کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 22 مرداد 1405
00:04
قاسم نعمائی جهرمی

قاسم نعمائی جهرمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند امراله

تاریخ تولد
1342/07/05
تاریخ شهادت
1362/05/14
محل شهادت
حاج عمران پیرانشهر
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
فرمانده دسته تخریب
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه برادر شهيد ابوالقاسم نعمائي
ما هر چه داريم از اين شهدا داريم. " امام خميني " با سلام و درود فراوان بر ولي عصر امر زمان حضرت مهدي ( عج الله تعالي فرجه الشريف ) و نائب بر حقش خميني کبير و با سلام و درود بيکران بر شهداي گلگون کفن انقلاب اسلاميمان که با دادن خونشان به ما فهماندند که برادران حسين گونه و خواهران زينب وار زندگي کنند . و راهشان را ادامه دهند . شهيد ابوالقاسم از اوايل انقلاب در سال 1357 مبارزه خود را بر عليه رژيم دژخيم پهلوي آغاز نمود و همين طور به مبارزه خود ادامه مي داد که در محرم حکومت نظامي شده و درگيري با عمال پهلوي آغاز شده بود که شبانه به خانه شهيد بزرگوار حمله کردند که او را دستگير کنند ولي ابوالقاسم زير دست دژخيمان فرار کرد و برادر بزرگ اين شهيد را دستگير کردند . حتي يک لحظه از مبارزه دست بر نمي داشت و همان طور به مبارزه ادامه داد تا اينکه انقلاب اسلاميمان به رهبري امام بزرگوارمان به پيروزي رسيد . هنگامي که پادگان به دست ملت غيور جهرم به سقوط رسيد ايشان شبها خواب را بر خود حرام مي دانستند و در پادگان و کوچه و محلات نگهباني مي داد و در درگيري ژاندارمري شرکت فعالانه اي داشت . شهيد ابوالقاسم از سن 14 سالگي از خواندن نماز و دعا هيچگونه کوتاهي نمي کرد و روي رساله امام تأکيد زياد داشت و عمل بر آن را بر خود و ديگران واجب مي دانست در 17 سالگي در بسيج محله گازران فعاليت داشت و سرانجام در سال 1360 به علت گرفتاري خانوادگي مدرسه را ترک و به کار مشغول شد و از فروردين 1360 از حمله خرمشهر تا والفجر دو در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل شرکت فعالانه داشت . اين شهيد از اخلاق اسلامي خيلي خوبي برخوردار بود و در مجالس مذهبي خصوصاً در عزاداري سالار شهيدان امام حسين بن علي عليه السلام زياد شرکت مي کرد و در برگزار کردن مراسم سينه زني علاقه بخصوصي داشت . از همان روز اول راهش را انتخاب و به سوي هدفش که رسيدن به لقاء الله بود حرکت کرد اطاعت از ولي امر واجب و اطاعت کردن از آن بر افراد خانواده خود و ديگران واجب شرعي مي دانست و رشادتهايش در جبهه همه را به تحسين واداشته بود با توجه به اينکه يکي از مهره هاي گروه تخريب بود حتي يک کلام از کارهايش را براي خانواده خود نمي گفت کم حرف و ساکت بود و به آنها مي گفت که در جبهه به من خوش مي گذرد و هيچ خبري نيست گوش به شايعات ندهيد فکرش جبهه ، جبهه و ذکرش ياد خدا بود و به گفته رهبرش مسئله اصلي را جنگ مي دانست معجزات زيادي در جبهه به چشم خود ديده بود . آري او آنقدر در سنگر خود ماند تا اينکه در والفجر دو به لقاء الله پيوست و به هدف اصليش رسيد و به بازماندگان از قافله سيدالشهداء فهماند که بايد همه سربازان حسين باشند و درخت اسالم ار با خون خود آبياري کنند دعا به جان امام يکي از اعمال واجب خود مي دانست و رفتن به نماز جمعه و جماعات وظيفه شرعي خود مي دانست . سرانجام او با جانبازي و ايثارش درس استقامت و پايداري به ما آموخت . راهش پررهرو و پر فروغ و روحش شاد و يادش گرامي باد . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم. وصيتنامه شهيد بسيج قاسم نعمائى. والذين هاجروا فى سبيل ا... قتلوا و اتوا ليرزقنهم ا... رزقا حسنا و ان ا... خيرالرازقين. و آنانكه در راه رضاى خدا از وطن خود هجرت گزيده و در اين راه كشته شدند يا مرگشان فرا رسيد البته خدا رزق و روزى نيكويى نصيبشان مى گرداند كه همانا خداوند بهترين روزى دهندگان است. وصيتى براى مردم دارم، كه شما بايد مانند پروانه به دور امام بگرديد و لحظه اى از يارى او و انقلاب دست برنداريد و دعا كنيد تا خدا فرج آقا امام زمان (عج) را نزديك كند و اى كاش خدا به من بيشتر اجازه مى داد تا نثار راه يارى انقلاب و مهدى زهرا (عج) و نايبش كنم، اميدوارم كه خدا اين جان ناقابل را از من روسياه و گناهكار قبول كند، كارى نكنيد كه خون شهدا به هدر رود كه فرداى قيامت شهداى صدر اسلام و حال جلويتان مى ايستند و پدر و مادر شهيدان و آن بچه اى كه بابايش را از دست داده مى گويد: باباى من خون ريخته آن وقت شما توجهى نداشتيد، كه آنروز سخت روزى ات، اين راه را با آگاهى انتخاب كردم، امت شهيدپرور در اين انقلاب كوتاهى نكنند و هر نوع توطئه را سركوب كنند و امام را تنها نگذاريد و حسين زمان هل من ناصر ينصرنى گفته است، مردم بشتابيد، مانند اهل كوفه نشويد، با تمام وجودتان لبيك گفته و ياريش دهيد و براى فرج ولى عصر (عج) هر شب و روز دعا كنيد. پدر و مادرم و خواهرانم از اينكه من شهيد شدم به هيچ وجه ناراحت نشويد، چون من اگر شهيد شدم به آرزوى خود رسيده ام، به ديدار خود رفته ام و من پيش حسين (ع) رفته ام، من زنده و شاهد و ناظر هستم، تربيت خواهرانم با شماست، سعى كنيد با تعاليم اسلامى و با حجاب تربيتشان كنيد، پدر و مادر مى دانم كه من براى شما پسر خوبى نبودم، اما حلال كنيد مرا. والسلام.

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید