بسمه تعالي : زندگي نامه شهيد الياس نگهداري - برادر شهيد الياس نگهداري پيش از انقلاب با مسائل ديني بسيار برخوردار بود و کتاب هاي حضرت علي (ع ) را مي خواند و در نماز جمعه ها هميشه شرکت داشت و هر جا که کسي به امام امت حرف بد مي زد گزارش مي داد و مردم را به سوي نماز جمعه مي کشاند و اخلاق او چه در مدرسه و چه در بيرون با همه يکي بود . و به همه سلام مي داد و هر وقت که نماز مي خواند مي گفت خدا عمر من را بردارد و به عمر امام امت عطاء فرما و در انقلاب که راهپيمائي و تظاهرات بود در همه اين ها شرکت داشت و شعارهاي ضد حکومت و ديکتاتوري پهلوي مي داد و به مردم ابلاغ مي کرد که از تمام برادران تقاضا مي شود که در اين راهپيمائي شرکت فرمايند و در موقعي که دکتر بهشتي را که جزء 72 شهيد کربلاي ايران بود زياد ناراحت بود و از شب تا صبح قرآن خواند و گريه مي کرد و مي گفت خدايا که من هم به جبهه بروم و مانند دکتر بهشتي به شهادت برسم و هر روز صبح ها ساعت 4 از خواب بيدار مي شد اول نمازش را مي خواند و بعد قرآن مي خواند و در ماه رمضان روزه مي گرفت هر وقتي که امام جمعه هم زمان مي گفت که به چه کسي در رياست جمهوري رأي بدهيد فوراً مي آمد با رنگ روي پارچه و يا روي ديوار مي نوشت که به برادر رجائي يا خامنه اي رأي بدهيد و براي مردم مي گفت اين رأي که شما مي دهيد بايد به کسي رأي بدهيد که مکتبي باشد طبق احکام قرآن و امام رفتار کند و در مدرسه که بود از عضو سپاه پاسداران بود و شب ها که باران مي باريد به سپاه مي رفت و نگهباني مي داد تا اين که ديپلم را گرفت و بعداً عضو بسيج شد و برادران ديگر را همراه خودش را مي برد و بسيج مي کرد و شب ها برادران بسيج را در مسجد جمع مي کرد و از رساله بر آنان مسئله حل مي کرد و به آنان ياد مي داد اولين کسي که در روستاي صادق آباد عکس امام امت را در دست داشت برادر شهيد بود تا اين که داوطلبانه عازم به جبهه شد و روزي که مي خواست برود گفت مادر پدر من را حلال کنيد که من ديگر برنمي گردم من مي خواهم راهي که حسين طي کرد من هم آن راه را بپيمايم و ديديد که در جبهه آبادان به شهادت رسيد و به ابديت پيوست . روحش زنده باد و نامش پاينده .