کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
19:49
عبدالکریم رضائی

عبدالکریم رضائی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند رضا

تاریخ تولد
1335/10/05
تاریخ شهادت
1359/10/06
محل شهادت
محور آبادان - ماهشهر
تحصیلات
کارشناسی
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
ارتش
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عبدالکريم رضايي : شهيد عبدالکريم رضايي در 5 دي ماه سال 1335 در شهرستان جهرم متولد شد او از آغاز کودکي علاقه اي شديد به اسلام و خاندان عصمت داشت به همين دليل در تمام جلسات مذهبي شرکت مي کرد و از همان اوان ارادتي غير قابل توصيف نسبت به روحانيت پيدا کرده بود تحصيلات ابتدايي را در مدرسه سعدي شروع کرد و بعد از اتمام دوره ابتدايي دوره متوسطه را در دبيرستان فردوسي آغاز کرد و بعد از پايان سوم متوسطه در دانشسراي مقدماتي ثبت نام کرد و دليل رفتن به دانشسرا را چنين بيان مي کرد که معلمي بهترين شغل در نظام بشري است چون که معلمي شغل انبياست مخالفت با رژيم را در سن 15 سالگي در دانشسرا شروع کرد و با خواندن کتابهاي اسلامي از نويسندگان متعهد و مسئول و پخش کردن نوار و اين کتابها بين بچه ها در دانش سرا به مخالفت خود چهره علني داد بعد از اخذ ديپلم از دانشسرا يک سال به سبب کمي سن بطور افتخاري به معلمي پرداخت و بعد از اين يک سال به خدمت سربازي رفت .شش ماه آموزشي را گرگان و هيجده ماه سپاهي داشتن را در بدترين منطقه يعني يکي از دهات جيرفت بنام کمبورج رفت و در آنجا به تدريس مشغول شد او هميشه از وضع بد آن منطقه ها رنج مي برد و تمام اين گناهان را از رژيم شاهنشاهي مي دانست که به چپاول و استعمار مردم مشغول بود تا جيب اربابان خود را پر کند بعد از اتمام دوره سربازي در سال 56 در جهرم در يکي از دهات بخش خفر به کار معلمي ادامه داد و اين در آن زمان بود که انقلاب ايران در آغاز پيدايش گام بر مي داشت در آن سال چندبار او را به شهرباني جهرم احضار کردند و گناهش اين بود که عکس شاه را از بالاي کلاسش پايين آورده است ولي با تيز هوشي تمام از چنگ آنها رها شد از فروردين 57 با پيدايش انقلاب در جهرم فعاليت چشمگيري در تظاهرات بر عليه شاه داشت و با شرکت در مجالس مذهبي اوامر امام را در رابطه با مخالفت با رژيم ؟؟؟ مي کرد .انقلاب بعد تازه اي بخود گرفت و وارد مرحله جديدي شد و آن همگاني شدن انقلاب بود که منجر به حکومت نظامي از طرف شاه جلاد شده بود به اين ترتيب او بيشتر ايام با زبان روزه به فعاليت سياسي ،مذهبي ادامه مي داد تا اينکه يک روز به دست سربازان حکومت نظامي در حالي که روزه دار بود دستگير شد و در اين هنگام او دو کتاب و يک نوار از امام به همراه داشت که با زيرکي تمام آنها را از خود دور کرد تا بهانه اي به دست سربازان ندهد بعد از آن بنا به امر امام که عمال شاه را مباح دانسته بودند به کمک رفقايش دست به تشکيلاتي در بعد ساده و مقدماتي زد و آن تشکيل گروه کوچکي بنام گروه هدف بود که يکي از کارهاي آنها خريد اسلحه براي مبارزان بود که الحمدالله با رهبري امام انقلاب مدرسه ها باز شد و شهيد رضايي هم کارش را از سر گرفت بنا به گفته همکارانش او از بهترين معلم ها بحساب مي آمد و کار معلمي آنطوري که شايسته مقام معلمي است انجام مي داد حرکت در خط اصيل اسلام که همان خط امامش مي خوانيم از خصوصيات بارز او بود به همين دليل بعد از پيروزي انقلاب هرگز دست از امام برنداشت و دنبال او حرکت مي کرد او نهادهاي انقلابي را بسيار ستايش مي کرد و به برادران پاسدار علاقه اي وافر داشت و هميشه اين حرف امام را تکرار مي کرد که اگر سپاه نبود مملکت هم نبود روي اين اصل چند بار براي رفتن به غرب در سپاه جهرم ثبت نام کرد که نيرو لازم نداشتند و او موفق به رفتن نشد يک روز مسعود در جمعي بود که اغلب کساني که آنجا بودند به طرفداري از بني صدر به دکتر آيت توهين مي کردند و او با آنها به جر و بحث پرداخت و دليل پوچي گفتار آنها را اين مي دانست و معتقد بود که قضاوت قبل از تحقيق از خصوصيات يک شخص مسلمان نيست روي اين عقيده هرگز به کساني که در خط امام بودند ولي در بين مردم ناشناخته بودند توهين نکرد از توهين هاي نابجاي افراد بسيار ناراحت مي شد به دنبال همکاري هايش به جمهوري اسلامي در فرمانداري جهرم به بررسي نارسائيهاي ادارات در زمان پاکسازي مشغول شد تا منافقان و سلطنت طلبان را افشا و جلو فعاليتشان گرفته شود فعاليتهايش را به اين ترتيب در جمهوري اسلامي انجام مي داد تا اينکه در اين سال در کنکور سراسري شرکت کرده و در رشته حقوق قضايي پذيرفته شد شهيد رضايي در سال 59-58 در خفر معلم بود و در قم متعلم و اين کار را در نهايت سختي انجام داد او با وجود اين مشکلات هرگز دست از فعاليتش بر نداشت تا بالاخره در سال 59 از طرف دولت جمهوري اسلامي ؟؟؟ خدمتان 56 به خدمت فراخوانده شدند ولي او با وجود اينکه معلم و در ضمن سپاهي داشتن ؟؟؟ 56 بود داوطلبانه در ژاندارمري ثبت نام کرد و به شيراز اعزام شد و سه ماه در شيراز تعليمات نظامي ديدند و بعد از آن به جبهه ماهشهر آبادان اعزام شدند ه باز او داوطلبانه به جبهه رفت و بعد از 13 روز در 5 دي ماه 59 درست در همان روزي که ديده به جهان گشود به لقا الله پيوست و به ديدار خدا رفت .شهادت او در بين افراد و دوستاني که او را مي شناختند غير مترقبه نبود زيرا آنهايي که از او و خصوصيات اخلاقي او اطلاع داشتند مي گفتند که رضايي بايد شهيد مي شد چون شهادت آرزوي ديرينه او بود به همين دليل شهيد هميشه در نماز و قنوتش با ذکر اين دعا " اللهم ارزقني شهادتک في سبيلک " شهادت در راه الله را از خدا آرزو مي کرد و علاقه شديد او به شهادت در راه اسلام باعث شد که او به جبهه رود تا در ارتش الله به رهبري روح الله مبارزه کند .
خدمت پدر ومادر عزيزم
ضمن فرستادن گرمترين درودهايم گرمترين وصميمى ترين روزهايتان رااميدوارم با خوبى وخوشى بگذرانيد پدرم ومادرم من روزى كه ازجهرم خداحافظى‌كردم گفتم كه به زاهدان مير وم وفكر كردم اين را بگويم بهتر است والدين عزيزم ولى با كه براى خدا قيام كرده وبراه خدا مي‌رويم بهتر است راستش را بگويم من اكنون درشادگان 60 كيلومترى آبادان هستم هيچگونه ناراحتى وخطر مارا تهديد نمى كند پس نگران وناراحتى شما
بى‌دليل است زيرا ما درپشت جبهه هستيم همان روز كه رسيديم منصور وحميدرا هم ديدم‌حالشان خيلى خوب بود وجاى منصوراز هركسى كه بگويم امن تر است او مسئول آوردن قطعات يدكى تانك به پشت جبهه مى باشد به خاله جان بگوييد اصلا ناراحت نباشد با منصور خرما هم خورديم جاى شماسبز ، مادرجان واما حرفى با شما ، مگر شما مسلمان نيستيد مگرما شيعه و پيروحسين نيستيم مگر شما وقتى به ياد رشادتهاى امام حسين ويارانش مى افتيد افتخار نمى كنيد كه شيعه هستيد مگر ما پيروامام على وفرزندان معصومش نيستيم ومگر امام حسين نگفته ا ست كه آيا نمى بينيد كه به حق عمل نمى كنيد واز باطل جلوگيرى نمى شود ودرچنين موقعيتى مسلمان واقعى عاشق لقاء ونزديكى‌پروردگار خويش است وآيا شما نمى دانيد كه مرگ با عزت به اززندگى ننگين است مادرم وپدرم تو كه نمى توانى دورى ويا احتمالا اگر سعادت باشد شهادت فرزندوكسالت راتحمل كنيد چگونه مى توانى تاخت وتاز بيگانه را به حريم مقد س ناموس مسلمين وخاك خون خيز كشورمان پذيرا باشى مگر زمان حكومت نظامى را بياد ندارى مگر مرگ به نظرشما بهتراز وطن فروشى نيست پس ما چگونه ساكت باشيم كه به زنان وكودكان معصوم عزيز ستم روا شود وبه نواميس مسلمين تجاوزگرد ما چگونه‌امام قهرمانمان راتنهابگذاريم مگر ايران كوفه است اينجا مهد پاك تشيع سرخ علوى است ايران گلستان شهادت است مگر مى شود گلستان را خشكانيد يا دشمن قادراست نه به خدا تا خون به رگهاى ماست تازه گفتم كه هنوز هيچ خطرى ما راتهديد نمى كند من زياد ازحد نمى گويم رسول وناهيد را سلام برسانيد منزل نجفى بويژه محمد را سلام برسانيد ،منزل مادرحسين عمو نجف ،خاله ها ، دايى با خانواده ،منزل على آقا ، مادرابراهيم ، وهركسى ديگرى كه سراغ ما راگرفت يا نگرفت سلام برسانيد به اميد روزى كه باهم قبر امام انقلاب سرورشهيدان را زيارت كنيم به اميد آن روز كه درنجف اشرف وكاظمين وسامرا قبرامام پاكمان رازيارت و طواف نماييم به اميد پيروز حق برباطل كه ان لباطل كان زهوقا . والسلام على من التبع الهدى .


QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید