کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
00:35
عبدالرضا تراب فرد جهرمی

عبدالرضا تراب فرد جهرمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند هاشم

تاریخ تولد
1345/11/03
تاریخ شهادت
1365/12/13
محل شهادت
شلمچه خرمشهر
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
فرمانده گروهان
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عبدرالرضا ترابفرد - شهيد عبدرالرضا ترابفرد در سال 1346 پا به عرصه دنيا گذاشت پدر و مادرش با رسيدن او قلبي مملو از شادي به خودشان مشاهده نمودند چرا که همان اوايل کودکي چهره ي نوراني و هوش عجيب داشت و چون پدر و مادر عزيزش علاقه شديد به خانواد ه عصمت طهارت و اهل بيت داشتند نام رضا را براي او انتخاب کردند فرزندايشان هم از عمل و تقوي زيادي برخوردار بود لذا در سن 6 سالگي وارد دبستان رازي مي گردد دوره ي ابتدايي را سپري مي کند و دوره ي راهنمايي در مدرسه شهيد رجائي را طي مي کند عشق و علاقه ي شديد به درس و علوم علمي داشت و هر سال با نمرات عالي و معدل خوب به قول مي شد در دوره ي دبيرستان شهيد مطهري گذراند لذا چون نداي امام عزيز را شنيد خودش آماده رفتن جبهه جنگ نمود و در اين مدت با همه بار در خط مقدم جبهه حضور پيدا نمود به عنوان تک تيرانداز در خط مقدم جبهه فعاليت داشت در مدت زمان عمر کوتاهش در مسجد کلاس قرآن داشت با پدر و مادر و بستگان بسيار عطوفت و مهرباني داشت کينه و ريا بخل ابداً در دل نداشت با دوستانش مانند برادري دلسوز و راهنماي خوب رفتار مي کرد هر کجا مرکز تجمع دوستان و جوانان مي ديد آنها را به کلاس قرآن يا رفتن به جبهه تشويق مي نمود براي پدر و مادر عزيز ش بي مثل و مانند يوسف حضرت يعقوب عليه السلام بود مکارم اخلاق ايشان جلب توجه همه ي مردم و جوانان قرار داشت و مردم دار و آنها را هدايت مي کرد حضور گسترده مبارزات برعليه دشمن جمهوري اسلامي داشت اجازه به هيچ کس نمي داد که نسبت به انقلاب و امام کوچکترين حرفي بند . شرکت در مجالس عزاداري ائمه اطهار و مراسم جشن ائمه اطهار داشت دوستانش مانند گل او را مي بوئيدند حضور نزديک او در مساجد و محافل و اماکن مقدس ديني زياد بود اگر نماز جمعه و جماعات بود شرکت مي کرد و دوستانش را نيز دعوت مي کر د چون قصد اين عزيز چنان بود که جوانان خويش را به عبادت و نماز دعوت کند و آنها را در عبادتگاه خدا دعوت نمايد نسبت به والدين رفتار نيکو داشت عصاي دست پدر بود در امور مادي و معنوي به پدرش کمک مي کرد نمي گذاشت پدرش از کار خسته شود با همسايگان عشق و علاقه ي زياد داشت مستمندان را ياري مي نمود و در برابر همه مردم چه اغنياء چه فقير را يکنواخت قرار مي داد تا اينکه روزي از روزهاي غم انگيز زمستان سال 66 در شلمچه عمليات کربلاي 5 به درجه ي رفيع شهادت نائل گرديد . روحش شاد و راهش مستدام باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد عبدالرضا تراب فرد
ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثين
در اين لحظات آخر که قلم بر روي کاغذ لغزيد چند کلمه اي را لازم است توضيح دهم حرکت کردن وآمدن من بهجبهه تنها وتنها به خاطر اين است که اسلام در خطر است وبراي صيانت از آن حرکت خود را الزامي مي دانستم وچون رضاي خدا را در اين مي ديدم حرکت کردم آن رضايي که روزي حسين(ع)آن را درک کردند والله داد وحررکت کردم وامروز رهبر ما (امام خميني)آن را فهميده وندا سرداده (الهي رضا برضائک وتسليما لامرک)ويکي از مسائل کنوني خط اصيل مجسم شده است روحانيت موتور حرکت انقلاب مي باشد در هر انقلابي اگر روحانيت پيشرو باشد وخط انقلاب از روحانيت گرفته شود اين حرکت الهي است وهيچ موقع شکست نمي خورد ولي اگر غير از اين باشد مسلما وبه طور حتم اين حرکت به بن بست ودر نتيجه به سازش کشيده مي شود به طور مثال:انقلاباتي در تمامي دنيا ؟؟واجرا شده است وحتي بعضي از آنها به پيروزي رسيده است ولي چون اين انقلاب ها جهت مشخصي نداشته است يا به طرف شرق يا به طرف حزب گرايش پيدا کرده است وهدف آنها تنها به خاطر کسب مقام وجاه طلبي بوده است وتمامي آنها نه به خدا ايمان دارند نه بنده خدا را قبول دارند وچنين است که در تمامي ؟؟؟دنيا حتي کشورهاي به استلاح اسلامي پر از فساد وتباهي وريا وظلم وجور است چون که اگر کسي به مقامي رسيد بايد مواظب باشد که به دنيا نچسبد وتنها خدا را در نظر بگيرد واين را در نظر بگيرد که به اين مقام رسيده است که به مردم خدمت کند نه به مردم ظلم کند که متاسفانه چنين چيزي نيست ولي در مملکت ما تمامي اين چيزها بدور است وانقلاب ما همان اول جهتش معلوم بود وآن جهت رفتن به سوي خداوند تبارک وتعالي بود واين حرف درست بود چون که ملت ما نه به شرق نه به غرب سوق داده شده است وشعار نه شرقي نه غربي تحقق يافته است وبرادران عزيز وحزب الهي از شما خواهش مي کنم که هيچ گاه امام را تنها نگذاريد حتي يک لحظه چون تنها گذاشتن امام يعني پشت به اسلام ومحرومين کردن است وپا روي خون شهيدان گذاشتن است اميدوارم که ملت غيور وانقلابي وشهيد پرور ايران با صبر وحوصله ومقاومت وايمان به الله بتوانند دين اسلام را به تمامي نقاط جهان گسترش داده وپرچم لا اله الا الله بر بلند ترين قله جهان به استهزاز در آيد انشاءالله واما پدرومادر عزيزم که هر پدرومادري آرزو دارند که فرزندشان نزد خودشان باشد واز آنها دور نشود ولي امروز بايد آرزوهاي ما جهت ديگري پيدا کند وآن تقويت اسلام باشد ووقتي که پاي مسئوليت الهي پيش مي آيد خودتان هم بايد قبول داشته باشيد که دستور خدا را بايد اجرا کرد وخدايا رضايت را در اين ديده ام که به جبهه بيايم واگر رضايي تو در شهيد شدنم است مرا ببر واگر رضاي تو در ماندنم است مرا نگهدار ومتوجه ام باش.والسلام خدايا خدايا تاانقلاب مهدي خميني را نگهدار .عبدالرضا ترابفرد
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید