بسم الله الرحمن الرحيم . زندگينامه شهيد اسداله ده بزرگي . شهيد اسداله در سال 1341 در کوچه روشن ديده به جهان گشود و در خانواده اي که از لحاظ مالي چندان در رفاه نبودند ولي از نظر مذهبي در خانهاي که فقير اقتصادي و فرهنگي در اين خانه بچشم مي خورد زندگي خود را شروع کرد و تا کلاس چهارم ابتدائي درس خوانده است ايشان هنوز متولد نشده بود که پدرش را از دست داد و ادامه زندگي خود را بعد از اينکه مدرسه را ترک کرد به کار مشغول شد و تا مدتي به کار مشغول بود تا اينکه انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني شروع شد و ايشان چهره انقلابي خود را باز کرد تا بتواند به اسلام و قرآن خدمت کنند سه ماه قبل از اينکه به شهادت نائل گردد مادرش را هم از دست داد و حال تنها شده بود ولي هنوز يار و غمخوار داشت . آن جبهه بود .ايشان علاقه عجيب به دعا و سينه زني داشت و هميشه در سينه زنيها شرکت مي کرد چون عاشق حسين بود و حسين او را پيش خود برد . از نظر اخلاقي اين شهيد چون فقر فرهنگي و اقتصادي آنرا چنان کرده بود که حتي مشکل بود که خود را بشناسد ولي هم اين که انقلاب اسلامي شروع شد ايشان خيلي ؟؟؟ مي کرد و کم کم مباحث اخلاقي در وجودش پيدا شد و همچنان که خود را به سوي جبهه کشيدند . ايشان در اوايل 1356 وقتي که اطلاع پيدا کرد که در ايران مي خواهد حکومت اسلامي پياده شود در شبها در خيابان نگهباني و در شبهايي که حکومت نظامي بود از خانه درود بر خميني و مرگ بر شاه مي گفت که حتي يک شب به سوي منزل تيراندازي کردند . البته ايشان چون ميزان تحصيلاتش در سطح پايين بود نمي توانست جايي برود و وقت کارکردنش بود که گفت من به جبهه مي روم تا بتوانم در جبهه کاري براي اين انقلاب اسلامي ايران انجام دهيم و بهترين چيز خود را تقديم خداوند متعال کرد آن وجودش بود . سرانجام در عمليات محرم در عين خوش در نزديک حفر چاههاي عراق شهيد شده است و در مرحله دوم به وسيله گلوله هاي دشمن که در پنج جاي بدن ايشان خورده بود به شهادت نائل گرديده است . روحش شاد و راهش پررهرو باد .