سیدجمال میرصادقی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند سیدعلی اکبر
تاریخ تولد
1342/11/12
تاریخ شهادت
1362/05/05
محل شهادت
حاج عمران پیرانشهر
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد پاسدار سيد جمال ميرصادقي
شهيد سيد جمال ميرصادقي در نيمه شعبان سال 1338 هجري در يک خانواده مذهبي و متدين ديده به جهان گشود از همان دوران کودکي به اسنلام و اعتقادات مذهبي علاقه پيدا کرد جمال در ميان رنج و درد توده هاي مستضعف مسلمان نشو و نما کرد و همزمان اعتقادات و ايمان اسلامي خود را تقويت نمود وي تحصيلات ابتدائي خود را در مدرسه قاآني به پايان رساند و سپس وارد ميدان کارزار زندگي شد و در يبازار مغازه کمد سازي مشغول به کار شد با شروع انقلاب اسلامي ايران وارد ميدان انقلاب شده و در تظاهرات و راهپيمائها همراه و همگام ديگر اقشار مردم مبارزه را عليه کفر طاغوت شروع کرد و سرانجام پايه هاي حکومت جبار ستم شاهي با روش انقلابي ملت مستضعف ايران به رهبري امام فرو ريخت جمال هم چنان خستگي ناپذير به ادامه راه خويش همت گماشت و در جهت استحکام پايه هاي انقلاب نوپاي اسلامي کوشيد هر کجا انقلاب کمک مي طلبيد او حضور داشت و پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران فعاليت چشمگيري در بسيج آغاز نمود و عضو بسيج شد روزها مشغول کارکردن بود و شبها براي پاسداري از انقلاب به نگهباني مي پرداخت وي در مبارزه با منافقين و ليبرالها عليه امام توطئه مي کردند مبارزه شديدي را دنبال مي کرد او با پيروي از خط امام ديگر برادران و دوستان را تشويق مي کرد تا به مبارزه با ضد انقلاب و در هم شکستن جبهه ليبرالها و محافظه کاران تلاش زيادي از خود نشان داده و به فعاليت به پردازند وي در انتخابات شهيد رجايي و برادر خامنه اي بسيار زحمت کشيد و اعلاميه ها و اطلاعيه هاي حزب جمهوري اسلامي و کانديداي خط امام بسيار کوشا بود با شروع جنگ تحميلي فعاليت خود را بيش از پيش دو چندان کرد و بيشتر در بسيج فعاليت مي کرد و در گروه مقاومت بسيج کارگري بسيار کوشا بود در تير ماه سال 61 پس از گذراندن يک دوره يک ماه در پادگان شهيد آيت الله دستغيب کازرون عازم جبهه هاي جنوب شد و پس از سه ماه بازگشت و بار ديگر به فعاليت در بسيج مشغول شد او هرگز از خودش سخن نمي گفت بلکه قلبش و فکرش لبريزانه عشق به خدا و انقلاب و امام مستضعفين بود و با اين انگيزه خلوص و پاکي به عضويت سپاه پاسدارن در آمد و پس از گذرانيدن دوره آموزش عازم جبهه حق عليه باطل شد و در عمليات پيروزمندانه والفجر دو در جبهه پيرانشهر در خون پاک خويش غلطيد و مشتاقانه به ديدار خداي خويش شتافت و اکنون اگر چه جمال با دنيايي از صداقت و صميمت و اخلاص و معنويت و تواضع در ميان ما نيست و جاي خالي او به خوبي احساس مي شود اما ياد او و راه او و پيوسته در خانه کوچک قلبمان پا برجا خواهد بود و خواهد ماند . جمال مظهر ايثار و تقوي و ايمان و براستي که لباس زيباي شهادت به تن مردانه او چه زيبا و برازنده است خون سرخ و مطهر او همچون ساير شهداي اسلام و انقلاب اسلامي پيوسته خواهد جوشيد و فرياد رهايي مستضعفين و پايان عصر سلطه جور و ظلم و بي عدالتي و استقرار حکومت الله در زمين بشارت مي دهد . هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق ، ثبت است در جريده عالم دوام ما . روانش شاد و يادش گرامي و راهش پر رهرو و آرمانش مستدام باد . والسلام .
بسم الله الرحمن الرحيم
قسمت هايي از سخنان آن شهيد :
شما را به خداي بزرگ قسم مي دهم هر آن به جان رهبر کبير انقلاب امام عزيزمان دعا کنيد . از شما همشهريان عزيز عاجزانه مي خواهم که از امام جمعه محترم شهرمان حفاظت کامل شود . پدر و مادرم من رضا نيستم که شما براي من گريه کنيد شما را به خدا قسم مي دهم بجاي گريه براي امام عزيزمان دعا کنيد و براي من جشن بگيريد و مرا با اين کار خوشحال کنيد و هرگاه به فکر من افتاديد بخاطر خدا صبر کنيد که خدا با صبر کنندگان مي باشد من از شما برادران انتظار دارم که در هر حال و هميشه يار و ياور امام و ولايت فقيه باشيد و در اين زمان ياوران امام عزيزمان خميني بزرگ اين فرزند پاک پيامبر باشيد و اسلحه اي که از دست من افتاد شما بر دوش بگيريد و با دشمنان خدا پيکار کنيد و مطمئنم انشاء الله چنين خواهيد کرد و شما برادران مرا حلال کنيد و شما خواهران عزيزم بايد رسالت زينب را با رسانيدن پيام خون شهيدان به همه ملل جهان به انجام رسانيد و همچون شير زنان صدر اسلام بر منافقين و کافران که دشمن خدا و اسلام عزيز مي باشند بغريد که خداوند پشتيبان شما است . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي حتي کنار مهدي خميني را نگهدار . جمهوري اسلامي با عزت تمام بدست مهدي بسپار ، رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما .