حمیدرضا کارگر ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند اکبر
تاریخ تولد
1342/12/05
تاریخ شهادت
1361/08/25
محل شهادت
عین خوش ایلام
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
برادر بسيج حميد رضا کارگر در سال 1342 در يک خانواده مذهبي و متوسط در شهر کربلاي خرم خون خونين شهر به دنيا آمد .وي از ايام کودکي علاقه و جوشش عجيب به خانواده و دوستان داشت او در سن 7سالگي به دبستان گذاشته شد .بعد دوران دبيرستان را طي کرد تا سرانجام با شروع جنگ تحميلي يکي از پيامدهاي شوم ليبرال ها و فرنگ برگشته ها و دگر سودهندگان اين خطوط ا انحرافي که همانا از ارباب ها و شرعيان تغذيه مي شد مواجه گشت و ناچار آن معبد عاشقان شهادت را با چشمان اشک بار و حلقوي پر از کين و حسرت و بغض بر هجوم مزدوران صدامي که بر شهرش و شهر دگر همرزرمانش و يار و معلم شهيدش محسن هاشمي و محلات شهرش و شهر دگر مردم مظلومي که به طريقي استعمار آنان را بلاهاي غارت مي ديد ترک کرد و در شهرستاتن جهرم همراه خانواده جبرا سکني گزيد .بعد از چندي اطلاع از آسودگي خانواده يافت و قلب پر طراوتش که توان دوري از ميعادگاه و کربلايش که اکثر دوستان در آن جا اهداء به الله شده بودند هواي آن جا را کرد ديري نپاييد که خبر اسارت پدرش را شنيد و در اين غم بزرگ گو دست کاشته استعمارگران فرو رفت و دگر آتش خفه ساختن اين کيد و جو زمان يزيديان را برخود واجب شرعي ديد .او به طور مشتاقانه ؟؟؟ در کلاس هاي عقيدتي و سياسي اتحاديه انجمن هاي اسلامي جهرم شرکت مي کرد .وي تنها ؟؟؟ پاسداري از خرمشهر نبود بلکه نگهباني از آزادگي اين فرآورده انقلابي را در هر مکان برخود لازم مي ديد و اوقاتي را به پاسداري شهر جهرم اختصاص داده بود .قبل از تحصيلش در اين شهر مدتي را در طاقت فرسا ترين کارها چون گروه گچ و بنايي را با جسم لاغراندامش مي پرداخت تا امرا معاش براي خانواده بکند .او احترام خاص به پدر و مادر و دگر اهالي و ياران داشت .از خصوصيات بارز اين شهيد اين بود که عباداتش را در جمع جماعات و جمعات به جاي مي آورد و ديگران را به اين فرايض تشويق مي کرد .در کل او مدت اندکي از زمان را به بزرگترين شناخت هاي خويشتن خويش انتخاب ابراز زمان سکويي براي سعادت اختيار نمود .پس از آموزش هاي نظامي لازم در شهرستان فسا را در يکي از ؟؟؟ کربلاهاي زمان خود عين خوش گرديد . گويي به خوبي هواي معشوق را که به مشامي رسيده بود استشمام مي کرد و جام وصال سراپاي وجودش را شعله ور ساخته بود و اسارات پدرش مداوم او را مي آزرد تا ؟؟؟ سرانجام در عمليات محرم در يکي از ضد حمله ناجوانمودانه جيره خواران را استعمار مورد اصابت ترکش واقع شد. و مثل علي اصغر طفل شير خوار امام حسين از ناحيه گردن مظلو مانه شهيد گشت و کنار يکي از سنگر هاي آشوبگران صدامي در مورخه 25/8/61 حدود ساعت 12ظهر همان وقتي که روزي بلال بر بام کعبه اذان را براي دعوت مردم به الله مي خواند .اينک برادر شهيد شهادتينش و اذانش دگربار چهره کريه آمريکا را رسوا ساخت .آري تنها در غربت آهسته و آرام و با وقار و پر شکوه سوار بربال ملائکه در تپه هاي 57 به پرواز در آمد .آن سان که اينک از او نه نشاني و نه قبري و نه جسدي است جسد مطهر اين عزيز تا اکنون در دشت هاي عين خوش طنين افکن است و در دم که نسيمي مي ورزد بوي هميشه بهارش گلباران توحيد را به ملت جهان سوق مي داد . از نکات بسيار آمرزنده اکثر شهدا و اين شهدا اين بود که همانا داراي قلبي پاک و مملو از خلوص به الله بود .وي اکثر اوقات را در سنگر هاي رزم به تلاوت قرآن و خواندن دعا و کتاب هاي شهيد دستغيب مي گذارنيد و اکثرا در آن سرماي سوزناک و شب تار بيابان به پا مي شد و با تکبير الاحرام نماز شبش کمر شيطان دورن( اهريمن نفس) و برون ( غرب و شرق) را مي شکست بياد داريم در يکي از آخرين نامه هاي پدر اسيرش به خانواده متذکر شده بود که بگوييد حميدم کلاس چندم است و ما با افتخار مي گوييم که او در سن 11سالگي فوق ليسانس دانشگاه الهيات را در جبهه ؟؟؟ گرفته است .ليکن مهرش سرخ رنگ است .خلوصش در برابر خدا به حدي بود که حتي در وصيتش متذکر شده بود که اي پدر و مادر و خوارهان و برادران شماها را خيلي دوست دارم و ليکن خدا و اسلام و اسلام را بيشتر از شما دوست دارم و با اين سخن پر تفسيرش مي رساند که آن حالات خدا گونه شدنش را و زنده کردن و شعار لا الا الله را برقلبش .خوشا به حالش به قول شهيد چمران انسان وقتي خدا گونه شد و به بزرگترين درجه کمال رسيد و اين انسان که به مرحله رضا مي رسد و با گشاده رويي به استقبال شهادت مي رود .و حميد مظلوم ما هم با کمال گشاده رويي به استقبال شهادت رفت .دوستان همه رسيدند به تپه هاي هدايت ، ما گم شديم در کوچه هاي ظلالت . و ما مانديم وارثان اين خون و شهد خوشان مطهر ديگر ، بيايم با هم بر صفحه قلبمان با قلم عقلمان بنويسيم . لا حول ولا قوه الا بالله العي العظيم . که اين است رمز پيروزي . راهش هر چه بيشتر پر رهرو باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا کانهم بنيان مرصوص .بدرستي که خداوند دوست دارد کساني که مبارزه و جهاد مي کنند در راه خدا و گوئي در استقامت مانند ديواري هستند که از سرب ريخته شده . وصيتنامه حميدرضا کارگر
السلام عليکم شهادت کمال انسان است. امام خميني. با سلام و درود فراوان به رهبر عاليقدر حضرت آيت اله العظمي امام خميني و با درود بر تمامي افرادي که دنباله رو راه شهدانند. سخناني چند با مربيان و دبيران محترم ، برادران وخواهران مربي شماها مسئوليتتان درس آموختن به محصلين مي باشد مسئوليتتان را خوب عمل کنيد و اين تذکر را از من حقير بپذيريد .موقعي که برادران و خواهران محصل در کلاس ، درسشان تمام شده و در حال بيکاري بسر مي برند شماها براي آنان از مطالب غير درسي صحبت بکنيد از قبيل مسئوليتي که در پيشبرد انقلاب اسلامي به دوش آنان مي باشد زيرا که سخنان شماها براي آنان نقشي موثر دارد. سخن ديگر با برادران و خواهران محصل است برادران محصل با حاضر شدن شماها در سر کلاس سبب مي شود که حيله و نيرنگ منافقان و کفار و .... خنثي شود و شما اي خواهران مبارز با حجاب و عفت و پاکدامني خود سبب مي شويد که ضربه شديدي به دهان يزيديان ؟ زده شود . برادران و خواهران شماها مي دانيد که امام خميني فرموده است اسلام با خون رشد کرده است و با خون هزاران هزار جوانان پاک و با تقوي و پرهيزگار. شماها نگذاريد که خون اين جوانان پاک به هدر رود و صهيونست ها و امپرياليزم ها که قصد دارند خون اين عزيزان را به هدر رسانند، شماها نگذاريد نقشه آنان عملي شود ، مسئوليتهاي شما در پيشبرد انقلاب اسلامي اين است که در مرحله اول امام را دعا کنيد و به دستورات امام عمل نماييد و از هر راهي و به نحوي از انقلاب اسلامي و امام دفاع کنيد و قدر امام جمعه شهرتان حضرت آيت اله الهي را بدانيد و دستورات آن را بپذيريد و عمل نماييد و هيچگاه صفوف نماز جمعه را خالي نکنيد و همچنين صفوف نماز جماعت يوميه هم فراموش نکنيد و صبر و استقامت خود را فراموش نکنيد . برادران همکلاسي جهرمي و خونين شهري و دوستان اگر من در گذشته عمل ناپسندي انجام داده ام و يا اگر شما از من مالي (پولي) را طلب کار هستيد من را حلال کنيد . پدرم که زحماتي زياد در طول عمر برايم کشيدي و آرزو داشتم که باز شما را ملاقات کنم و اي مادرم که خيلي مهربان و دلسوز بودي و من در دامان شما تربيت شدم و اي برادران و خواهرانم شماها هم در حقم زحماتي کشيديد من را حلال کنيد . پدر و مادرم و خواهرانم و برادرانم و ...... من شما را خيلي دوست دارم ولي اسلام را بيشتر از شماها دوست دارم و من در آن راهي گام نهادم که خداوند بزرگوار آن را براي انسانها باز گذاشته اند . سفارشاتم اين است که قبر من را در خونين شهر دفع کنيد و در صورت امکان نبودن در جهرم از کليه عموم مردم خواستارم که من را حلال کنند و ضمنا من 12 روز روزه بدهکار هستم .دوستان راهم را ادامه دهيد ، والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته.