کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
23:15
عبدالحمید مسیحیان جهرمی

عبدالحمید مسیحیان جهرمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند مراد

تاریخ تولد
1341/02/24
تاریخ شهادت
1362/12/22
محل شهادت
طلائیه خرمشهر
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
پرسنلی
نحوه شهادت
تیر
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عبدالحميد مسيحيان
شهيد عبدالحميد مسيحيان در سال 1341 در يک خانواده مذهبي در جهرم متولد گرديد در سن شش سالگي پا به محيط دبستان گذاشت و دوران دبستان را در مدرسه داريوش سابق و دوره راهنمائي در مدرسه شرف به پايان رسانيد بعد از آن تحصيلات متوسطه را در دبيرستان اسلامي با موفقيت به پايان رسانيد در آن زمان حدود دو سال از انقلاب مي گذشت در هنگام تحصيل در شوراي انجمن اسلامي مدرسه و پخش پوستر و غيره و در امر انتخابات و به راه اندازي راهپيمائيها شرکت داشت و بعد از آن چون به سپاه علاقه بسيار داشت و همان راه صحيحي که از راه اول برگزده بود عضو سپاه گرديد از همان دوران کودکي عشق به الله و خاندان نبوت در دل خود پرورش داده بود در دوران انقلاب بر فعاليتش ناظر بوديم که گام به گام با پيشرفت انقلاب پيش مي رفت و جهادش از اوان شروع انقلاب در راه خدا در پخش اعلاميه و نوشتن شعار جهت آشنا کردن مردم بود روي ديوار ، ديوارها شاهدند و دوستان شهيد گواه رشد فکري و انديشه و اوج روح اويند . در همان زمان بود که در تظاهرات خياباني آن هنگام که شهيد شاهد ديگرمان عباد کارگر در بلوار شهيد رجايي خون پاکش برزمين ريخت حميد از آنان بود که بر بالين اين گل پرپر حاضر شده و جنازه مطهرش را از زمين بلند کرده بود . آن هنگام که با دستهاي آغشته به خون به خانه برگشت از مادر و اهل بيت تقاضاي دعا جهت رسيدن به فوز عظيم يعني شهادت کرد . فرداي همان روز که براي نماز صبح برخواست خودش گفت ديشب خواب ديدم که شهيد شده بودم و مرا با حضرت نوح به آسمان مي بردند و بار ديگر گفت خواب ديدم که حضرت علي عليه السلام شمشير بدستم داد و در خواب فرمود : برو به جهاد بجنگ ، حميد از اول عاشق به الله بود با تقوا زندگي کرد و به شهادت که هدفش بود رسيد او به خانواده سفارش مي کرد هر لحظه با وضو باشيد . شبها سوره واقعه را بياد واقعه روز قيامت بخوانيد . شهيد در عمليات فيروزآباد در مقابله با خوانين داشت و شش ماه در خدمت پير جماران و پاسدار بيت امام بود . تذکرات ايشان در نامه هايش که از جبهه مي فرستاد اين بود ه به ذکر خدا مشغول باشيد و هيچيک از ما رد حال غفلت بسر نبريم وگرنه هلاک خواهيم شد راهي نيست جز ذکر خدا و دعا به جان امام . قسمتي از نامه اش که براي همسر خود فرستاده است: اي همسرم بدان که خدا به گفته خودش تمام دنيا با آن همه ؟؟؟ براي بندگان خود خلق کرده و در عوض اينها بندگان را براي خودش بعني ما بايد بر دنيا سوار شويم نه آنکه دنيا بر ما سوار شود و با سرعت هر چه بيشتر را انجام اعمال صلحه در زندگي تحمل سختيها و مشقتها طلب مغفرت از خدا کرد . در اين حال باور کن اين را از صميم دل و ايمان قلب مي گويم که شما در درگاه باري تعالي روسفيدتر از من هستي و سختي بيشتر تحمل نموده و ميکني . هرگاه که نارحت مي شوي چون ناراحتي جهت خدايي دارد بدان که ملائکه هاي رحمت بر تو فضيلت مي بارند که در اين زمان هيچ چيز به گفته قرآن الا بذکرا .... تطمئنن القلوب جز ياد خدا به قلبها آرامش نمي دهد و نماز شب و دعاي خير براي امام و رزمندگان فراموش نکنيد . حميد عزيز جهاد که لباس تقوايت بود براندامت برازنده باد و شهادت که برکات شيرين بود گوارايت باد راهيان خط خونين تو که ادامه خط خونين حسين بن علي عليه السلام است سوگند ياد مي کنند و به خون پاکت در پيشگاه مقدس باري تعالي عهد مي بندند که تداوم گر راهت باشند . شهيد عبدالحميد مسيحيان مسئول پرسنلي ناحيه سه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و عضو شوراي فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي جهرم پاسداري عاشق و وارسته بود که در سپاه حسيني خميني گام نهاد و بعد از جانبازيها و سلحشوريهاي عظيم در عمليات کفر شکن خيبر با تأسي به فاتح خيبر علي بن ابيطالب عليه السلام بر لشکر کفر هجوم برد و سرانجام به لقاي حضرت حق نائل و در بهشت برين همنشين شهداي کربلا گرديد . روانش شاد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم. اين وصيت نامه هاييكه اين عزيزان (شهدا) مى نويسند مطالعه كنيد. پنجاه سال عبادت كرده ايد. «امام خمينى». وصيت نامه پاسدار شهيد عبدالحميد مسيحيان. بنام خدا هستى بخش تمام انسانها وخالق همه هستى ها كه روان بخشيد و عقل داد تا خوب را از بد و خير را از شرك تشخيص دهيم و با سلام به تمام پيامبران الهى بويژه پيامبر گرامى اسلام كه ما را به وادى حقيقت رهنمود فرمود و با درود به تمام ائمه هدى و تهيت بيكران بر ولى عصر (عج) و جانشين بحق وى امام امت اين مجسه تقوا و فضيلت اين ابرمرد آزاده اى كه دست خداوندى از آستينش بيرون آمده و ما گمشدگان راه حقيقت و پويندگان را ضلالت را به صراط مستقيم هدايت فرمود و با سلام به تمامى شهدا كه با خونشان به بدن بى رمق و بدون تحرك ما حركت و جوشش و كوشش داده و به تمام ملت غيور و آزاده ايران و به پدر ومادر و خواهر خوب و گراميم و به همسر خوب و شايسه و با تقوا و عفتم، حال كه توفيق اجبارى نصيب شد و به جبهه اين دانشگاه علم و ايمان كه از اول جنگ تاكنون آرزوى شركت آن را داشتم تا بتوانم بهتر و بيشتر با رزمندگان و كفرستيزان اسلام اين ذاكران الله و شيرروز و زاهدان شب آشنا و ملموس شوم را شكر و از محضرش استدعاى توفيق خدمت هرچه بيشتر در راهش و صبر و تحمل بر سختيها را از وى خواستارم حال با اين وضع وصيت خود را در چند جمله بدين منوال شروع مى كنم: 1- گرچه خود توفيق چندين عملى پيدا نكردم همگى شما به تقواى الهى دعوت كرده و توفيق همگى شما را از او خواستارم. 2- از تمامى برادران و خواهران التماس دعا دارم و خود را برده اى سراپا تقصير و پرگناه مى دانم كه تنها عمل خيرش را به گناه خويش كه چگونه و با چه رويى به محضرش وارد شوم و اقرار به وحدانيتش و پيروى و شهادت رسول و ائمه معصومش دهم درحاليكه وقتى مى گفتم خدا به ديگرى دل بسته بودم و هرگاه ادعاى پرستش مى گردم ديگرى را بت و از او حل مشكل و كمك مى خواستم. خلاصه خيلى شرمسارم اگر او مرا نبخشد واى بر احوالم، واى بر احوالم ازجان تقديم جانان كردم واى بر احوالم از فشار و تاريكى قبر و سوال ؟؟؟ واى بر احوالم از عالم برزخ و آتش دوزخ از حميم و يحموم جهنم و از شعله هاى آتش و مسهاى گداخته و هيزمهاى جهنم كه از بديهاى بنده عاصى و شرمسارى چون من تشكيل شده و من كجا و خدا كجا من كجا و پيامبر، على و فاطمه، حسن و حسين كجا؟ اللهم ارزقنى توفيق شفاعه الحسين يوم الورود. برايم دعا كنيد و از خدا عفو و بخششم را مسئلت داريد كه اين بهتر كارى است كه شايد بتواند مرا يارى كرده و باعث خوشبختى و رضاى خدا شود. 3- تذكر ديگر به جوانان و برادران و خواهران گرامى خود در مورد شركت در جبهه هاى نبرد و خالى نگذاشتن جبهه ها است كه امام فرمودند كه جبهه ها را پرنگه داريد كه برادران رزمنده ديگر هم خسته نشوند كه انشاءالله شر صدام و ابرقدرتهاى ديگر را از بلاد مسلمين و اسلام كنده و پرچم توحيد و عدالت را بلندترين قله جهان به دست يگانه منجى بشريت حضرت مهدى (عج) به اهتزاز درآوريم. و موضوع ديگر شركت در مساجد و نماز جماعت و نماز جمعه ها مى باشد. كه امام فرمود: مساجد سنگر است و در دعاها و سخنرانيها و سينه زنيها و عزادارى ها حفاظت كنيد. خصوصا امام جمعه شهرمان حفاظت جانى ومعنوى نموده و از وى كه به حق مفسر قرآن و شارح نهج البلاغه و گنجينه علم و فضيلت است كه ما از آن غافل بوده وهستيم استفاده وحفاظت نماييم و موضوع ديگر شركت در بسيج. اين ارتش بيست ميليونى كه امام امر به تشكيل آن را داده اند از ياد نبريد و در آن شركت نماييد. 4- از خانواده عزيز و گراميم مى خواهم كه ناراحت نباشيد كه در صورتيكه شرف شهادت نصيبم شد اگر گريه از شما برخاست براى حسين (ع) گريه كنيد وبياد او باشيد واز او مدد خواهيد كه اگر خدا توفيق شرف شهادت نصيب فرمود سلام شما مادرم به فاطمه (س) و سلام شما پدرم به حسين (ع) و شما خواهران را به زينب وتو اى برادرم كه نصيحتى با تو دارم كه بياد خدا باش و براى او كار كن و از او كمك بخواه كه تنها او مشكل گشاى تمام مشكلات است. نمازهايتان اول وقت بخوانيد. قرآن را فراموش نكنيد. سلامت را به على اكبر حسين و تو اى همسرم كه شايد نتوانسته باشم اداى همسرى را بجاى آورده باشم شماها همگى خوب اما اسلام و قرآن از شما بهتر است و بر حسب وظيفه شرعى از شما جدا شدم. اميدوارم كه در كارهايت خدا را فراموش نكنيد و توفيق سعادت تورا از خدا مى خواهم و سلام تو هم به ام ليلا و فاطمه زهرا (س) خواهم رسانيد. در ضمن كتابهاى مرا هركدام كه مى خواهيد برداريد و آنها را چك كنيد هركدام بدرد مى خورد به معابر عمومى برده آنها استفاده شود و مابقى كه شايد بدرد نخورد و مال اول انقلاب است مفقود نماييد.
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید