بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد محمدرضا عقيقي - در شامگاه شانزدهم ديماه سال 1340 ستاره عمرش در پهنه ي آسمان اين مرز و بوم جاي گرفت هر چند نامش را محمدرضا گذاشتند اما او را مسعود صدا ميزدند . گويي سر انجام سعادت آميزش از کودکي به خانواده ي محترمش الهام شده بود . در طي ساليان بعد يعني همزمان با گذراندن دوران تحصيل آغاز به آموختن قرآن مجيد و فراگيري اصول و مباني دين مبين اسلام نمود . به گونه اي که از همان اوان نوجواني همه او را بعنوان يک چهره ي مذهبي و با ايمان مي شناختند . با اوج گيري نهضت اسلامي شهيد ما با استمداد از آشنايي هايي که با اسلام عزيز پيدا نموده بود بخوبي در جريان انقلاب اسلامي رشد کرد و بصورت يکي از فعالترين چهره هاي انقلاب در کوي محله ي در آمد . صداي آشناي او که شب ها فرياد و تکبير را در کوچه وخيابان بلند مي کرد و ديگر ياران را به فرياد و اعتراض فرا مي خواند همچنان در گوش ها طنين انداز است . پس از پيروزي انقلاب اسلامي فصلي جديد در زندگي خود گشود . فصلي که سرانجام با خون سرخش نقطه پايان برآن گذاشت . در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي بعلت نياز مبرم نهضت به نيروهاي مؤمن و فعال همراه با يکي از دوستان نزديکش که او نيز به شهادت رسيد - براي تبليغ و تعليم قران مجيد به گوشه و کنار شهر و حتي حومه ي شيراز مي رفت و بدين ترتيب اولين کلاس هاي خود را بر پا نمود وي پس از اخذ ديپلم در سال 59 با صفوف پاسداران انقلاب اسلامي پيوست و در اينجا نيز با توجه به اندوخته هاي فکري و اعتفاديش و زمينه ي بسيار مساعد روحي به جمع ساير برادران و همفکرانش در واحد آموزش عقيدتي ملحق شد . در مدت شش سال عضويت پر افتخارش در سپاه پاسداران همواره بعنوان يک مربي عقيدتي سياسي باقي ماند و در حين انجام همين مسئوليت الهي نيز به شرف شهادت نايل آمد . شهيد عقيقي هر چند از همان ابتداي فعاليتش در سپاه بعنوان مربي قرآن و اصول عقايد وظيفه تعليم نيروهاي آموزشي سپاه را بعهده گرفت اما براي ارتقاء پايه هاي فکري خود به همراهي تني چند از ديگر مربيان عقيدتي تحت نظر بهترين اساتيد قرآن اعتقادات و تاريخ اسلام در شيراز که در آن روزگار خود پاسدار بودند در کلاس تحت عنوان کلاس استاد مطهري دور هم گرد آمدند و يکي از پر بارترين و موفقيت آميزترين و در عين حال بي نظيرترين کلاس اعتقادي را در زمان خود بنياد نهادند اينک که پس از چند سال بوه گشذشته مي نگريم و به آن جمع يکدل و صميمي نگاه مي کنيم چهره ي يک يک شهداي آن کلاس در خاطرمان نقش مي بندد . کساني که جز بارزترين نيروهاي سپا ه بودند برادراني چون شهيد احمد کشاورز ، عزيز الله نيکوبخت ، غلام دست بالا و سرانجام شهيد محمد رضا عقيقي و آنها که هنوز هستند خود به انتها نشسته اند و اين ايام را در سوگ همراهان عزيزشان بسر مي برند نارنده که خود کوتاه زماني در کلاس استاد مطهري را داشته از سوي ديگر دوستان به خود اجازه مي دهد و ابراز ميدارد که عقيقي چهره اي ممتاز در ميان سايرين بود و برهوش سرشار درک صحيح قدرت بيان و استدلال او همه معترف بوده و هستند و حقيقتا او شاگرد اول کلاس بود . از اين به بعد نام عقيقي همراه با اصول عقايد بود و هر عقيقي بود کلاس اعتقاداتي بر پا بود و در سپاه و خارج آن هم هر جا کلاس و بحثي در خصوص اصول عقايد بود حتما عقيقي را آنجا ميتوانستيد پيدا کنيد . شهيد عقيدتي در شاخه هاي مختلف تبليغ اصول و معارف اسلامي داراي تبحر و تسلط بود قرآن مجيد را هم با صوتي بسيار زيبا تلاوت مي کرد و هم با دقايق تجويد و قرائت آشنا بود احکام را بنحو شايسته و بسيار جذابي تدريس مي کرد . نگارنده غالبه مسايل و مشکلات خود را در اين خصوص از او جويا مي شد و ايشان عم عمدتا امامت و جماعت برادران را بعهده مي گرفت . به اصول عقايد عشق مي ورزيد باري پايه هاي استدلال در تفکر اسلامي کمال اهتمام و حساسيت را قائل بود و با تسلط فوق العاده اي اصول عقايد را تدريس مي کرد . و به جرأت او مبرزترين چهره در تدريس مسايل اعتفادي در سپاه بود در اين خصوص از خارج سپاه نيز بسيار به او رجوع ميشد انبوه جزوات و نوارهاي به جا مانده از شهيد غالبه در اين زمينه مي باشد انشاءالله در آينده در دفتري جداگانه در اين باره بحث خواهيم کرد . سخنراني هاي شهيد پر شور و سراسر آميخته با آيات قرآن و احاديث معصومين و بيانات حضرت امام مي باشد کمتر مسجد و مدرسه اي در شيراز مي توان يافت که او در آنجا سخنراني نکرده باشد تاکيد به آموختن دقيق و اصولي مباني اسلام اخلاق و سنت هاي اسلامي مي نمود و اهميت جهاد و دعوت به جبهه هاي نبرد محورهاي اساسي سخنراني هاي او را تشکيل مي داد شهيد عقيقي اهل دعا و ذکر اهل بيت بود مخصوصا دعاي کميل را با صوتي خوش و حالي خوشتر مي خواند و ذکر مصيبت هايش سوزناک و متاثر کننده بود و مداحي قابل و راستگفتار بود . آنچه گفتيم همه انديشه ها و گفته هاي نظري او بود در جبهه هاي عملي خود حکايتي است مفصل بود متشرع بود اخلاقي پسنديده و بسيار شايسته داشت نماز و عبادات او وصف ناشدني و سرانجام مرد جبهه بود . اجازه دهيد زندگي نامه شهيد را از سال 61 به بعد ادامه بدهيم . در اين سال در کنار فعاليت هاي گسترده شهيد در سپاه در سطح شهر باب جديدي گشوده ميشود و آن حضور فعال در جبهه هاي نبرد حق برعليه باطل بود در صحنه هاي نبرد براي اولين بار در کنار ساير سنگرها ، سنگر آموزش نيز بر پا شد و عقيقي اين سنگر نشين جبهه هاي نبرد عقيدتي ، ايثار نيز در خطوط مقدم جبهه سنگر خود را بر پا ساخت . سنگري که تا آخرين لحظه حيات دنياي خود لحظه اي آنرا ترک نگفت و عاقبت از همين سنگر بسوي معبودش شتافت. در ابتداي امر تيپ امام سجاد عليه السلام و پس از آن لشکر فجر تلاشهاي خستگي ناپذير او در مسير راه اندازي واحدهاي عقيدتي و تبليغات بودند و در همان حال نيز با اشتياق فراوان کار تعليم و تربيت شاگردان وفادارش در شيراز را دنبال ميکرد . در همين سال در اولين آزمون ورودي داشنگا ه الهيات تهران پس از انقلاب فرهنگي شرکت جست و چنانچه انتظار آن ميرفت وارد داشنگاهم شد . پس از احراز موفقيت در ورود به دانشگاه داشتيم شهيد را در کلاس هاي درس و در پشت نيمکتهاي داشنگاه مشاهده کنيم اما کلاس هاي درس را در همان سنگرهاي جبهه تشکيل داد و فقط براي ثبت نام عو گذراندن امتحانانت پايان ترم به تهران مي رفت . و اين براي همکلاسانش جاي بسي تعجب بود که او چگونه بدون حضور مستمر در کلاس هاي درس با عاليترين نمرات واحدهاي مربوطه را پشت سر ميگذارد . نه تنها دانشجويان هم دوره اش به برتري او اذعان داشتند بلکه کارنامه هاي تحصيلي اش نيز خود بهترين شاهد به اين مدعا مي باشد . چند روز بيشتر به گذراندن آخرين امتحانات و اخذ ليسانس در رشته الهايت و معارف اسلامي فاصله نداشت که با اجابت هل من ناصر امام حسين عليه السلام به خيل ياران آنحضرت پيوست سال 62و 63 را کلاً در جبهه هاي نبرد سپري کرد و در اواخر سال 64 و اوايل سال 65 از طرف سپاه پاسداران به مأموريت سوريه و لبنمان اعزام گرديد . و توفيق زيارت مرقد حضرت زينب (س) را بدست آورد . حاصل اين مأموريت چند ماه تحقيقات بسيار کم نظير و جامعي در اطراف زندگي نامه اصحاب پيامبر و دانشمندان مدفون در آن ديار مي باشد . اين تحقيق و تتبع جامع که تماماً مصور نيز مي باشد مجموعه ي نفيسي را تشکيل ميدهد که اميد است در آينده ساير علاقمندان به آن دست رسي پيدا نمايند . پس از بازگشت از سفر سوريه ، شه يد عزيز ما مجدداً در سنگر آموزش عقيدتي لشکر فجر قرار گرفت و در اين زمان براي نيازهاي واحد مزبور به مربيان ثابت و کارآمد در سطح جبهه ها طرح آموزش مربي عقيدتي را ره مورد اجرا گذاشت . بچه هاي دوره ي دوم در چهار چوب طرح مذکور آخرين روزهاي اقامت و تحصيل خود در شيراز را طي ميکردند که با پيکر غرقه به خون استاد گرانمايه شان روبرو شدند و سرانجام سنگرهاي جهاد عقيدتي و نظامي مؤمن و متدين خود را از دست دادند يگانه اي که صلابت فکري ، زلالي انديشه و عمق اعتقاد دانش را همگانم مي شوند خحود مورد لطف و ستايش حضرت حق قرار گرفت و در عمليات کربلاي 5 ترکش خمپاره اي که بهتر از ما به زواياي اين روح بزرگ آشنا بود در ميان اندام پر جنب و جوشش سرش اني گنجينه ي خداداد هميشگي اش را پيدا کرد و بر شقيقه اش نشست و اين ر وح پر تلاطم را به آرامش قرب و حضور رسانيد . در آن روز که مصادف با سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بود خود شهيد بارها گفته بود خوشا به حال کساني که امروز شهيد مي شوند و خود نيز همان روز به شهادت رسيد . هر چند ستاره ي عمرش در غروب 24 ديماه به زير کشيده شد اما خود به خدا پيوست . روحش شاد و راهش مستدام باد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
" يا ايها الانسان انک کادح الي ربک کدحا فملاقيه" قرآن مجيد ، انشقاق ، آيه 6 . در لحظاتي که انقلاب کبير اسلامي ما به رهبري امام خميني موانعي را که بر سر راه اسلام و انسانيت قرار دارد يکي پس از ديگري درهم مي شکند و هر دم به انقلاب بزرگ و جهاني امام مهدي عجل الله نزديک تر مي شود و در موقعي که در شهادت و لقاء الله بر روي جوانان و فرزندان سلام عزيز باز گرديده است دربي که قرنها به روي اين امت که بخواب فرو رفته بود بسته شده بود و در زماني که نبرد حق بر عليه باطل و کفر و ايمان به اعلاء درجه ي خود رسيده و باطل تمام نيروهاي خود را بر عليه حق بسيج نموده تنها راه سعادت و نجات و يا بتول قرآن فلاح در جهاد مي باشد اما چه جهادي ، جهادي که با مال و جان و با زبان و قلم و با تعليم و تعلم و جهاد با تمام مظاهر کفر و شرک و نفاق و انجام جهاد با شيطان درون يعني جهاد با نفس که اين برترين جهادهاست . " ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولياء" نهج البلاغه . که با جهاد در جبهه هايي که داخلي و خارجي است که اسلام عزيز مي ماند ، مسلمين در امان خواهند بود و جانها و مالها حفظ شده و برکات خداوند نازل مي گردد که حتي بهشت با جهاد و در تحت سايه ي سلاح ها به دست مي آيد : " الجنه تحت ضل السيوف " در چنين لحظات مهم و سرنوشت سازي است که خود را درهايي از اقيانوس بي پايان و حتي کوچکتر و ناچيزتر از آن در مقابل اسلام و امت قهرمان آن و شهداي هميشه شاهدش و علماي بزرگوارش مي دانم ، اعتراف دارم که عمرم در خدمت به اسلام صرف نشده و اسلام عزيز را آنطور که بايد و شايد نشناخته ام که " الاسلام يعلوا و لا يعلي عليه ." ولي بر طبق وظيفه و دستور خداوند دست قلم برده و اين چند کلام را مي نويسم چرا که آن هم با ديدن وصيتنامه ي شهداي بزرگ انقلاب اسلامي شرمم مي آيد که نام ورق پاره و چند سخن را وصيتنامه بگذارم با شما که مورد لطف و قبول درگاه خداي متعالي قرار گيرد . " انا لله و انا اليه راجعون"اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله ارسلم بالهدي و دين الحق ليظهر علي الذين کله و لو کره المشرکون و اشهد ان اميرالمومنين علي عليه السلام و اولاده المعصومين عجل الله علي هلقت بعد رسول الله صلي الله عليها الي يوم القيامه واشهد ان الجنه و النار حق و صراط و ميزان حق و سئوال منکر و نکير في القبر حق و ان الساعه اتيه لا ريب فيها و ان الله يبعث من في القبور ". به اميد به مغفرت و فضل خداي متعال و قرار گرفتن در صف اولياء خاصه ي او . آنچه که به اينجانب تعلق دارد همه متعلق به خانواده ي محترم مي باشد و بايد زير نظر آنها مصرف شود و از کساني که به نحوي از ؟؟؟ هستم تقاضامندم که تشريف آورده و هر طلب خودشان را از خانواده وصول دارند . از تمام دوستان و آشنايان و همسايگان حلال بودي طلبيده و اگر از جانب من به آنها ضرر و زياني يا احيانا خداي ناکرده ناراحتي رسيده از آنان طلب عفو و بخشش مي کنم و اميدوارم که مرا ببخشند . پدر و مادر عزيز و بزرگوارم : نمي دانم که با چه زباني و قلمي و قدمي و چطور از شما و زحمات و کوششهايتان تشکر و قدرداني نمايم من هميشه و همه وقت مرهون زحمات شما بوده و خواهم بود و حق شما را خودتان بايد حلال کنيد و اجر شما را خداوند فقط بايد بدهيد که اين کار از عهده ي اين فرزند عاصي و ناسپاس شما هرگز بر نيامده و نخواهد آمد اعتراف مي کنم که فرزند خوب و شايسته اي براي شما نبودم و هميشه برايتان ايجاد زحمت و ناراحت نموده ام و نتوانستم ذره اي از حقي را که بر گردنم داشته ادا کنم به همين علت و علل ديگر است از شما تقاضاي عفو و اغماض را دارم و از شما خواهشمندم که مرا بخشيده و حق خود را که بر گردنم است حلال نمائيد و برايم دعاي خير و غفران نمائيد شايد که به دعاي شما خداوند نيز از سر تقصيرات اينجانب در گذرد . مبادا کاري کنيد که موجبات سرافکندگي که امام عصر ارواحنا فداه را فراهم آوريد و قلب مقدس آن حضرت را جريحه دار و خداي ناکرده قلب دشمنان اسلام را شاد نمائيد . راضي باشيد به رضاي خداوند و بدانيد که جهان دار فنا و محل گذر است و همه موجودات غيز از خداوند و آنچه بدو منتسب است فاني مي باشد و ما امانتهاي خداوند در دست شما بوديم پس راضي و خشنود باشيد که اين چنين امانت را سالم تحويل گرفتيد و سالم هم تحويل داديد و روز قيامت سرافکنده و شرمنده نخواهيد بود نمي گويم که گريه نکنيد خير گريه کنيد ولي نه بر من تنها بلکه بر سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام جاري مي شود . مبادا اين تفکر غلط را که در جامعه شيوع يافته است را که مي گويد : گريه مي کني که ممکن است دشمنان سوء استفاده کنند يا گريه دليل بر ذلت يا زبوني انسان بوده و موجب سرافکندگي و مايه ي شرمساري انسان را فراهم مي کند را بپذيريد ، خير اين تفکر را نه تنها نپذيريد بلکه به شدت با آن به مبارزه برخيزيد چرا که قلب سنگ شده و روح مسخ و خنثي شده است که دچار تاثير و حزن نمي گردد و بر اين مصائب گريه نمي کني اگر ما دست از گريه برداريم فقط با توجه به آن منطق اين کار به مرور موجب کشته شدن عواطف و احساسات انسانيمان مي شود و آن وقت واي به روزگارمان که دشمنان بشر دست به هر جنايت و ستمي مي زنند و ما همانند بت شکن که به تراز آن فقط نظاره خواهيم نمود ولي هيچ عکس العملي از خود نشان نخواهيم داد و ... ، آري گريه کنيد که گريه شرکت در حماسه ي خون شهيد است گريه کنيد که آن اين تفکر غلط مورد قبول اسلام بود اول کسي که اين کار را مي کرد رسول اکرم صلي الله عليها و سپس ائمه اطهار عليه السلام بودند ولي آيا تاريخ اسلام اين چنين قضاوت نموده ، خير ، داريم که ائمه اطهار عليه السلام خود مجلس مي گرفته اند و بر ابا عبدالله عليه السلام گريه مي کرده اند علي عليه السلام بر سر جسد مطهر رسول اکرم صلي الله عليها و جسم مظلومه اش فاطمه ي زهرا سلام الله به شدت گريست ، رسول الله صلي الله عليه پس از شهادت حمزه فرمودند که حمزه گريه کننده ندارد و با اين کار زنان مدينه را تشويق بر گريستن بر حمزه نمودند ، يا خود هرگاه بياد خديجه سلام الله مي افتادند و يا نامي از ايشان برده مي شد اشک مي ريختند ، زينب سلام الله بر سر جسد مطهر ابا عبدالله عليه السلام گريه کرد و ناله ها نمود ، امام باقر عليه السلام حتي مقداري از وجوهات شرعيه را براي اين قرار دادند تا در مکه مردم به هنگام حج براي مظلوميت ايشان مجلس بگيرند و گريه کنند و ....نمونه بسيار زياد است آنقدر که جاي ذکر در اين جا نيست اينکه مي گويند : "من بکي او ابکي او تباکي علي الحسين وجبت له الجنه" براي چيست ؟ اگر گريه بر شهيد صحيح نيست پس اينها چه معني دارند و تکليف ما در مقابل اين همه حديث و سيره و سنت چه مي باشد ؟ اين همه که در اسلام روي گريه تکيه شده را چه کنيم ؟ شما به کاخ يا کتب ديگر در باب گريه مراجعه کنيد و ببينيد که چقدر روي گريه تکيه شده و به آن اهميت داده شده است . برويد و با معصومين عليه السلام آشنا شويد با سيره و سنت آنها و آيات قرآن آشنا شويد و تا با آنها آشنا نگرديد و اعمالتان و افعالتان با آنها هماهنگ و در يک خط نباشد بر گمراهي و ضلالت خواهيد بود و به آساني به هر مسير و راه ديگري کشيده خواهيد شد . به هلاکت خواهيد رسيد . "مثل اهل بيتي فيکم مثل باب ؟؟؟ بني اسرائيل من دخله غفرله، مثل اهل بيتي سفينته نوح من رکبها و من تخلف عنها غرق ، اني تارک فيکم الثقلين کتاب الله و عترتي ما ان تمسکم بهما لن تضلوا ابدا و ...." آري تنها با اعتصام به حبل الله که قرآن و ولايت مي باشد است که مسلمين نجات مي يابند و از اين تفرقي و اختلاق نجات پيدا مي کنند که : عذر هفتاد و دو ملت هم را عذر بند ، چون نديدند حقيقت ؟؟؟ نه زدند ، از خواهران گرانقدر : عزت و شرافت هفت و عظمت و پاکي و ارزش واقعي شما فقط در اسلام و عمل به قوانين اوست الگوي شما حضرت فاطمه ي زهرا سلام الله و ديگر زنان نمونه ي تاريخ اسلامند با اسلام است که عزيز مي مانيد و به ارزش واقعي خود پي برده و به امان دست خواهيد يافت ، غير اسلام را به دور اندازيد که معتقدند آنها زن را شناخته اند و به ارزشش پي برده اند و حقوق واقعي اش را پرداخت کرده اند ، آيا خداوند داناتر است يا غرب و شرق او مي داند زن چيست و چه باشد يا روشنفکراني که جلو بيني خويش را هم نمي توانند ببينند و هميشه در گرداب گمراهي و سرگرداني غوطه ورند چرا اينقدر جاهل و گمراهيد ، چرا نمي خواهيد به ارزش واقعي خود پي ببريد و به حقوقي که خداوند برايتان معين نموده دست يابيد ؟ آخر تا کي مي خواهيد خوراک تبليغاتي جهانخوران و عروسک دست دشمنان استعماران باشيد و آن وقت بنازيد که من آزادم و به ؟؟؟ دست يافته ام ؟ آيا آزادي و آزادگي در بي بند و باري و اسير شهوات شدن و آلت دست ديگران بودن است و... ؟ اگر اين چنين است پس چه تفاوت بين شما و حيوانات که همين مسائل در مورد آنها مطرح است ؟ چه نقصي در زن مسلمان که الگو و نمونه ي بارز آن فاطمه ي زهرا سلام الله که پدرش بارها فرمود : " ابوها فداها" مي بينيد که به زن غربي يا شرقي که من ؟؟؟ مي آيد نام زن را روي آنها بگذارم روي مي آوريد ؟ شما برويد و مدتي روي يک ماده حيوان تحقيق کنيد و او را زير نظر بگيريد و آن وقت خودتان را با او مقايسه کنيد آن وقت محاسبه کنيد که چه تفاوتي بين شما و اوست و آن وقت ببينيد که آيا اين يعني انسانيت ؟ قضاوت با وجدان خودتان بيائيد و آگاه شويد که اسلام نظرش درباره ي زن چيست برويد و در تاريخ درباره ي زن در ملل و مکاتب مختلف و حقوق و ارزش او تحقيق کنيد .آن وقت اگر مکتبي را يافتند که نظرش از اسلام بالاتر و بهتر است و ارزش واقعي زن را بهتر درک کرده و حقوق بالاتر و بهتري برايش در نظر گرفته ، دست از اسلام و مسلمين برداريد و به آن سوي رويد ولي آيا وجدانا چنين چيزي را شما مي توانيد بيابيد آيا در طي تاريخ زن بهتري از فاطمه ي زهرا سلام الله عليها و خديجه سلام الله و عليها و زينب سلام الله عليها و ...که تربيت شده ي مکتب اسلامند را مي توانيد پيدا کنيد ؟!!! خواهران مسلمان ، اي تربيت کنندگان بشريت ، اي کساني که مقام مادريتان در مقام انبياء است اي کساني که در چنان درجه اي هستيد که بهشت زير پايتان قرار دارد ، به اسلام روي آوريد و دستورات او را مو به مو به مرحله ي اجرا درآوريد . جهاد شما همانا خوب همسرداري کردنتان و خوب مادري کردنتان است ، هيچ پست و مقام و شغل و ارزشي را با مقام عظماي مادري عوض مکنيد چرا که شغل مادري شغل انبياء است و بهشت زير پاي مادران مي باشد ، سعي کنيد زندگيتان زندگي زهرا سلام الله ، همسرداريتان همسرداري زهرا سلام الله و تربيت فرزندانتان تربيت کردن زهرا سلام الله و خلاصه زن بودنتان همانند زن بودن زهرا سلام الله باشد و بدانيد که زن داراي چنان مقامي است که هيچ مقامي در دنيا قادر نيست با آن برابر کند ، مبادا اين عزت و شرافت و عصمت و ارزش را با چيز ديگري تعويض کنيد ، مبادا الگوئي غير از فاطمه ي زهرا سلام الله براي خود انتخاب کنيد مبادا به راهي رويد و دست به کاري زنيد که آن راه غير از راه اسلام و آن کار غير از رضاي خداوند باشد . در اين راه دست به کسب علم و تحقيق بزنيد و به کتبي که درباره ي زندگاني حضرت زهرا سلام الله يا حضرت زينب سلام الله و يا حضرت خديجه کبري سلام الله يا کتب ديگري که درباره ي زنان اسلام يا حقوق و ارزش زن يا زن از ديدگاه اسلام نوشته شده مخصوصا کتب نظام حقوق زن در اسلام و مسئله حجاب و ديگر کتب استاد مطهري مراجعه کنيد و آخرين وصيت من به شما اين است که که طوري زندگي کنيد و به راهي برويد که اسلام فرموده و زن باشيد که اسلام مي خواهد و مادر و همسري باشيد که حضرت زهرا سلام اله براي همسرش علي عليه السلام و فرزندانش حسين عليه السلام و زينب سلام الله و ام کلثوم سلام الله مادر بود و خلاصه اينکه يک زن مسلم باشيد . برادران عزيز : همان سخن که به خواهران گفتيم به شما هم باز مي گردد که عزت و شرافت و افتخار و بزرگي و مقام ارزش و خلاصه انسانيت در اسلام مي باشد و لا غير تا به معصومين عليه السلام و قرآن چنگ نزنيد و به راهي که آنها رفتند و گفتند نرويد به هيچ چيز دست نخواهيد يافت ، مردانگي ، شجاعت ، شرافت ، عزت ؛ افتخار ، انسانيت به همه و همه را شما مي توانيد در اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام و انبياء عليه السلام و اولياء عليه السلام بيابيد . الگوي ما پيامبر اکرم صلي الله است ." و لکم في رسول الله اسوه حسنه " علي عليه السلام است ، حسن عليه السلام است ، حسين عليه السلام است و ... آري زماني بود که ما را از اسلام و انبياء و اولياء عليه السلام جدا کرده بودند الگوهاي ما خوانندگان و نوازندگان و رقاصان و خلاصه انصار و اصحاب شيطان بودند منتها آرزوي ما شهوات و ماديات بود آخرين درجه ي فهم ما شکم و شهوت و آسايش مادي و گناهان بود در گمراهي و ضلالت غوطه ور بوديم ، دنيا برايمان پوچ و تنگ ، ؟؟؟ آور ، بيهوده و ... جلوه مي کرد از بت بشر ناتوان حساب مي برديم و از او مي ترسيديم گوهر گرانبهاي انسانيتمان را به مشتي پول و شهوات فروخته بوديم و چنان سقوط کرده بوديم که دشمنان اسلام و بشر برگرده ما سوار شده و آخرين ذره ي انسانيتمان را نيز داشتند از دستمان بيرون مي آورند ، عزت ، شرافت ، غيرت ، مردانگي ، سخاوت ، شجاعت ، و ..... انسانيتمان را لکه دار کرده بودند و چنان شده بوديم که نه تنها مال و جانمان بلکه ناموس و حيثيت و آبرويمان را نيز به بهائي اندک حاضر بوديم بفروشيم و در اين راه هيچ باکي نداشتيم و دچار هيچ ناراحتي و فشار روحي و وجداني نيز نمي گرديديم چرا که وجدان و روح سالمي برايمان باقي نمانده بود و .... تا اينکه خداوند بر ما منت نهاد و با آيت و محبت خويش حضرت امام روحي فداه و با نعمت ولايت و هدايت ما را نجات داد و ما را به خودمان باز گرداند . حال اي برادران آيا روي آوردن به اسلام موجب آگاه شدن به ارزش والاي انسانيت مي گردد و موجب مي شود که ما به مقام عالي انسانيمان دست يابيم يا روي آوردن به مکاتبي که جز شهوات و ماديات هيچ هدف ديگري را در نظر ندارند ؟ آيا در نور و با نور و با چشمي باز به سوي هدفي عالي و بي نهايت حرکت کردن بهتر است يا با ظلمت و در ظلمت ، با جهل و کوري به سوي مقصدي نامعلوم آن هم مرگ با رو ضلالت و عذاب آور حرکت نمودند ؟ آري اي برادران عزت و شرافت و انسانيت را در اسلام با اسلام بجوئيد و به دست اوريد . الگوي شما قرآن و معصومين عليه السلام باشند آن وقت خواهيد فهميد که چقدر دور بوده ايد از آن ارزش و هدف والائي که خداوند شما را به خاطر آنها آفريده است و اميدوارم که در آن هنگام به جاي تاسف خوردن و حزن انديشيدن بيدار شويد و با سرعتي بيشتر و کوششي عميقتر و .... سعي کنيد آن چيزهائي را که بر اثر غفلت و جهالت از دست داده بوديد به دست آوريد و به هيچ قيمتي حاضر نشويد که دوباره آن گوهر گرانبهاي انسانيتتان و اسلاميتتان را از شما بگيريند و آخرين وصيتم به شما اين است که طوري زندگي کنيد و به راهي برويد که اسلام فرموده و رسول اگرم صلي الله عليها و معصومين عليه السلام رفته اند و مردي باشيد که خداوند مي خواهد و انبياء و اولياء عليه السلام بودند و پدر و همسري باشيد که رسول اکرم صلي الله عليها و علي عليه السلام براي خديجه سلام السلام و حسين عليه السلام و زينب و ام کلثوم سلام الله عليها بودند و خلاصه اينکه يک مرد مسلم پيرو ولايت و امامت باشيد و اي خواهران و برادران يک انسان کامل اسلامي شويد ان شاء الله . اي امت اسلام : شما پس از ما وظيفه اي بس سنگين رسالتي عظيم را بر دوش داريد به رسالت حفظ اسلام عزيز به رسالت رسانيدن پيام خون شهيدان راه حق و وظيفه ي پشتيباني از مقام رهبري اسلام و ولايت فقيه . بدانيد که چشم تمام شهداي تاريخ به شما و اعمال شما دوخته شده و آنان نظاره گر اعمال شمايند که با اين پيام ها و رسالتها چه مي کنيد ؟ آيا آنها را به انجام خواهيد رسانيد يا به آنها خيانت مي ورزيد و يا اينکه بدتر از همه در قبال آنها بي تفاوت و خنثي مي شويد ؟ که اگر چنين شود حيف نام شريف انسان بر چنين موجوداتي . هر آن در جوش و خروش باشيد از هيچ حادثه و پيشامدي هراس به خود راه مدهيد ، جز در برابر حق تسليم نگرديد ، از تهديد و ارعاب هيچ قدرت ضرقي يا غربي به خود هراس راه مدهيد که : "انتم الا معلوم ان کنتم مومنين." با وحدت اسلاميتان با وحدت کلمه تان و با اطاعت از مقام مقدس رهبريت و بالاتر از همه با توکل به خداي قادر متعال و توسل به معصومين عليه السلام در مقابل تمام ظلمها و ستمها و قدرتهاي پوشالي ظاهر زيبا و تمام دسيسه ها و ؟؟؟ و .... باشيد که "ان ينصرکم الله فلا غالب لکم " و چنان در اجراي احکام مقدس اسلام کوشا و پر توان باشيد که الگو و اسوه اي شويد براي جهاني و جهانيان "و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء ؟؟؟ الناس" ان شاء الله که به خودسازي و ايجاد آماده گي در خود ، آمادگي را نيز در ديگران پديد آوريد و زمينه ساز حکومت حضرت بقيه الله الاعظم ارواحناه فداه باشيد . فرزندان خود را با عشق به اسلام و با شوق به الله و با رغبت به شهادت و با توکل به خداي قادر متعال و تمسک و توسل به اهل بيت عصمت عليه السلام و با درد اسلام و مسلمين تربيت نمائيد فرزنداني که مجهز به سلام ايمان و تقوي بوده همه چيز خود را از خداوند بدانند و در راه او و براي پياده کردن اسلام عزيز حاضر به هر نوعي آماده فداکاري باشند و منطقشان اين باشد که : "ان ؟؟؟ دعاتي لدرب العالمين." فرزنداني که زاهدان شب و شيران روز باشند فرزنداني که با آماده کردن زمينه ي ظهور خود از ياران و منتظران امام زمان عجل الله باشند و ... در هر پست و مقام يا شغلي که هستيد مسئوليت سنگيني را که اسلام بر عهده آنان گذارده را احساس کرده و سستي و کم کاري و کار شکني و خيانت مکنيد که کارشکني و خيانت در اين نظام جز اعلام جنگ با اسلام و امام عصر عجل الله چيز ديگري نمي باشد و جز در صف يزيديان محشور شدن و حسرت در اين نظام جز اعلام جنگ با اسلام و امام عصر عجل الله چيز ديگري نمي باشد و جز در صف يزيديان محشور شدن و حسرت ابدي چيزي به دنبال نخواهد داشت . در اين نظام همه بايد کوشا باشند همه همکاري کنند همه دل بسوزانند که کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته ." هر جائي از جامعه را عضوي از اعضاء پيکر خود حساب آوريد که با ضرر و زيانش به تمام اعضاء و پيکره ي جامعه مي رسد همانند پيکره اي واحد باشيد که سود و نفع ؟؟؟ عضو را سود تمام بدن و زبان و ضرر به عضوي از اين پيکره را ضرر به تمام بدن جامعه حساب آوريد "مثل المومنين تواددهم و تراحمهم کمثل الجنه اذا اشتکي بعض" در کسب علم و بالا بردن سطح فرهنگ اسلامي خويش بکوشيد که " طلب العلم فريضه علي کل مسلم " که دشمنان هميشه از جهل و ناداني و غفلت ما استفاده کرده و توانسته اند ضربات مهلک خود را بر پيکره ي اسلاميمان وارد کنند . سعي در شناخت معارف اصيل و عميق و بي انتهاي اسلامي نموده تا از اين راه ، راه نفوذ دشمن را بر افکار و عقايد ؟؟؟ و اعمال خود و ديگران ببنديد ، مجهز شويد به سلاح علم و ايمان به سلاح تزکيه و تعليم و تقوي و دانش . دشمنان اسلام و مسلمين را چه از کفار و مشرکين و چه از منافقين که بدتر از کفارند را در هر شکل و فرم و در هر زمان و مکان بشناسيد و با تمام قوا و توانتان به نابوديش اهتمام ورزيد که همانا اين تلاش و کوشش مرضي خداي متعال و معصومين عليه السلام مي باشد . با اطاعت کامل از مقام رهبري و پشتباني همه جانبه از او که در زمان حاضر اين مقام در دست با کفايت حضرت امام خميني روحي فداه مي باشد ، با حمايت از کساني که مقام رهبري از آنها حمايت مي نمايد و با ستيز و دشمني با کساني که مقام رهبري که همانا مقام مقدس ولايت فقيه مي باشد با آنها مخالفت و ستيز است با حمايت از روحانيت مبارز و آگاه به اسلام و مقام مقدس ولايت فقيه و ارگانها و نيروهاي انقلاب اسلامي مخصوصا سپاه پاسداران و جهاد سازندگي و پشتيباني از نيروهاي نظامي و انتظامي انقلاب و اسلام را پاس داريد و در صدور انقلاب کوشش کنيد . مبادا دوباره سامري ها بر اثر غفلت و خودخواهي و جهالتان بر شما مسلط کردند و دوباره شما را گوساله پرست کند ، مبادا خون اين همه شهيد و حضور اين همه معلول و مجروح و وجود اين همه خانواده ي شهدا نتواند بيداري و هشياريتان را حفظ کنيد و استمرار بخشد و مبادا دست از دامان امام و ياران امام برداريد و پشت به اسلام و جمهوري اسلامي کنيد که آن وقت عذابي بر شما نازل مي شود که نه بر کوچکتان و نه بر بزرگتان به هيچ کدامتان رحم نخواهد نمود . بترسيد از خشم خداوند که زبان به کلامي بگشائيد و گوش به حرفي دهند و دست به عملي زنيد که بدان علم نداشه باشيد و بر حقيقت بودن آن يقين نداشته باشيد يا خداي ناکرده آن کلام يا سخن يا فعل بر خلاف اسلام و بر ضد فرزندان اسلام باشد که :" و لا تقف ما ليس لک به علم ..... يا ايها الذين امنوا ان جائکم فاسق ؟؟؟ فيتنموا ان تصيبوا قوما بجهاله فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين ." تنها راه نجات راه اسلام و تمسک به قرآن و اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام است که اين همانا حبل الله المتين مي باشد يعني ولايت که خود رسول اکرم صلي اله فرمود : " اني ترک فيکم الثقلين کتاب ؟؟؟ ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا به او ... " و در غيبت ولي عصر ارواحنا فداه تمسک به نائب مقام آن حضرت و مقام ولايت فقيه است که خود امام عصر عجل الله فرمود : " و اما الوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه ؟؟؟" که آنانند حجت هاي خداوندند ، " فانهم حجتي عليکم و انا حجه الله ." پس گوش به او دهيد ، فرمانش را لبيک گوئيد و دشمنانش را خوار و ذليل و زبون گردانيد که اين کار همانا ياري امام حسين عليه السلام است در کربلاي هميشگي تاريخ کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا و شما اي محرومان و مستضعفان تاريخ : بدانيد که تنها حامي و نجات دهنده ي واقعي شما اسلام است و ؟؟؟ اين اوست که آينده ي بشريت و رهبريت را در دست خواهد داشت . آگاه باشيد که تنها با او و در سايه ي اوست که مي توانيد بمانيد ، مبارزه کنيد و بايستيد و مقاومت کنيد و عزيز شويد و شرافت و بزرگي را نصيب خود و نسل هاي بعد از خودتان بنمائيد . هيچ مکتبي و مسلکي جز اسلام قادر نيست آن خواسته ها و آرزوها و آمالهائي را که از روح و وجدان و از اعماق وجودتان بر مي خيزد را جواب درست و صحيح داده و در قبال آن پاسخي روشن و رسا داشته باد . آخرين کلام اينکه راه نجات شما در اسلام و تمسک به اوست و بدانيد که وعده ي حق تحقق خواهد يافت که سرانجام زمين از آن بندگان صالح و شايسته ي خداوند به رهبري و امامت حضرت ولي عصر عجل الله خواهد بود " و لقد ؟؟؟ في الزبور من بعد الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون و وعدالله الذين امنوا منکم و عملوا الصالحات ...." اي انسانها و اي کساني که در انتظار آينده اي درخشان و تابناک به سر مي بريد ، به قرآن روي آوريد و بدو چنگ زنيد که او همانا نجات دهنده و هدايت کننده به سوي خداوند و شفاعت کننده نيز اوست ." فاذا لبست عليکم ؟؟؟؟ کالليل المظلم فعليکم بالقرآن" که هر کس که بدو روي آورد سعادتمند گرديد و هر که آن را به پشت سر انداخت گمراه شد و به دوزخ سرنگون گرديد . به قرآن روي آوريد و از درياي بي پايان علم و کمال و نور و هدايت و ... آن سيراب شويد که اوست ريسمان محکم الهي در ميان بندگانش به قرآني روي آوريد که علي عليه السلام در آخرين لحظات عمر شريفش نصيحت به حفظ و عمل به آن مي نمود . به قرآني روي آوريد که از ؟؟؟ اهل بيت عليه السلام و از طريق آنان ابعاد شد و واقعيتش بر ما روشن و واضح مي شود . به قرآني روي آوريد که امثال ؟؟؟ و دشمنان اسلام آن را به روي ميز مي کوبند و فرياد بر مي آورند که با وجود اين کتاب هيچکاري از دست ما ساخته نيست . به قرآني که زبان و کلام در وصفش عاجزند و ناقص . به او روي آوريد که نجات از خشم خداوند در تمسک به دست سپر محکم الهي که برابر حوادث و ناملايمات و منجي عالم و هادي خلق و ناس به سوي خداست خدايا به حق محمد و آل محمد صلي الله عليها شوق و عشق ما را نسبت به قرآن بيفزا و به وسيله ي او قلوب ما را از کينه ها و حسدها و بغضها و غرورها و گناهان پاک بدار و دلهاي ما را به يکديگر نزديک بفرما و روحمان را پاک و آماده ساز تا شايسته ي کسب ، فضائل و الطاف عاليه ي نو و نزول فرشتگان ؟؟؟ شويم . خداوندا به وسيله ي قرآن زبانمان را به حق گويا ، چشمانمان را به حق بينا و گوشمان را به حق شنوا و جسم و روحمان را زنده در کمالات معنوي و عرفان انسانيمان تا به انسان کامل شدن و عشق به خودت تا مرحله ي فنا و بقا به ذاتت بيفزا بر محمد و آل محمد صلي الله عليها درود فرست و کمکمان فرما تا حق خودت را آن طور که شايسته ي ذات مقدست مي باشد و حق کتابت و پيامبرت و جانشينان معصومش عليه السلام را ادا نمائيم باشد که مورد شفاعت قرآن و اوليائت قرار گيريم . باراله خطاها و گناهان و لغزش هاي ما را ببخش و حقوق بازمانده برگردنمان را ادا بفرما . خداوندا از حق خودت و قرآنت و انبياء عليه السلام و اوليائت عليه السلام نسبت به ما در گذر که نتوانستيم حق بندگي و شکرگذاري تو را به جاي آوريم . تو را ؟؟؟ حمد و ثناي مطلق و تنها توئي شايسته ي ستايش و پرستش . توئي پناه بي پناهان و فريادرس بيچارگان و درماندگان به درگاه تو روي مي آوريم و از تو کمک مي خواهيم و دست نياز به سوي تو دراز مي کنيم که خودت فرموده : "اي اجيب دعوه الداع اذا دعان فليستجيبوالي و ليومنوا بي ...." به فريادمان رس و شر کفار و منافقين و معاندين را از سر اسلام و مسلمين کوتاه بفرما بر محمد و آل محمد صلي الله عليها دورد بفرست و ما را به آن عزيزان و بزرگواران ببخش و با آنان محشور بفرما و از شفاعتشان در آن روز سخت و هولناک محروممان مدار . " اللهم احينا حيوه محمد و آل محمد و مماتنا محمد و آل محمد ." خداوندا امام عزيز و جان و روح اين امت خميني بزرگ را در پناه خودت محفوظ فرما و او را از شر بلايا مستور بدار و طول عمر با عزت تا ظهور حجت ابن الحسن العسکري عليه السلام به او عطا بفرما . بارالها بر محمد و آل محمد صلي الله درود فرست و در فرج حضرت ولي عصر عجل الله تعجيل بفرما . قلب مقدسش را از ما راضي و خشنود بدار و غم و اندوه را از آن سلاله ي مطهر بزدا و ما را در جرعه ياران و مقربان و خاصان درگاهش قرار بده خداوندا به حق محمد و آل محمد صلي الله عليها لشکريان اسلام را بر لشکريان کفر و نفاق نصرت داده و آنان را در اين راه استوار و ثابت قدم بدار و فرشتگان رحمتت را بر آنان نازل فرما تا آنان را در سختي ها و مصائب ياري دهند که توئي بهترين ياري کنندگان و نسبت نصرت و فتح مگر از جانب تو " و ما النصر الامن عندالله سبحانه." خداوندا اين خونهاي ناقابل را از همه ي ما بپذير و به وسيله ي آن درخت مقدس اسلام را برومندتر ، شادابتر ، نيرومندتر و سرافرازتر بفرما . بارالها ما را به شهداي کربلا ملحق فرموده و با ابا عبدالله الحسين عليه السلام محشور بدار روح تمامي شهداي تاريخ و انبياء عظام عليه السلام و اولياء گرانقدر و صالحين و ؟؟؟ را از ما شاد بگردان . صبر عظيم و اجر جزيل و آگاهي و تحرک را به بازماندگان ماعطا بفرما تا راه ما را پاس داشته ، ادامه دهند و سلاح هاي به خاک افتاده ي ما را برداشته و به دشمنانت حمله ور شوند تا آن زمان که وعده ي حقت متحقق گردد و سراسر کره ي خاکي را دين و نام مقدست فرا گيرد يا قاضي الحاجات و يا مجيب الدعوه و يا ارحم الراحمين . اللهم اجعل انسانا کاملا رضا بقضائک و تسليما لامرک لامعبود سواک يا غياث المستغيثين آمين والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته . 5 رمضان سال 1403 برابر با 27/3/1362 .محمدرضا عقيقي والسلام