناميدند. اما از چه پدر و مادري؟ پدري که خود در سنين نوجواني به جبهه عازم شده بود و افتخار جانبازي در راه اسلام و مهين اسلامي را کسب کرده و مادري که خود در حاليکه تنها فرزند دختر خانواده و نور چشم و عزيز پدر بود، پدرش را در رخت شهادت مييابد و با واژه مقدس شهيد و شهادت از همان اوان کودکي آشنا ميگردد.
حميد دوران کودکياش را تا سن 8 سالگي بدليل شغل پدرش که ابتدا کشاورزي بود در روستاي قلعه مختارخان (اسلامآباد) از توابع شهرستان سميرم سپري ميکند. که در همان کودکي رفتار حميد متفاوت با ديگر همسن و سالانش بود و پس از آن با خانواده به آباده ميآيند. در همان سنين کودکي حس مسئوليتپذيري و مسئوليت طلبياش ويژگي بارز او ميشود. طوري که به اذعان همگان بيش از سن و سال کمش جنب و جوش و فعاليت اجتماعي دارد. از همان دوران راهنمايي و دبيرستان عضو فعال بسيج دانشآموزي و هلال احمر شد و همچنان در جلسات حلقه صالحين و گردهمآيي ها فعاليت دارد که گويي از مسئولين رسمي سپاه يا آموزش و پرورش است. در دوره دبيرستان خود به عنوان سخنران و مدعو به مدارس ديگر ميرود تا براي ديگر دانشآموزان به ايراد سخنراني و تشريح مسائل فرهنگي بپردازد. در زمينه مسائل فرهنگي چنان در دوره دانشآموزي و سپس دانشجويي فعاليت ميکند که از او به عنوان فرهنگي فرهيخته نام برده ميشود که از جمله کارهاي مهم فرهنگي شهيد تأُسيس نمايندگي مؤسسه رزمندگان در شهرستان آباده و مربي حلقههاي صالحين و سرگروه دورههاي ياوران ولايت بوده.وي همچنين در برگزاري اردوهاي راهيان نور عاشقانه با سپاه و آموزش و پرورش همکاري مينمايد و مورد تقدير مسئولان آموزش و پرورش و ناحيه مقاومت سپاه شهرستان قرار ميگيرد.حميد که نميتواند بي تحرک و بدون فعاليت فرهنگي باشد مرتباً در يادواره شهدا نه تنها شرکت ميکند بلکه به عنوان يک پايه برگزاري چنين مراسماتي ميگردد و همواره خود را خدمتگزار يا خادمالشهدا مينامدو چقدر با احساس و با چه شور عجيبي در بزرگداشت و يادواره خلبانان شهيد محمدکاظم روستا به اجراي برنامه ميپردازد. با اتمام دوره دبيرستان وارد دانشگاه آزاد اسلامي واحد آباده مي شود تا در رشته حقوق به ادامه تحصيل بپردازد. در دانشگاه نيز به عنوان عضو بسيج دانشجويي عملاً بسياري از امور بسيج دانشجويي دانشگاه را بر عهده ميگيرد و با دانشگاه همکاري ميکند و همواره روحيه بسيجي گري و شهادت طلبي را در خود تقويت مينمايد. ايشان توفيق حضور در چند دوره پيادهروي اربعين به کربلاي معلي را پيدا ميکند. در يکي از اين پياده رويها بعد از بازگشت از زيارت امام حسين عليهالسلام مستقيماً به مشهد براي پابوسي امام هشتم ميرود و بعد به خانه باز ميگردد که نشاندهنده عشق ايشان به اهل بيت عليهمالسلام است. در سالهاي اخبر که دشمنان تکفيري همواره قصد تعرض و اهانت به مقدسات شيعه و حرم اهل بيت عليهالسلام را داشتهاند، هميشه دغدغه اش حضور در جبهه هاي سوريه براي دفاع از حرم حضرت زينب سلام الله عليها بود اما با توجه به اينکه اعزام به سوريه به راحتي صورت نمي گرفت در آخرين حضورش در پياده روي اربعين 94 تصميم مي گيرد در عراق بماند و در آن جبهه به دفاع در برابر تکفيري ها بپردازد اما پس از مدتي به ايران باز مي گردد و وقتي از طرف خانواده اش مورد سؤال قرار مي گيرد که چرا برگشتي ابراز مي دارد: رفتن من به سوريه قطعي شد و هنگامي که از او مي پرسند چگونه؟ مي گويد يک روز موقع نماز صبح در حرم حضرت عباس قمر بني هاشم خلوت کرده و به ايشان گفتم آقا بر سر دو راهي گير کرده ام. نمي دانم در عراق بمانم يا به سوريه و دفاع از حريم خواهرت حضرت زينب (س) بروم. در همين هنگام بود که درب حرم باز شد و مردم با شعار لبيک يا زينب وارد حرم شدند. اينگونه بود که اذن دخول حرم حضرت زينب را از برادر با وفايش گرفتم و ان شاء الله به دفاع از حرم حضرت زينب خواهم رفت. روزي حميد به همراه مادر به بانک خون براي اهداي خون مي رود و به مادر مي گويد که من خونم را نذر حضرت زينب کرده ام که آن روز مصادف بوده با شهادت (رحلت) حضرت زينب سلام الله عليها و همانگونه مي شود که پس از مدتي گرچه دانشجوي ترم آخر حقوق در مقطع کارشناسي بود به سوريه اعزام مي شود. حميد شنبه 24 بهمن 94 که مصادف بود با ولادت حضرت زينب (س) براي اعزام به سوريه از منزل رفت و در آنجا علي رغم سن و سال کمش همواره مورد تحسين فرماندهان قرار مي گيرد و خيلي زود مسئوليت اطلاعات و عمليات گردان به او محول مي شود. علاوه بر اين حميد مؤذن و قاري منتخب خطشان نيز بوده است. و سرانجام در درگيري شديد که بين آنها و دشمن تکفيري رخ مي دهد در حالي که طبق اظهارات همرزمانش اباالفضل گونه مي جنگيد و همچون اربابش از چند ناحيه از جمله دست، پا و چشم مورد اصابت قرار مي گيرد و در روز سيزدهم فروردين 95 آخرين سبزه بهار عمر خويش را با سيدالشهدا، اباعبدالله الحسين عليه السلام گره مي زند و در منطقه خانطومان حلب به فيض شهادت نائل آمد.شعار شهيد در گردان 109 قمر بني هاشم:
"به روح به الدم لبيک يا زينب"
فعاليت هاي شهيد قاسمپور: 1- بسيج دانش آموزي - راهيان نور - هلال احمر - حوزه نمايندگي ولايت فقيه - برگزاري حلقه هاي صالحين - بسيج دانشجويي - اکران فيلم جشنواره عمار - گردان 109 قمر بني هاشم و مأموريت هاي گردان - آموزش اسلح شناسي و مربي آموزشي در گردان و بسيجي هاي گردان.روحش شاد و يادش گرامي.