حمیدرضا احقاق جهرمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند غلام رضا
تاریخ تولد
1345/06/20
تاریخ شهادت
1361/04/23
محل شهادت
شلمچه خرمشهر
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسمه تعالي
زندگينامه حميدرضا احقاق جهرمي
" ومن يقاتل في سبيل اله او يغلب فسوف ؟؟؟ اجرا عظيما."
هر کس در راه جهاد به راه خدا کشته شد يا فاتح گرديد به زودي او را به بهشت ابدي اجري عظيم دهيم .سوره نساء آيه 74 ، آنان چه آزادانه زيستند و چه عاشقانه و سعادتمندانه به لقاء اله شتافتند .شهيد حميدرضا احقاق به سال 1346 در شهر شهيدپرور جهرم و خانواده اي مذهبي به دنيا آمد در اوان کودکي داراي روحي پر خروش و بي تاب بود کمتر از 6 سال داشت که به دبستان وارد شد و پس از اتمام دوره ابتدائي براي اداره تحصيل در مدرسه راهنمائي شهيد منصور محبوبي ثبت نام کرديد در اين هنگام علاقه زياد او به مطالعه کتب مذهبي و فهم مسائل ديني و روح پاک سرشار از ذوق و استعدادش به اسلام و قرآن را مي رساند گاهي که در او دقت نظر و توجه شد تا اندازه اي قابل درک بود که همچون کسي که گمشده اي دارد و در پي آن است سخت بي تابي بود تا اينکه سرانجام خداوند برگ هديه الهي انقلاب اسلامي را به ملت مسلمان ايران عطا فرمود و در آن زمان در سال دوم راهنمائي بود که تظاهرات بر عليه رژيم منحط شاه شروع گرديد . حميد با آنکه سن کمي داشت و شايد در بين همکلاسانش پائين ترين سن را داشت خداوند متعال آگاهي و شناختي را به او عنايت فرموده بود که تنها به پيروي از امام از آغاز درآن مبارزات شرکت فعال داشت و در اين رابطه خانواده خود را راهنمايي مي کرد و پس از پيروز شدن انقلاب و بازگشايي مدارس به فعاليت خود در مدرسه ادامه داد سپس با ورود به دبيرستان اسلامي جهت حفظ و نگهداري دستاوردهاي انقلاب اسلامي به فرمان امام امت مبارزه خود را با منافقين و خطوط انحرافي آغاز نمود از اعضاي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان و همچنين عضو فعال در بسيج و سپاه بود و در اين رابطه بسياري از کارهاي که انجام مي داد پنهاني بود چرا که دوست مي داشت اگر کاري انجام مي دهد تنها خدا بداند و به اين مطلب سخت اعتقاد داشت . در سال 1360 به خاطر نياز به جبهه عازم ميدان جنگ حق عليه باطل گرديد و پس از پيروزي در عمليات بستان و چزابه از جبهه بازگشت ولي بازگشت نه به خاطر ماندن در وطن بود بلکه چون ؟؟ جبهه او را به کمال رسانيده بود و کلاس درس را رها کرد و عشق به ديدار خدا در درون خود به اوج خود رسيده بود و گوئي اين بار براي خداحافظي آمده بود بالاخره عشق به لقاء اله او را بار ديگر به جبهه خواند و باري بار دوم در عمليات عظيم فتح و رمضان شرکت جست و سرانجام در اين عمليات در تاريخ 12/4/1361 برابر با 21 ماه رمضان به آرزي ديرينه خويش بود به شهادت نائل آمد . از خصوصيات اخلاقي او خلوص نيت در عمل و پرهيز از ريا و صميمت با برادران ديني شدت عمل با منافقين و خطوط منحرف و نيز دوري جستن از دنيا و اهل آن اجتناب از غيبت و دروغ ، تسلط بر هواي و هوس از جمله خصوصيات بسيار خوب و پسنديده اين شهيد عزيز چه در خانه و چه در بيرون بود .يادش گرامي عقيده اش پايدار و راهش پر رهرو باد .والسلام
بسم رب شهداء و الصديقين ان الله يحب الذين فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص ( به تحقيق خدا آن مؤمنان را كه در صف جهاد با كافران مانند سد آ هنين همدست وپا يدارند بسيار دوست دارد )و امروز اين آ يه شريفه مصداق پيدا كرده و امت شهيد پرور كشورمان در برابردشمنان خدا چون صفى آ هنين ايستادگى مى كنند واز هيچ ايثارى فرو گذار نيستند و در ميدان جنگ شهيد مى شوند و چه زيبا ست جنگيدن و شهيد شدن در ميدان حق عليه باطل و ما انشاء الله امروز عازم جبهه هستيم ودر اين نبرد تاريخى و سرنوشت ساز به رهبرى امام امت خمينى كبير شركت مى جوييم تا آ خرين ضربات پيروز كننده اسلام را برپيكر صدام و صداميان و حزب بعث كثيف عراق وارد آ وريم ما ديگر نميتوانيم تحمل كنيم كه هر روز با چشم خودمان شاهد و ناظر تشييع جنازه دوستان از دست رفته باشيم بايد رفت بايد رفت و تاآخرين قطره خون خود د ربرابر اين ستمگران ددمنش ايستاد اينجانب حميد رضا احقاق اعتقاد خود را نسبت به مكتب اسلام ابراز داشته و رهبرخود را امام خمينى مى دانم و هدفم از جبهه رفتن نابودى تمام ظالمان وستمگران مخصوصا نابودى صدام و حزب بعث كثيفش و دفاع از اسلام و قران مى باشد تنها صحبتى كه اين حقير با شما دارد اينست كه اى برادران و خواهران 1- امام را تنها نگذاريد و پيوسته پشتيبان خط امام و ولايت فقيه باشيد 2-همانطور كه امام عزيزمان فرمود ند مساجد سنگر است مسجد ها را پر كنيد وبا شركت جويى درنماز هاى جماعت دشمنان خود را مأيوس و سرافكنده نماييد 3- به شايعات دشمن گوش نكنيد واز تفرقه بپرهيزيد 4- همانطور كه عزيز بزرگوارمان امام امت فرمودند اسلام بدون رو حانيت مانند كشور بدون طبيب است هيچگاه از رو حانيت كه جامه تن امامند جدا نشويد و از آنها و مخصوصا از حضرت آ يت الله سيد حسين آ يت اللهى بشدت پيروى كنيد وقدر اين اما م جمعه عزيزمان را بدانيد و حرف ديگركه به جوانان از جان گذشته حزب الهى خودم اين است كه اگرامكان هست هر چه زودتر خود را آماده كنيد و به شهر هايى كه منافق در آنجا زياد است مخصوصا به شيراز اعزام شويد و با قاطعيت هر چه تمامتر همانطور كه قانون و حكم الهى دستور ميدهد با اين گروهكها رفتار نماييد تا اينها نتواننديك سانتى متر از جاى خود حركتى بكنندو خود را نمايان كنند من وصيت مهمى ندارم و تنها حرف من به مادر عزيزم اين است كه اى مادر هر موقع به ياد من افتادى و خواستى گريه كنى و يا اينكه برسر قبر من بيايى آن لحظه به فكر كربلا ى حسين باشد كه در آن زمان با كافران و ستمگران براى پابر جاماندن اسلام و آزادى تمام مسلمانان از زير سلطه يزيد جنايتكار چگونه جان خود و فرزندان عزيزشان را دو دستى تقديم حق تعالى نمودند ، مادر مگر على اكبر ، قاسم و سربازشش ماهه د ركربلا ى امام حسين شهيد نشدند ومگر حضرت عباس دو دستش را از تن جدا نكردند پس من كه از آن بزرگوار ان بيشتر نيستم بلكه يك بنده گناهكارم تنها خواهشى كه اكيدا از خانواده ام دارم اينست كه گريه و زارى و ضعف نكنند و خود را مثل هزاران مادر وپدر ديگر بدانند كه فرزندان خود را در راه خدا از دست داده اند و از خدا بخواهيد كه مرگ من فى سبيل الله باشد د رپايان از پدر ومادرم و برادرو خواهرانم و همچنين دوستان و اقوام مى خواهم كه مرا حلال كنند سلام و درود خدا بر رهبر كبير انقلاب و شهيدان هميشه شاهد به اميد بر افراشته شدن پرچم لا اله الا الله بر تمامى قله جهان والسلام 21/3/1361