کنگره ملی شهدای استان فارس

شنبه 17 مرداد 1405
19:24
سیدعلاءالدین آل محمد

سیدعلاءالدین آل محمد ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند سیدناصر

تاریخ تولد
1341/06/09
تاریخ شهادت
1360/09/08
محل شهادت
بستان
محل تولد
فارس - فسا -خیرآباد
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
بسمه تعالي زندگينامه شهيد سيد علاء الدين آل محمد
شهيد سيد علاء الدين آل محمد در يکي از روزهاي مهم ماه شهريور در سال 1341 آن زمان که خورشيد تمامي حرارات و گري خود را بي دريغ بر موجودات کره خاک نثار مي کرد و اين حرارات هستي بخش نعمات بشمار خداوند و از کامي به ثمر مي رساند .در روستاي خيرآباد دور از تجملات فريبنده دنيا پرستان در کانون پر مهر خانواده اي مسلمان ديده به جهان گشود که چهره معصوم و مظلومانه اش گويا در طلب روشنائي دفع ظلمت بود با گفتن اذان و اقامه در گوشش او نويد شهادت را دريافت نامش را سيد علاء الدين گذاشتند و همگان خوش دل از حضوش در جمع خود بودند مادرش از خانواده خودش نام و سخاوتمند و پدرش از خانواده اي نوع دوست و کشاورز نيمه مرفه ليکن زحمتکش و يابنده به مباني مقدس ايلام بود . در محيط چنين خانواده اي در دامان مادري عفيف و پدري رئوف بزرگ شد و تحت تاثير اين چنين تربيت آرزوي سرشار از عطوفت انساني و محبت به اطرافيان برخودار شده بو در ششمين پائيز زندگي او را به دبستان سپردند شهيد علاء الدين علي رغم مشکات و مصائب به تحصيل خود ادامه مي داد و علاوه بر آن به محض مراجعت از مدرسه به کمک پدر مي شتافت . بعد از اتمام دوره ابتدايي به شهر آمد و در مدرسه هاي راهنمائي طالقاني اوحدي و مشغول به تحصيل شد ولي چه در خانه و چه در محيط مدرسه و در طول حيات ؟؟؟ ولي پر افتخارش احدي از او آزرده نگشت و از هيچکس هم کدورتي نداشت .شرم و حياء پاکي و فروتني او مورد توجه همه بود از هيچکس هم کدورتي نداشت .شرم وحيا و پاکي و فروتني او مرود توجه همه بود .به جرات مي توان گفت که زندگي و شهادتش موجب افتخار فاميل بود به هر حال شرح خصوصيات شهيد آنقدر زياد است که در هيچ چيز نمي توان گنجاند .سومين دوره را هنمائي را آغاز نکرده بود که زمزمه انقلاب بگوش وي رسيد و او را که مظاهر فساد و پايه هاي آن را به خوبي شناخته بود .جذب خود نمود و به دين ترتيب شهيد آل محمد به صف متعهد امت اسلامي پيوست و تا آخرين توان خود را در جهت سرنگوني رژيم منحط پهلوي به کار گرفت تا سرانجام نهال انقلاب خونبار اسلامي به بار نشست و در 22 بهمن به پيروزي رسيد .هنوز چندي از پيروزي انقلاب شکوهمند مدت ايران نگذشته بود که حمله تاريک دلان و روبه صفتان و سرسپردگان استکبار جهاني به ميهن عزيز ما شروع شد وجود بي شرمترين عناصر ضد انقلاب ذخيره جهانخواران غرب يعني بني صدر خائن در پست راست جمهوري سبب شد که درنده جويان بعثي صهيونيستي کيلومترها در خاک مقدس ما پيش اوردندو شهرهاي آبادن و آزاد ما را مورد تهاجم ناجوانمردانه قرار دادند و در اين تجاوز آشکار و هجوم وحشيانه خود آنچنان ستمي روا داشتند که روي دژخيمان و گرگ صفتان تاريخ را سفيد کردند و دو ميليون از هموطنان عزيز ما در اين تجاوز آواره شدند و در اينجا بود که به قول شهيد آل محمد هيچ مسلمان آزاد و با وجدان تحمل نداشت که ساکت بماند و تماشاچي باشد با بسيج مردم از طرف رهبر بيدار دل و آگاه مشتاقان شهادت به جبهه هاي جنگ براي مقابله با دشمن روي آوردند .از جمله شهيد علاء الدين که دلسوز انقلاب و ايثا به خاطر حفظ اسلام بود با وجود داشتن سنگر مدرسه تصميم گرفت که سنگر جنگ و ميدان نبرد با متجاوزان بعثي را بر سنگر تعليم و ؟؟؟ اوراق اگر همدرس مائي ، که غم عشق در دفتر نباشد و سرانجام بعد از اصرار زياد در اول محرم 1360 به جبهه حق عليه باطل اعزام گريد و بعد از مدت يک ماه که در جبهه بود در يکي از شبهاي سرد آذرماه شيردلان ميهن اسلامي و جانبازان و رزمندگان افتخار آفرين اسلام حمله عظيم و دشمن کوب طريق القدس را در جبهه بستان شروع و به يکبار بر دشمن زبون بعثي حمله ور و آنها را به هزيمت و اسارت واداشته و در اين راه از جان باختن ابائي نداشتند زيرا که عشق به اله مشوق آنان و جهاد في سبيل اله هدف مقدسشان بود .در گيرو دار اين حمله عظيم که منجر به آزاد شدن بيش از هفتاد روستا قسمت وسيع از خاک ميهن اسلاميمان و اسارت چندين هزار تن ازهر يک فريب خوردگان بعثي شد آل محمد عزيز اين عاشق جانباز اسلام دلاورانه و عاشقان جنگيد تا سرنجام در تاريخ 9/9/1360 پيکر شريف و قلب پاک و مهربانش هدف ترکشهاي خمپاره بعثيون و از خدا بي خبر قرار گرفت و خون پاک و مقدسش صحنه هاي جنگ را گلگون ساخت و روح پاکش در ملکوت اعلي به پرواز درآمد و چونان گل در بهاران دير آمد و شتابان رفت .والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد سيد علاء الدين آل محمد
در اين برهه از زمان که کشور اسلامي احتياج به فداکاري دارد وعده اي از برادران در جبهه ها بي گناه بدست بعثي ها به شهادت رسيده اند بايد براي انتقام خون اين برادران به جبهه رفت وانتقام گرفت من نيز مانند ساير برادران به جبهه مي روم تا شايد بتوانم انتقام خون برادران پاک وبي گناه را از متجاوزان بعثي بگيرم.اميدوارم بتوانم فردي مفيد در جبهه باشم وچون اصحاب حسين(امام خميني)را ياري کنم از پدرومادرم مي خواهم که در اين امر با رضايت خود مرا ياري کنند وهيچ گونه ناراحتي به خود راه ندهند زيرا خدا به شهيد وعده اي بزرگ وجاويدان داده است شهد زنده وشاهد وگواه مي باشد از برادرم مي خواهم که در مورد من نگران نباشد زيرا من راه خود را که راه حسين است انتخاب کرده ام واين راه را خواهم پيمود در آخر از شما مي خواهم که اگر شهيد شدم براي من ناراحتي نکنيد.در مورد حساب ،حسابي با کسي ندارم.
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید