کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
11:48
نادر آقاجانی

نادر آقاجانی

فرزند بهادر

تاریخ تولد
1345/12/10
تاریخ شهادت
1365/10/04
محل شهادت
اروندرود
محل تولد
فارس-فسا -فسا
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
زندگي نامه برادر شهيد نادر آقاجاني : در يکي از روزهاي خجسته اسفند ماه 1345، منتظران بهار و شکوفايي بهاران انتظاري مولودي خوش يمن و مبارک قدم مي کشيدند بعد از ساعاتي فرزندي چشم به جهان گشود که او را نادر نام نهادند و شايد حکمت عملي آن اين بود که روزگاري به معناي حقيقيش نادر باشد . او دوران طفوليت را در دامان پر مهر مادر و با الطاف بزرگوارانه پدر گذرانيد . دوران ابتدايي را در مدرسه امير کبير و مقطع راهنمايي را در مدرسه دکتر هوشيار (دوازده فروردين ) با موفقيت گذرانيد و سپس براي پشت سر گذراندن دوران دبيرستان در مدرسه امام خميني به تحصيل خويش ادامه داد و در همان مدرسه فارغ التحصيل شد . از آنجايي که اين شهيد عزيز بسيار متواضع و با حيا بود حتي در محيط منزل از نشان دادن شخصيت واقعيش شرم داشت و پيوسته تکرار مي کرد که عمل بايد خالص باشد و از تظاهر کردن بايد پرهيز نمود و شديداً از افراد رياکار متنفر بود . بعضاً که به پايگاه مسجد الزهرا (س) مي رفت خانواده را در جريان نمي گذاشت خود به تنهايي به وابستگان سر مي زد و احوالپرسي مي نمود به وفاداري در ميان دوستانش شهرت داشت و مدت زيادي از وقتش را با دوستانش مي گذرانيد . شهيد نادر در سال 64 به خدمت مقدس سربازي مشغول شد و بعد از طي دوران آموزش به منطقه فاو اعزام شد او اين مدت را غنيمت شمرد و آنچه براي داشتن و شدن و رفتن لازم بود کسب کرد و شکوفايي اين رشد در آخرين ديدارش که به يکي از اقوام گفته بود : ما لايق شهادت نيستيم . شهادت از آن بندگان خاص خداست . او نزديک بودن با شهادت را حس کرده بود و چه زيبا و با شکوه است پرواز در اوج معرفت و عرفان اين جمال حق پرستي در عمليات کربلاي چهار نمود پيدا کرد و به راستي که ده سال بي غسل و کفن بودن و دهسال زير آسمان خدا با تک تک اعضا و جوارح با صاحب کائنات گفتگوي عاشقانه داشت و دهسال در گمنامي بردند و در عين تجلي بودن و شدن دهسال او را ممتاز ميکرد و شايسته نام و نادر داشتن آري نادر و نادرها رفتند و با عمل خويش ثابت کردند که آنان که رفتند کاري حسيني کردند و آنان که ماندند بايد کاري زينبي کنند وگرنه يزيديند . پيکر پاکش روز يازده محرم (روز بزرگداشت مفقودين و اسرا) به موطنش بازگشت و در سومين روز شهادت سالارش حسين عليه السلام به عالم فرش سپرده شد تا به اهل العرش بپيوندد و با صالحين و صادقين محشور شود .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه برادر شهيد نادر آقاجاني : با نام يگانه پروردگار عالميان و با درود و سلام به پيشگاه مبارک وليصعر عج الله تعالي الشريف و نائب بر حقش امام خميني و با درود به ارواح طيبه شهداي گلگون کفن انقلاب اسلامي و به خانواده هاي معظم شهدا و مجروحين و معلولين و اسرا ... و بادرود و سلام به امت خدا جوي انقلاب اسلامي وصيت نامه خود را آغاز مي کنم :هر چند که خداوند شهادت را تنها براي اولياء خاص خود قرار داده و شهادت داراي مقام و منزلتي است که هر کس لياقت آن را ندارد وليکن از خداوند بزرگ آرزومندم که اين بنده حقير را لايق آن بداند که به اين فضيلت عظيم دست يابم و با اهدا جان ناقابلم که تنها سرمايه ام است دين خود را به اسلام و مسلمين ادا نمايم و اميدوارم که اسلام عزيز با اين خونها هر چه بيشتر پر ثمر و پر بارتر شود . اکنون از تو اي پدر تشکر مي کنم که مرا اينچنين تربيت کردي و اميداوارم که باعث افتخار و سربلندي تو باشم و از تو اي مادرم از تو مي خواهم که صبوري را پيشه خود کني و تو را به خدا قسمت مي دهم که عصرهاي پنجشنبه را فراموش نسازي و با شستشو دادن سنگ مزارم ، جگر گوشه ات را شاد و خوشحال شوي و از خواهرانم مي خواهم که صبور باشند چون اين آزمايش خداوند است و خداوند بهشت را به صابران وعده داده است و همچنين از آنها ميخواهم که حجاب خود را بيش از پيش رعايت کنند و از حيطه اسلام و از جمهوري اسلامي خارج نشوند و امام را ياري کنند و از برادرانم خواستارم که اگر مي توانند به جبهه بروند و اسلحه به زمين افتاده مرا به دوش گيرند و از هر کوششي در راه پيشرفت اسلام و آرمانهاي والاي اسلامي دريغ نورزند . از تمامي اقوام و خويشان حلال بودي مي طلبم و از دوستان خودم نيز حلال بودي مي طلبم . و از امت حزب الله مي خواهم که از خط رهبري خارج نشوند و هميشه لبيک گوي امام خود باشند و تا پيروزي نهايي مبارزه با کفر و استکبار را ادامه دهند . در آخرين برايم نماز و روزه به جاي آوريد يا بخريد و در امام زاده حسن مرا دفن کنيد . در انتظار لقاي ياران و دوستان مهدي و حسين به اميد به اهتزاز در آمدن پرچم اسلام در سراسر جهان . مورخه 30/9/65