بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید علی داد مانیانی : شهید علی داد مانیانی فرزند قنبرعلی در سال 1345 در روستای برگ از توابع شهرستان جهرم دیده به جهان گشود این شهید بزرگوار دوران ابتدایی را در روستای برگ به پایان رساند بعد از دوران ابتدایی یعنی زمانی که حدود ده یازده ساله بود به پدرش گفت می خواهم کار کنم ایشان حدود 2 سال نزد پدرش در حفر چاه کمک می کرد ولی چون در آن زمان کار پدرش کساد شده بود تصمیم گرفت به جهرم بیاید و نزد دایی اش که در نانوایی کار می کرد مشغول کار شود . تا سن 15 سالگی در نانوایی کار می کرد بعد از آن به پدرش گفت می خواهم به عنوان یک بسیجی به جبهه بروم اما پدرش به خاطر سن کم او مخالفت کرد ولی چون علی داد زیاد اصرار کرد پدرش موافقت کرد و او هم به جبهه رفت و هر از 45 روز به مرخصی می آمد در همان زمان به او پیشنهاد ازدواج دادیم و چون موافقت نمود به خواستگاری رفتیم ولی چون خانواده عروس از اقوام هم بودند انجام ازدواج را منوط به پایان سربازی او کردند . در حالی که مقدمات ازدواج فراهم بود ولی اینبار دیگر از علی داد خبری نبود روزها می گذشت و نگران تر می شدیم تا اینکه به اتفاق دایی اش به پادگان امام خمینی اهواز رفتیم درب پادگان من را نگه داشتند و دایی شهید به داخل رفت بعد از ساعتی که آمد در حالی که بسیار ناراحت بود پرسیدم چی شده گفت علی داد زخمی شده و به تهران منتقل کردند و چون دایی اش کار داشت مجبور شدیم به جهرم برگردیم ولی چون تاب ماندن نداشتم به اتفاق برادرانم به اهواز رفتیم و در پادگان امام خمینی نزد فرمانده علی داد رفتیم بعد از اینکه از فرمانده حال علی داد را پرسیدم فرمانده از علی داد می گفت و می گریست و فرمانده می گفت یک شب هرچه اصرار کردم که به خط نرود او رفت با یک خودرو حامل غذا برای رزمندگان ولی در سه راه شهادت قرار گرفت وشش نفر از سرنشین ماشین قابل شناسایی نبودند و ما هم آنها را به معراج شهدا منتقل کردیم شما هم برای شناسایی به ستاد بروید در معراج شهدا 9 سردخانه دیدیم ولی هیچ کدام علی داد نبود می خواستیم ناامیدانه بیرون برویم که به ما گفتند یک سردخانه هم پشت است آنرا هم ببینید وقتی به داخل سردخانه رفتیم حواسمان به دو شهید اول بود که ناگهان علی داد از آخر سالن مرا صدا زد ... گفت بابا بیا که من آخرین سردخانه می باشم وقتی رفتیم جنازه علی داد در آخرین سردخانه بود و روی علی داد به طرف درب بود گویی می خواست ببیند چه کسی می آید و شاید منتظر آمدن کسی بود من با دیدن این صحنه از حال رفتم بعد نشانه های علی داد را نگاه کردم بلی خودش بود او را شناسایی کرده و به جهرم آمدیم بعد از چند روز جنازه علی داد را آوردند و او را تشییع و در روستایمان به خاک سپردیم . روحش شاد و یادش گرامی باد . والسلام .