عبدالرضا مصلی نژاد ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند محمدصادق
تاریخ تولد
1330/08/14
تاریخ شهادت
1365/10/24
محل شهادت
شلمچه خرمشهر
محل تولد
فارس - جهرم- جهرم
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
فرمانده محور
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عبدالرضا مصلي نژاد
چون آخر الزمان فرا رسد شهادت خوبان امت مرا گلچين مي کند.(پيامبر اکرم)
شهيد عبدالرضا مصلي نژاد در چهاردهم آبان ماه سال 1330در خانواده اي مذهبي در جهرم پا به عرصه وجود نهاد پس از تحصيل در رشته مکانيک در هنرستان لار واخذ ديپلم فني در سال 1356 به عنوان دانشجوي همين رشته به انستيتوي تکنولوژي شيراز پذيرفته شد که سرانجام پس از مدت يک سال تحصيل وبا پيروزي انقلاب اسلامي وتشکيل سپاه پاسداران به سپاه پيوست وضمن شرکت در بنيان تعاون سپاه پاسداران انقلاب اسلامي جهرم خود نيز لباس مقدس پاسداري را بر اندام پوشانيد.وي در زمان تحصيل علاوه بر ممتاز بودنش در رشته تحصيلي،در رشته هاي هنري همچون تاتر،عکاسي،نقاشي،خطاطي،شنا،موزيک،وورزش نيز داراي ؟؟طولاني بود.در بحبوحه اوج انقلاب اسلامي ونهضت مردم مسلمان ايران بر عليه رژيم ستمشاهي با مدد جستن از ارشادات ورهنمودهاي روحانيت مبارز به ويژه حضرت حجة الاسلام والمسلمين حاج سيد حسين آيت الهي نماينده محترم امام وامام جمعه معظم جهرم وهمياري گروه هاي اسلامي به مبارزه مخفي عليه رژيم شاه پرداخت وبه فعاليت هاي چشمگيري همچون احداث کتابفروشي،نشر وتوزيع نوارها،کتب مذهبي وسياسي واعلاميه هاي حضرت امام خميني در بين اقشار مختلف مردم به ويژه جوانان دست زد.همچنين در وارد کردن اسلحه ومهمات وپخش وتوزيع آنها بين گروه هاي اسلامي جهت مبارزه با مزدوارن شاه نقش بسزائي داشت که همين عوامل باعث شد بارها توسط ساواک شاه تحت بازجوئي قرار گيرد.در دوران دانشجوئي نيز با چاپ وتکثير اعلاميه هاي حضرت امام بين دانشجويان به مخالفت هاي خود ادامه مي داد پس از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي از بنيان گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در جهرم بود در سال 1358 به دنبال توطئه اشرار مسلح وگروه هاي ملحد در کردستان از طرف سپاه عازم آن ديار گرديد ودر شهرهاي پاوه،مهاباد مريوان و....به مبارزه مسلحانه عليه اين کفار از خدا بي خبر پرداخت وي علاوه بر عضويت در شوراي فرماندهي سپاه ومسئوليت روابط عمومي اين نهاد در زمينه نمايشنامه نويسي عکاسي وفيلمبرداري نيز فعاليت داشت واز آن زمان نيز همکاري خود را در زمينه فيلمبرداري ووقايع نگاري با صداوسيماي جمهوري اسلامي آغاز نمود.شهيد عبدالرضا سينماي جهرم را که در جريان انقلاب توسط مردم جهرم به آتش کشيده شده وکاملاً ويران شده بود با همت وپشتکار ترميم وبازسازي نموده وآن را به عنوان مرکزي سالم وتفريح گاههي مفيد در اختيار جوانان قرار داد در سال 59 با آغاز جنگ تحميلي رژيم صدام با سمت فرماندهي گروهي از برادران پاسدار جهرم عازم جبهه هاي نبرد گرديد ودر منطقه آبادان از ناحيه پا به شدت مجروح شد در سال 61 با شروع عمليات فتح المبين وبيت المقدس جهت ثبت وقايع جنگ ودلاوري هاي رزم آوران پرتوان اسلام با دوربين فيلمبرداري خود راهي مناطق جنگي شد در همان سال گوشه هائي از عمليات پيروزمند محرم نيز به تصوير کشيد علاوه بر فعاليت هاي ياد شده مسئوليت بخشي از تدارکات جبهه جنوب نيز متقبل گرديد شرکت وي در عملياتهاي والفجر4و8 باعث جراحت وي گرديد وهمچنين مورد آسيب ؟؟؟شيميايي رژيم قرار گرفت وي پس از بهبودي نسبي مجدداً با اشتياق به منطقه عملياتي فاو بازگشت و9ماه متوالي در واحد طرح وعمليات لشکرالمهدي فعاليت نمود.شهيد عبدالرضا مصلي نژاد در عمليات کربلاي 4نيز مسئوليت محور عمليات عهده دار بود که پس از هدايت نيروها در اين عمليات با پاي مجروح اما چهره اي بشاش ومصمم براي وداع آخرين به جهرم بازگشت دراين مدت که براي خانواده ودوستانش از شهادت سخن مي گفت حالش دگرگون شده بود گوئي سفري را در پيش خواهد داشت که به بهشت الهي منتهي خواهد شد.آري او مجدداً عازم مناطق عملياتي گشت در اين حال دوربين فيلمبرداري خويش رانيز همچون سلامي ديگر به همراه داشت در عمليات پيرومند کربلاي 5 علاوه برثبت وقايع جنگ برروي دوربين فيلمبرداري مسئوليت يکي از محورهاي عملياتي نير به عهده داشت به گفته همرزمانش وي در نيمه هاي شب به رازونياز با خداي خود پرداخته وبا ديدگان گريان به ائمه اطهار واهل بيت به ويژه حضرت فاطمه زهرا(س)توسل مي جست در شب شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)پس از انجام رازونياز وبجاي آوردن نمازهاي مستحبي،جهت مقابله با پاتک دشمن وبررسي وضعيت دشمن از سنگر خارج مي گردد که در همان شب مقدس ترکش خمپاره بعثيون کافر به پهلوهايش اصابت نموده وبه خيل شهداي افتخار آفرين اسلام مي پيوندد وامروز اگر عبدالرضا در جوارمان حضور ندارد لکن بانگ رسايش در گوشهايمان طنين انداز است که امام را تنها نگذاريد امام جمعه شهرمان را رها نکنيد که شما را به سرچشمه زلال اسلام خواهند رسانيد امروز امام امت نايب برحق امام زمان استدر خط ايشان حرکت کنيد امام را دريابيد که اسلام را يافته ايد که خود را شناخته ايد بهشت را خريده ايد ورضاي حق تعالي را کسب کرده ايد.روانش شاد وطريقش همواره پررهرو باد.
بسم الله الرحمن الرحيم. با توكل بر خداى متعال اين هستى بخش همه ما خود را بر عمليات آينده آماده مى كنم. كسى نمى داند از سرنوشتش چگونه ورق خواهد خورد از آينده بى خبريم و فقط دنباله رو امام بزرگوارمان هستيم كه مى فرمايد امروز تكليف اين است و اميدوارم كه ما خوب از عهده اين تكليف الهى برآييم و سربلند از امتحان الهى همه جوانب دارد بررسى مى شود هماهنگى ها انجام مى گيرد و روز بروز انتظار ما نيز بيشتر مى شود در انتظار فرمان حمله هستيم لذا خود را آماده نموده ايم دلم مى خواهد در اين كار خير و ثواب پدرم و مادرم و همسرم و فرزندانم و همه كسانيكه به خانواده من سركشى نموده اند و مى نمايند در اين كار خير شريك باشد. لذا پوتينى را كه مادر مرحوم تعمير نموده و همسرم آن را واكس زده و فرزندانم در آوردن وسايل واكس زدن او را يارى نموده اند را جهت شب عمليات بپا خواهم نمود و پيراهن گرمى (ژاكت) را كه همسرم بدست خود برايم خريده را خواهم پوشيد و با دعا به پدرم و همه كسانيكه خانواده ام را ياور هستند و با الهام گرفتن از رهنمودهاى امام كه با تفسير جناب آقاى آيت الهى امام جمعه عزيز و نماينده اماممان براى ما بادرك تر مى شود و توكل بر خداوند متعال كه دلمان را به او مى سپاريم و با گفته مولايمان على (ع) كه پايمان را بزمين بفشاريم و بر دشمن خدا و رسول خشم بگيريم و با لباس دريافتى از سپاه كه رنگ خاكى است بر تن هر بسيجى وارد حاضر خواهم شد. اگر خداوند مرا پذيرفت و در صف شهداء جاى داد از همه التماس دعا دارم و تقاضاى حلال بودى مى طلبم و اگر زنده ماندم و برگشتن از خداوند طلب عفو و بخشش نموده عاقبت بخيرى را طالبم و سعادت فرزندانم را كه خدمتگزار اهل بيت گردند از همسرم و فرزندانم مى خواهم فقط فرمان امام امت را گوش فرا داده و از امام جمعه عزيزمان جناب آقاى آيت الهى اين فانى شده در امام چكيده قطرات معطر امام تبعيت نموده و به احد ديگرى اعتنا نكنند. ايشان از شاگردان عاليقدر امام هستند كه عده اى امام را از كانال ايشان شناختند و ائمه را از كانال امام و اسلام را از زنان همه اينها. پس از اين همه لطف تو را سپاسگزارم و از تو مى خواهيم كه گذشته هاى ما را دوران جاهليت دانسته از ما درگذرى. بارپروردگارا نمى دانم در مقابل تو چه كنم همان چيزهايى را هم كه گفتى درست انجام ندادم بار گناه بر گردنم سنگينى مى كند و سياهى كردار سينه ام را كدر نموده است. اما باميد عفو تو و بر فرمان نائب بر حق تو امام امت و براى حفظ دين و حيثيت تو پا در عرصه پيكار نموده و توفيق جهاد در راهت را نصيب گشتيم. خانه و ديار را ترك نموده و هجرت را آغاز و يا در ميدان گذاشته و جهاد را قبول كرديم كه اين نعمتهايى را كه خود بمن عطا نمودى از من بپذيرى ما هرچه داريم از تست و هرچه بدهيم از حيث تو مى بخشيم. اگر لايق بوديم و ما را پذيرفتى پس ما را ببخش و از گذشته هايمان درگذر و اگر هم مانديم و برگشتيم پس ما را لحظه اى به حال خود وامگذار كه نابوديم. خداوندا ما را عاقبت به شر نفرما تو خودت بحق آن ساعات خود جبهه به حق ناله هاى سوزناك شهدا در دم شهادت و به حق آن صحنه هاى باغ ميادين جنگ كه صداى ناله الله اكبرها بلند است دست رحمتت را از ما و خانواده كوتاه مكن. محبت اهل بيت را هرچه بيشتر در دل ما زنده تر بگردان و ما را با همين محبت بميران. ما را امت امام قرار بده بگذار در آخرت نيز سربازان اين پير جماران باشيم ما را از او جدا مكن. عشق روحانيت شيعه در خط امام را در دل ما شعله ور كن. اولاد و خانواده ما را در پناه خودت از كليه گزند روزگار مصون بدار. ما را مسلمان بميران و ما را مسلمان شيعه محشور بدار بحق صلوات برمحمد و آل محمد. آمين. عبدالرضا مصلى نژاد 14/9/65.