کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
01:26
رضا آغچغلواینالوئی

رضا آغچغلواینالوئی

فرزند اله وردی

تاریخ تولد
1345/03/05
تاریخ شهادت
1365/10/21
محل شهادت
شلمچه
محل تولد
فارس - فسا - دوگان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد رضا آغچغلو اينالويي :شهيد رضا آغچغلو اينالويي فرزند الله وردي در پنجم خردادماه 1345 در روستاي دوگان يکي از توابع شهرستان فسا ديده به جهان گشود . او در خانواده اي متعهد و با ايمان پرورش يافت . پدرش کارگر بود و از راه رانندگي تراکتور خرج خانواده خود را تأمين مي کرد . در سن شش سالگي راهي دوره ي ابتدايي شد و توانست با موفقيت اين دوره ي پنج ساله را به اتمام برساند . پس از اتمام دوره ي ابتدايي وارد مقطع راهنمايي شد و تا اول راهنمايي درسش را ادامه داد . اما بعد از آن به دليل وضعيت بد اقتصادي خانواده ترک تحصيل کرد و کمک به پدرش را مهم تر دانست . بنابراين به شغل رانندگي روي آورد و تهيه مخارج پدر و مادرش را به عهده گرفت در زمان درگيري هاي انقلاب ، در اکثر جريانات انقلابي مانند راهپيمايي ، شرکت در مجالس مذهبي و .... حضور داشت . پس از پيروزي انقلاب در بسيج نام نويسي کرد و عضوفعال بسيج شد و بعد از مدتي به استخدام سپاه درآمد و شروع به خدمت کرد . او از طريق سپاه توانست در بيست و يکم دي ماه 1365 که عمليات کربلاي 5/1 اجرا مي کردند بر اثر اصابت ترکش به بدن به درجه رفيع شهادت دست يافت . پيکر پاک و مطهرش طي مراسم باشکوهي در گلزار شهداي امامزاده حاجي داراکويه به خاک سپرده شد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه برادر شهيد رضا آغچغلويي اينالويي : در نيمه شب شانزدهم 1365 شمسي اينجانب سرباز وظيفه رضا آغچغلويي اينالويي فرزند اله وردي در کمال صحت نفس و شعور بنا به خواهش دوستان و بر حسب وظيفه شرعي و ديني خود واجب مي دانم وصيت کنم زيرا که مي بينم دوستان و عزيزان يکايک بار سفر بستند و از اين جان ناقابل گذشتند و به ديدار معبود و معشوق شتافتند شايد خداوند تبارک که مرگ و زندگي و ؟؟؟قدرت اوست بنده را نيز لايق و قابل دانست و به آرزويم که شهادت در راه دين و ايمان و استقلال ميهن اسلامي است لبيک گفت برادران اکنون که فرزند خلف سيد الشهدا عليه السلام امام خميني روحي فداه فرياد هل من ناصر ينصرني بلند کرده است اکنون که تمام زورمداران و زورگويان هم قسم شده اند و بعثيون کافر را بر عليه اسلام و مسلمين بسيج کرده اند جاي درنگ نيست فرمان امام صادر گرديده و اجراي اوامرش بر ما جوانان ؟؟؟ است دين و ميهن و وطن ما و ناموس ما در خطر است مبادا درنگ کنيم و جامه ذلت بپوشيم . اکنون که اين سعادت نصيبم گرديده است و با دشمن بعثي کافر روياروي هم ايستاده ايم از پدر بزرگوارم که مي دانم و مي داند براي من و برادران و خواهرانم بسيار زحمت کشيده است از مادر خوب و مهربانم که به پاي من و ديگر عزيزان جواني را به پيري مبدل کرده است حلاليت مي طلبم از پدر و مادر خوبم مي خواهم اگر خداوند بنده را پذيرفت از تقصيراتم بگذرند و در عزاي من شيون و گريه نکنند صبور باشند از برادران و خواهران عزيزم تقاضاي عفو و بخشش دارم و از آنان مي خواهم که پدر و مادرمان را ناراحت نکنند و هميشه از آنان اطاعت کنند . خواهران و برادرانم خوب مي دانند که پدر و مادر چقدر برايمان زحمت کشيده اند سزاوارند که ما نيز در خدمت آنها و به فرمان آنها باشيم از همه قوم و خويشان طلب حلاليت مي کنم و اگر ناراحتي از من به دل دارند براي رضاي خدا فراموش کنند و مرا ببخشند و از همه اهالي محترم درگان و همه دوستان و آشنايان از همه همسالان حلاليت مي طلبم امام را فراموش نکنيد و او را تنها نگذاريد . سعادت همه دنيا و همه عزيزان از درگاه حضرت احديت مسئلت دارم چون خط خودم خوب نيست از يکي از هم سنگر هاي خوبم خواهش کردم وصيت نامه ام را برايم نوشت از عموم ملت شريف قره بلاغ التماس دعا دارم . خداوند همه را به راه راست هدايت فرمايد . آمين يا رب العالمين .