کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 12 مرداد 1405
22:34
احمد خادمی

احمد خادمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند غلامحسین

تاریخ تولد
1342/06/18
تاریخ شهادت
1365/11/14
محل شهادت
محور شلمچه
محل تولد
ارسنجان
مسئولیت
معاون گردان
محل دفن
ارسنجان
در يكي از محله هاي قديمي شهر ارسنجان ،كودكي چشم بر آبي آسمان گشود كه او را به تبرك نام مقدس حضرت رسول اكرم (ص)"احمد"ناميدند . در آن سحرگاه منور كه آيا ستاره سرخ ،برافقهاي لاجوردي دشت ،درخشيد سه ماه تمام از واقعه خونين پانزده خرداد 1342 مي گذشت و هنوز بعد از روزها ،آسمان داغدار آن عاشوراي غريب بود .

احمد ، روزهاي پر نشاط كودکی را در کوچه های گل اندود دیروز ارسنجان که بیشتر به روستایی صمیمی می مانست آغاز کرد ودر حال و هوای یک شهر مذهبی که پاکی و صداقت مردمش زبانزد خاص و عام بود، پرورش یافت . شهر ارسنجان از معدود شهرهایی بود که دور از هیاهوی دنیای متمدن امروز ،مردان و زنان ساده و با ایمان خود را از معضلات و نابسامانیهای فرهنگی و مذهبی آن روز ، دور داشته و بی شک در این میان اعتقادات اصیل مردم در سلامت فرهنگی نقشی اساسی داشت و شاید به همین دلیل این شهر کوچک ، جزء اولین شهرهایی بود که به ندای آسمانی امام (ره)لبیک گفته و جوانان خود را در صفوف اول قیام ، به مبارزه با طاغوت ستمشاهی گسیل داشت . شهید خادمی در چنین فضای مناسبی ،فعالیتهای سیاسی و انقلابی خودرا آغاز کرد و به همراه جمعی دیگر از یاران و همرزمان خود ،اولین هسته های مقاومت را در دبیرستانها ومساجد این شهر بنیان نهاد .

با شروع جنگ تحمیلی دوره ای نوین از مبارزات حق طلبانة وی آغاز گردید. آن روح توفنده ،با تجربیاتی که در مبارزه با ضد انقلاب اندوخته بود به مردان حماسه آفرین جنوب پیوست ودر لباس یک بسیجی ، پاسداری وحراست از مرزهای ایران اسلامی را بر عهده گرفت . وی در مدت 24 ماه حضورمداوم در خط مقدم جبهه ،در عملیاتهای سرنوشت سازی چون " بدر" و " قادر" که عملیات اخیر به مجروحیت شدید وی انجامید ،شرکت کرده و حماسه ها آفرید تا آنکه در بحرانی ترین روزهای جنگ به پاس شایستگیهاو رشادتهایش به سمت فرماندهی گردان انبیاء از لشکر 8 نجف منصوب گردید. وی علاوه بر مسؤولیتهای خطیری که در جبهه به عهده داشت مدتی نیز با قبول مسؤولیت بسیج سپاه پاسداران ، انجام وظیفه کرد و در این میان با تأمین و سازماندهی نیروهای تازه نفس و اعزام آنها به جبهه ای نبرد ،خدمات ارزشمندی را به انجام رساند .

سردار شهید احمد خادمی در بحبوحة عملیات خیبر ،به مردان حماسه آفرین المهدی (عج)پیوست و با پذیرفتن مسؤولیت گروه غواصی ، در این عملیات افتخار آفرین شرکت کرد . علاوه بر مسؤولیتهای یاد شده آن پاسدار از جان برکف و آن خادم امام و انقلاب ، مدت شانزده ماه نیز فرماندهی گردان فاطمه الزهرا (س)از تیپ احمد بن موسی (ع)را به عهده داشت ودر این راستا به انجام امور محوله پرداخت .وی علاوه براین ،مدتی نیز به عنوان مسؤول محور ، در این تیپ پیروز انجام وظیفه کرد.

سردار شهید احمد خادمی سرانجام در چهاردهم بهمن ماه 1365 در حالی که مسؤولیت جانشینی گردان حمزه سید الشهداء از لشکر 19 فجررا به عهده داشت از ناحیة سر مورد اصابت گلوله قناسة دشمن قرار گرفت و به فوز عظیم شهادت نائل آمد . سرزمین خونرنگ شلمچه ،هنوز بعد از سالها ،نعره های سرخ او را از گلوی عطشناک مردان کربلای 5 ،فریاد می کند.
«با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب و شهیدان به خون خفته انقلاب اسلامی ایران و سلام بی‌پایان به برادران معلول و مجروح انقلاب اسلامی بنابر مسئولیتی که دارم چند سطری را بنابر وصیت این حقیر نگارش می‌کنم.
<br>
دیگر نمی‌توانم شاهد این همه جنایات صدامیان کافر باشم، دیگر نمی‌توانم ببینم که برادرانی هر روز بی‌پر می‌شوند و با خون پاک خود وضوی عشق می‌گیرند و برای روز رستاخیز وضو ساخته آماده‌اند.
<br>
آماده‌اند، تا با روی پاک و جمسی خونین با حسین علیه السلام محشور شوند.
<br>
آماده‌اند تا با دستی قطع و بدنی تکه تکه شده بگویند و بفهمانند که ما‌ها از جان و مال و زندگی خود گذشتیم و با این حمایت عرفانی با رهبران و پایه‌گذاران اسلام محمدی امان محشور شویم.
<br>
برادران و شما خواهران باید از آن حالت بی‌خیال و غفلت بیرون رویم و به هوای باز و آزاد آن سوی دنیا بنگریم و با نثار جان خود و با گذشتن از مال و زندگی خود برای حافظت از اسلام محمدی امان بپا خیزیم و از بدل جان دریغ نکنیم.
<br>
برادران، شما‌ها که مسئول تشییع جنازه این حقیر از کاروان دور افتاده هستید. چشم‌هایم را باز کنید تا بدانند که با چشمی باز این راه را انتخاب نمودم و دست‌هایم را باز نگه دارید که آن‌ها که به فکر دنیا و مال و ثروت هستند بدانند که با دستی خالی از این دنیا هجرت کرده‌ام؛ و شما‌ ای برادران مسئول راه ما را که همان راه اسلام تشییع پیروی کامل از دستورات این رهبر عزیز است ادامه دهید و بدانید که تا روح وحدت و روح شهادت طلبی در شما‌ها است شکست برای شما نیست.
<br>
و در آخر چند تذکر دارم به برادران عزیز و خواهران گرامیم:
<br>
برادران و خواهران هر چه می‌توانید بخوانید دروس را و تا شما دروس را بخوانید و تقوا را همگام با او پیشه کنید هرگز برای شما ناامیدی نخواهد بود.
<br>
قرآن را بخوانید در مراسم دعا‌های کمیل و توسل شرکت کنید تا روح خدا جویی و گروه گرایی در شما رشد کند و تا در شما روح فردگرایی باشد و تنها بخواهید کار کنید نمی‌توانید بازده خوبی داشته باشید، پس همیشه در کارهایتان مشورت و شور را پیشه کار خود کنید. به راستی این اصل برنامه کار خود را پیاده کنید.
<br>
در آخر می‌گویم که‌ای خوانین و‌ای سرمایه‌داران زالو صفت، دیگر عمر شما به سر رسیده است گردن‌های شما به دست دادگاه‌های قسط الهی زده خواهد شد. بدن‌های گندیده شما با بوی تعفن که با خود دارند در زیر گل‌ها پنهان می‌شود، پس کمی به خود آیید در این چند روزی که می‌توانید برای آن دنیای خود کار کنید که شما‌ها دوزخیان آن جهان و ابلیسیان این دنیا هستید پس در این دنیا بر شما لعن و نفرین می‌شود و در آن دنیا به وسیله آتش جهنم سوخته خواهید شد.
<br>
در آخر از برادران تشیع می‌خواهم که جنازه مرا در قبرستان جدیدی که در صالح آباد معین می‌شود مرا خاک کنید. از پدر و مادر و برادران و خواهران می‌خواهم که مرا حلال کنند و به جای اشک در چشمان تبسم بر لب‌ها داشته باشند تا روح مرا نیاز دارند. پس‌ای مادر سیاه پوش نشو چو جوان تو در حال رفتن سیاه پوش بود و‌ای خواهر گریه نکن که برادر تو هنگام با لبی پر از خنده رفت پس دیگر هجرت من برایتان سخت نیست زیرا تنها به خاطر الله بود.
<br>
والسلام
<br>
۶۲/۱/۲۳
<br>
احمد خادمی عضو نیروی بسیج»
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید