کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 23 مرداد 1405
01:34
شعبانعلی کریمی دهزیری

شعبانعلی کریمی دهزیری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمد

تاریخ تولد
1337/11/03
تاریخ شهادت
1364/11/21
محل شهادت
فاو- اروند کنار
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - جهرم - کردیان
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
فرمانده گروهان
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد شعبانعلي کريمي . شهيد برادر پاسدار شعبانعلي کريمي در مورخ? 26/4/1337 در روستاي حسين آباد جهرم در خانواده اي فقير و مذهبي ديده به جهان گشود وي در همان دوران کودکي داراي هوش و حافظه اي قوي بود و مسائل ديني و اسامي 14 معصوم را به خوبي ياد گرفته بود . در سن 17 سالگي همانند همسالانش به مدرسه ابتدايي در روستاي حسين آباد راه يافت و شش سال تمام در آن مدرسه درس خواند و در سال 1350 _ 1349 مدرک تحصيلي ششم ابتدايي خود را کسب نمود ولي به خاطر مشکلات دوران تحصيل و بُعد راه و از همه مهمتر فقر مادي و نبودن امکانات رفاهي نتوانست ادامه تحصيل دهد شهيد کرمي بعد از گذراندن دوران ابتدايي در سن 13 سالگي همراه با پدر پيرش روان? کار در باغ هاي مرکبات جهرم گرديد تا شايد بتواند خانواد? خود را از فقر نجات دهد و سر بار جامعه نباشد بنابراين 2 سال تمام همراه پدرش سر باغ کار کردند ولي به خاطر فراهم نبودن حقوق در سن 15 سالگي همراه با شوهر خواهرش در پي کار در خارج از ايران ( قطر ) گرديد و بعد از 2 سال و نيم دوباره به ايران بازگشت شهيد کريمي در سال هاي قبل از انقلاب هم به مطالعه علاقه داشت و پس اندازش را خرج خريد کتاب مي کرد . بعد از پيروزي انقلاب با مطالعاتي که کرده بود مردم را به سخنراني دعوت مي کرد و با انقلاب آشنا مي کرد او مخالف سر سخت گروهک هاي ضد انقلاب بود بنابر اين براي مبارزه با گروهک ها بعد از اين که از جبهه برگشت به عضويت سپاه در آمد شهيد مجموعاً 3 بار به جبهه اعزام شدند در بار اول مدت 3 ماه در شوش بود و نوبت دوم که وي پاسدار بود از طريق سپاه اعزام شد و در عمليات خيبر شرکت کرد و از ناحي? دست و پا زخمي شد و نوبت سوم که مأموريت ايشان 9 ماه طول کشيد در عمليات والفجر 8 شرکت کرد و در منطقه فاو به درج? رفيع شهادت نائل آمد . روحش شاد و بادش گرامي باد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه خودم را با قرائت اين آيه شريفه آغاز مي کنم . اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. ان الله اشترا من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا في التوراه و الانجيل و القرآن و من او في بعهده من الله فستبشروا ببيعکم الذي بايعتم به و ذلک هو الفوز العظيم . قرآن کريم ، سوره توبه آيه 111 . خدا جان و مال اهل ايمان را به بهشت خريداري کرده آنها که در راه خدا جهاد کنند که دشمنان دين را بکشند يا خود کشته شوند اين وعده قطعي است بر خدا و عهدي است که در تورات و انجيلي و قرآن ياد فرموده است و از خدا به او با وفاتر به عهد کيست اي اهل ايمان شما را به خود در اين معامله خريداري بهشت به جان و مال بشارت دهيد که اين معامله با خدا به حقيقت سعادت و پيروزي بزرگي است .
اگر مقداري به خود بيائيم و نگرش داشته باشيم مي بينيم که در هيچ جاي قرآن نيست که خداوند سبحان براي اثبات يک مطلب سر سند بزرگ و مهم آورده باشد مگر در مورد جهاد و مبارزه در راه خدا که هم تورات و هم انجيل و هم قرآن که هر سه کتاب مهم آسماني است آمده است اما جهاد بر دو نوع مي باشد يکي جهاد دروني و يکي جهاد بيروني که همانا جهاد دروني که مبارزه با نفس است جهاد اکبر نام دارد چون اگر انسان از قبل خودش را پاک و مبرا نکرده باشد نمي تواند به جهاد بيروني بپردازد و قرآن کريم مي فرمايد:" الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله به اموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون" . قرآن کريم اول کلمه هاجروا بکار برده است نه کلمه جاهدوا چون اول انسان بايد يک هجرت دروني بکند خودش نجات بدهد از شر نفس اماره از بدي ها و زشتيها خودش مبرا کند بعد هجرت بروني انجام دهد و بعد جهاد کند آن وقت است که جهادش ارزش دارد ما که جان و مال و تمام هستي و نيستي مان از آن خداوند بزرگ مي باشد باز هم خداوند خريدار اين جان ما مي باشد اين خون ما که اگر يک قطره اش بروي لباس ما بريزد با آن لباس نمي توانيم نماز بخوانيم چون باطل است ولي همين خون نجس را خداوند مي خرد و به جايش بهشت به او مي دهد چه معامله اي بالاتر از اين اما چطور مي شود اين نفس اماره را سرکوب کرد و انسان خودش را نجات بدهد در سوره يوسف مي فرمايد : "و ما ابري نفسي ان نفس الاماره بسوء الا ما رحم ربي ان ربي غفور رحيم" پس نفس اماره هر لحظه انسان را بسوي بديها و زشتيها مي کشاند مگر به رحم پروردگار پس در اينجا مي بينيم که تنها راه مبارزه با نفس اماره رحم خداوند است تقرب بسوي خدا و ذکر خداوند" الا بذکر الله تطمئن القلوب" تنها با ذکر خدا است که قلبها آرام مي گيرد و همين به ذکر خدا بودن يعني پيروي از ولايت فقيه و راه امام رفتن حتي اطاعت کورکورانه از امام که پيامبرگونه اين انقلاب اسلامي را رهبري مي کند و در زمان هيچ پيامبري و هيچ ائمه اي مردم مانند اين زمان به اسلام جذب نمي شدند و اين قدر مردم از رهبرشان حمايت نمي کردند پس مبارک باد بر امت اين چنين امامي و مبارک باد بر امام اين چنين ملتي و ما که اين لباس مقدس پاسداري يا سربازي و يا بسيجي پوشيده ايم بايد بدانيم که وظيفه ما خيلي سنگين است امام مي فرمايد : اي کاش من يک پاسدار بودم بايد بدانيم که امام نمي گويد اي کاش من لباس سبز تنم بود امام نظرشان يک پاسدار واقعي است انشاء الله تعالي بايد آنقدر کوشش کنيم که بتوانيم همگي آن پاسدار واقعي مورد نظر امام عزيز باشيم هواهاي نفساني از خودمان دور کنيم با سختي ها مبارزه کنيم تا بتوانيم به نفس مطمئنه برسيم همانند حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام که خداوند مي فرمايد:" يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربک راضيه مرضيه فاخلي في عبادي و دخلي جنتي" . اي کسي که داراي نفس مطمئنه هستي برگرد بسوي پروردگارت که خدا از تو راضي و تو نيز از خدا راضي و خوشنود هستي بيا داخل بندگان صالح من و بيا داخل بهشت من آن بهشت خصوصي ام خدا نمي فرمايد بيا داخل بهشت مي فرمايد و دخلي جنتي بيا داخل بهشت خصوصي خودم و ما بايد به آنجا برسيم که بتوانيم جانشين خدا بر روي زمين باشيم از جنگ نهراسيم و خسته نشويم تا کفر وجود دارد اسلام هم جنگ دارد اگر ما امروز به جبهه نرويم و نجنگيم فردا کنار مي آيند داخل خانه مان ناموس مان را از ما مي گيرند اسلام را از ما مي گيرند پس بايد از پا ننشست و مبارزه کرد تا نابودي صد در صد کفر جهاني و صادر کردن اسلام در روي تمام کره زمين زماني که پيامبر اسلام صل الله عليه مدت سه سال در محاصره اقتصادي بسر مي برد خود همين محاصره باعث شد که ياران پيامبر صل الله عليه با تحمل گرسنگي هاي زياد آبديده بشوند تا در اواخر سال 10 بعثت که قحطي به وجود آمد و مشرکين از شدن گرسنگي حتي استخوان مرده خود مي خوردند و پيامبر صل الله عليه و يارانش خيلي راحت آن گرسنگي ها را تحمل مي شدند لذا الان موقعيت خوبي است که برويم جبهه و حسابي آبديده شويم تا بتوانيم در آينده با مشکلات دست و پنجه نرم کنيم چون اگر اين جنگ تمام بشود معلوم نيست همچون موقعيتي پيش آيد براي کسب تجربه و بايد تحرک داشته باشيم بسوي تکامل و پيشرفت الان وظيفه ما اين است که از اسلام از امام حمايت کنيم و با جان و مال به نداي امام لبيک گفته به کمکش بشتابيم تا تمام مستضعفين جهان را از زير سلطه ابرجنايتکارها نجات دهيم و از همه بالاتر فرهنگ آنها که ازشان گرفته اند به آنها باز گردانيم ما بايد وظيفه امر به معروف و نهي از منکر را در خودمان زنده کنيم هر چه بلد هستيم به ديگران ياد دهيم و هر چه نمي دانيم از ديگران ياد بگيريم امام را تنها نگذاريم و اين شعار ما باشد منتها در عمل فرمان فرمان تو است اي امام بزرگوار آنچه را تو دستور دهي دستوارت تو را بر سر مي گذاريم و به جان و دل فرمانت را اطاعت خواهيم کرد .انشاء الله جماعات را رها نکنيم پشتيبان امام جمعه عزيزمان باشيم و به فرمانش گوش فرا دهيم و دستوراتش را بي چون و چرا اجرا کنيم که همان سعادت دنيا و آخرت است خدايا خجالت مي کشم که طلب عفو کنم چون آنقدر بار گناهم سنگين است که حتي تحمل آن را ندارم خدايا مي دانم گناه کردم مي دانم معصيت کردم مي دانم نافرمانيت کردم ولي هر چند که گناهم بزرگ باشد تو بزرگتر از آني و هر چند که بخل و حس من زياد باشد جود و بخشش تو بيشتر است به جهاد در راه تو مي پردازم شايد توانستم اندکي نظرت را به خودم جلب کنم شايد تو به من رحم کني و از گناهم در گذري خدايا از تو درخواست مي کنم که به من توفيق دهي تا بتوانم در راه تو قدم بردارم و بدنم در راه تو تکه تکه شود و پودر شود و اثري از من باقي نماند شايد موجب آمرزش گناهانم گردد بارالها شرمنده هستم که چنين تقاضائي از تو مي کنم چون مي دانم که خودم مقصر هستم به نفس خودم ظلم کردم اگر تو به من رحم نکني به کجا روم به کي روي آورم .من از کوچکي عاشقت بوده ام، قبولم نما گر چه آلوده ام ، مبادا براني مرا از برت ، به دندان شکسته پيغمبرت و در پايان سلام مرا به امام امت برسانيد و بگوئيد مرا ببخشد که در اين لباس مقدس پاسداري با توجه به اينکه تو فرمانده من بودي از فرمانت سر پيچي کردم و اين مدت که اين لباس مقدس پوشيده بودم عملم موجب شد که ارزش اين لباس کم شود ، سلام مرا به امام جمعه عزيزمان حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي آيت الهي برسانيد و بگوئيد مرا ببخشد از اينکه واقعا لياقت نداشتم خدمتشان برسم و از محضر مبارکشان کسب فيض نمايم و در پايان از همه کساني که حق بر گردن من دارند مي خواهم که مرا ببخشند و مرا حلال کنند از والدين خودم همچنين برادرانم و خواهرانم و همسرم مي خواهم که مرا ببخشند و مرا حلال کنند ، همسرم اگر در اين مدت من همسر خوبي براي تو و پدر خوبي براي بچه هايم نبودم دليل اين نبوده که من به شما علاقه نداشتم بلکه اين مسئله بوده است که اسلام را خيلي بيشتر از شما دوست داشتم لذا مرا ببخشيد." اللهم اجعلني من جندک فان جندک هم الغالبون و جعلني من حزبک فان حزبک هم المفلحون و جعلني من اوليائک لا خوف عليهم و لا هم يحزنون" . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي (عج) خميني را نگهدار ، جمهوري اسلامي بدست مهدي (عج) بسپار ، رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما . به اميد زيارت کربلاي حسين و پيروزي نهائي اسلام عليه کفر جهاني و اگر توفيق شهادت شدن در راه خدا نصيبم شد مرا در قبرستان فردوس دفن نمائيد . خدمتگذار جامعه مسلمين شعبانعلي کريمي .11/8/62
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید