بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید علیرضا کاتبی جهرمی : علیرضا کاتبی جهرمی در تاریخ 1/1/1344 در خانواده ای مومن به دنیا آمد او اولین پسر و سومین فرزند خانواده بود او بسیار مومن و متعهد و مسئولیت پذیر در قبال خداوند و خانواده خود بود . عاشق نماز بود همیشه نماز جماعت و نماز جمعه با علاقه فراوان شرکت می کرد در نیمه های شب آرام و بدون اینکه کسی بیدار شود از خواب برخاسته و به نماز شب می ایستاد . او از سرسخت ترین مومنان و معتقدان به ولایت فقیه و عاشق امام خمینی بود مدتی به فراگیری علوم دینی در حوزه علمیه جهرم پرداخت که با اولین بار اعزامش به جبهه ادامه آن ناتمام ماند . اوقات فراغتش را با مطالعه کتب مذهبی و خواندن قرآن و دعا می پرداخت او بسیار صبور و بردبار و متواضع بود و هیچکس خشم و پرخاشگری بی مورد نسبت به دیگران را از او به یاد ندارد . همیشه در برخوردهایش بسیار آرام بود . در دفعات مکرری که در جبهه حق علیه باطل شرکت می نمود ( عملیات تنگ چزابه ، چندین عملیات والفجر ، عملیات رمضان ، ادامه عملیات خرمشهر ، عملیات بزرگ خیبر ) شجاعانه می جنگید . هر بار از او پس از بازگشت از جبهه در مورد فعالیت هایش سوال می شد او پیوسته می گفت : از بشر خاکی کاری ساخته نیست و همه موفقیت های ما حاصل امدادهای غیبی خداوند است در عملیات خیبر در گروه شهید محسن دوراندیش در قسمت شناسایی و طرح و عملیات با سایر همرزمانش شرکت و به دیدار حق نائل گشت . روحش شاد و یادش گرامی باد . والسلام .
بسم الله الرحمن الرحيم .دانش آموزم حسين آموزگار من بود با دوصد شوق و شعف سوى دبستان ميروم خدمت پدرو مادر عزيز و گراميم السلام عليكم پس از عرض سلام سلامتى شما را از درگاه خداىمتعالخواستارم انشاا...كه حالتان خوب است اگر از حال اين حقير بخواهيد به لطف خدا كه خوب است و هيچگونه از حال من ناراحت نباشيد و به دعا گويى شما مشغلوم با درود بيكران به رهبر كبير انقلاب اسلامى و سلام بر رزمندگان اسلام، خدايا، بارالها راه كربلا را برروى رزمندگان و شيعيانت هرچه زودتر بازبگردان، خدايا در اين حمله نهايى پيروزى نهايى اسلام بر كفر جهانى تثبيت بگردان و شر كفار جهانى را از سر اسلام و جمهورى اسلامى كوتاه بگردان، خدايا مرا توفيق عنايت بفرما تا بتوانيم قدر نعمتهاى ترا بدانيم. اكنون كه اين نامه را مى نويسم در چادر در يكى از جبهه هاى جنوب هستم و خود را آماده نبرد نهايى مى كنم، آماده مبارزه تمام اسلام و تمام كفر جهانى و جنگ سخت با عراقيها هستيم، مادرجان اين حمله، حمله نهايى و سخت جنگ است در طول اين عملياتها و جنگها است كه حماسه جنگ دوباره تكرار مى شود بزودى بشارت و نويد پيروزى نهايى را خواهيد شنيد و فداكاريهاى فرزندانتان را نيز خواهيد شنيد رزمندگان در تمام جبهه ها آماده يك اشاره از جماران هستند كه با يك يورش تمام بعثيها را نابود كنند و راه كربلا را برروى تمام زايران حسين (ع) باز بگرداند و انشاءا... از تمام جبهه ها حمله شروع مى شود، به خدا قسم اين جنگ نعمت و امتحان است و ناراحت اين جنگ و انقلاب نباشيد كه خدا و امام زمان (عج) پشتيبان آن است، اين انقلاب و جنگ الهى بود و خودش تمام كارها را درست مى كند، خدا را داريم كه از تمام چيزها بالاتر است و پشتيبان ما خداست و هيچگونه ناراحتى نداريم، مادرجان از اينكه با شما خداحافظى نكردم و فرزند خوبى براى شما نبودم و هميشه مورد ناراحتى شما بودم و نتوانستم حق مادرى شما را بجا بياورم از شما مى خواهم كه از روى قلب مرا ببخشيد و حلالم كنيد و برايم دعا كنيد كه خداوند گناهان اين حقير را ببخشد و دعا كنيد كه خدا مرگ مرا شهادت در راه خودش قرار دهد مرگ يكبار است پس چه بهتر كه شهادت باشد و براى شما چه افتخارى بزرگتر از آنكه يك فرزند خود را در راه خدا بدهيد و فردا در پيش فاطمه زهرا (س) روسفيد باشيد هركس بايد راه خود را انتخاب كند من هم راه حسين (ع) را انتخاب كردم از اينكه نتوانستم خداحافظى كنم خيلى ناراحت هستم چرا نمى گذاريد فرزندتان به جبهه برود مگر شما شيعه نيستيد مگر شما راه حسين (ع) را قبول نداريد مگر شما ولايت و معاد و خدا را قبول نداريد كه نمى گذاريد، مگر شما ؟؟؟ مال خود را در راه خدا و حسين (ع) مى دهيم و چرا نمى گذاريد... مسئله اصلى مسئله اسلام و جنگ است و امام فرمود كه جبهه رفتن واجب است و اجازه پدر ومادر ؟؟؟ نيست و اگر كشته شدم شهيد هستم مى خواهيد حلالم كنيد بخواهيد حلالم نكنيد براى خودتان مى گويم كه بعد پشيمان نشويد من هرگز جنگ را ول نمى كنم و تعهد داده ام كه تا آخر جنگ در جبهه ها بمانم و منتظر من نباشيد و اگر در اين حمله شهيد شدم ناراحت نباشيد بلكه خوشحال كه اين امانت را بطور احسن به صاحب اصلى آن
داده ايد، و از طرف من با همه خداحافظى كنيدو حلال بودى بطلبيد كه شايد برنگشتم ... والسلام. فرزندتان عليرضا كاتبى.