کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 22 مرداد 1405
04:11
سیدغ لامعلی نظری نودادی

سیدغ لامعلی نظری نودادی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند سیدغلامحسین

تاریخ تولد
1333/04/12
تاریخ شهادت
1360/09/08
محل شهادت
دشت آزادگان بستان
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - جهرم - نوداد سیمکان
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد سيد غلامعلي نظري : شهيد سيد غلامعلي نظري فرزند سيد غلامحسين در سال 1333 روز دوازدهم تير ماه در يکي از روستاهاي بخش سيمکان از حومه ي جهرم به نام روستاي نوداد متولد شد او دوره ي ابتدائي در دبستان همان روستا به پايان رسانيد وي پس از
پايان دوره ي ابتدائي به علت نا مساعد بودن وضع زندگي به ناچار به ترک تحصيل شد پس از گرفتن مدرک ششم ابتدائي به کمک پدر خود به کار کشاورزي مشغول شد وي جواني پاکدامن و متدين بود و هيچگاه دست از عبادت خدا بر نمي داشت و نمازهايش ترک نمي شد او پيرو دين محمد صلي الله عليه و آله و صلم بود و دنباله رو آن حضرت در دوران جواني به مردم خدمت مي کرد و هيچ آزاري نداشت مردم او را بسيار دوشت مي داشتند مادر و پدر او را حسين وار بار آورده بودند او هيچوقت با کسي تکبر نداشت و هميشه خود را کوچکتر از ديگران مي شمرد او با مردم و خانواده اش به مهرباني رفتار مي کرد او هميشه شرکت غم ديگران بود وي در سن نوزده سالگي به خدمت سربازي رفت و بعد از يک سال و نيم به دستور شاه جنايتکار به جنگ عمان برده شد او مدت شش ماه در جنگ بود تا که به ياري خداوند بزرگ دوره سربازي خود را به پايان رسانيد و سالم به خانواده ي خويش بازگشت وي بعد از يک سال از برگشتن سربازي با يکي از فاميلهاي خود ازدواج کرد تا اينکه صاحب خانواده شد دوران چند پشت سر گذاشت تا اينکه انقلاب شروع شد . او در دوران انقلاب فعاليتهاي زيادي داشت و روزانه به اين انقلاب خدمت مي کرد تا اين که به ياري خدا و وجود رهبر انقلاب امام خميني انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و در شغل نيروي جوانمردي مشغول به کار شد بعد از يک سال خدمت در اين کار به وظيفه شرعي خود عمل کرد و با تشکيل نيروهاي رزمنده ي سپاه وارد اين ارگان انقلابي شد او همچون حسين پاسداري از اسلام عزيز مي کرد او در سپاه فعاليتهاي بي نظير داشت تا انيکه در سپاه به ايماني استوارتر چنگ زد وي در سپاه شغل هاي فراواني دريافت کرد تا اينکه مدت کوتاهي گذشت کشور امريکا از اين انقلاب حسادت ورزيد و کشور کفر صدامي برعليه جمهوري اسلامي وادار به جنگ کرد وي در سن پانزده سالگي هنگامي که در روستاي نوداد مسجدي بنا شد و خودش هم کار مي کرد در روي ديوار مسجد ياد بود با خط خود نوشت و همچنان باقي مانده و گفت من در اينجا به خاک بسپاريد و اين جنگ بر ما تحميل شد چون امام دستور رفتن به جبهه داد او وظيفه خود دانست و به نداي امام عزيز خود لبيک گفت و در جبهه حق عليه باطل و کفر صدامي به نبرد پرداخت با ماندن دو ماه در جبهه در حمله پيروزمندانه طريق القدس براي آزادي بستان با گفتن يا حسين در تاريخ آذرماه 1360 در سن 27 سالگي به درجه رفيع شهادت نائل آمد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام
بنام خداوند بخشنده مهربان. پدر عزيزم جهاد كه يكى از واجبات است بر هركس كه توانايى آن دارد واجب است كه در امر جهاد كوتاهى نكند و اكنون همه ماها وقتى ياد حسين در روضه ها مى كنيم اشك مى ريزيم و مى گويم اگر در آن موقع بوديم جان خودمان نثار حسين شهيد مى كرديم آرى الآن موقع آن رسيده و اين حسين و اين هم يزيد زمان كه مى بينيد كه در مقابل حسين چطور ايستاده من وظيفه شرعى خود مى دانم كه براى دفاع از اسلام و قرآن به جبهه حق عليه باطل بروم و در اين يكسال و چند ماه كه اين جنگ به ما تحميل كردند و چند روزى هم به ما مى رسد كه براى دفاع از خانه و شهر هجرت كنيم تا آن چه كه خدا خواهد. خوب پدر عزيز چند كلمه وصيتنامه خود را مى نويسم آنچه كه به نظرم
مى رسد بارى پدرجان اگربنده در راه خدا شهيد شدم شما اصلا گريه برايم نكنيد و ناراحت نباشيد كه آخر و اول انسان بايد اين راه بپيمايد و افتخار شهادت نصيب كسى است كه خالصا قلب پاك و صاف داشته باشد و نماز براى من فراموش نكنيد. من را اگر شهيد شدم در زادگاه خود كنار مسجد صاحب الزمان نوداد به خاك بسپاريد. 5/9/60 سيدغلامعلى نظرى. والسلام عليك و رحمه الله و بركاته.
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید