بسم الله الرحمن الرحيم .
زندگينامه شهيد يوسف ابراهيم پور .
شهيد يوسف ابراهيم پور در سال 1338 در يک خانواده معمولي در روساي سنان از توابع شهرستان فسا ديده به جهان گشود . دوران کودکي وي در ميان کوچه هاي پر گل و لاي و اطاق محقر خشت و گلي پدرش سپري شد تا به سن هفت سالگي رسيد . و در دبستان روساي خود مشغول تحصيل گرديد . و پس از طي دوران ابتدائي چون اولين فزند خانواده بود و احساس مي کرد که درآمد ناچيز پدر تکافوي مخارج خانواده را نمي کند به کارگري پرداخت تا شايد از اين راه کمکي مثبت به خود نمايد و در خلال کارگري شبانه به ادامه تحصيل پرداخت پس از اتمام دوره راهنمايي بخاطر علاقه اي که به ارتش داشت و در سال 1357 وارد ارتش گرديد . و پس از گذراندن دوران آموزشي به اتفاق شهيد حسن رعيت پيشه در تيپ 55 هوابرد شيراز به ادامه خدمت مشغول گرديد . وي با همگامي و همکاري دوستان ديگرش به ياري مردم ستمديده پرداخت و در فهميدن و فهماندن اسلام کوشش فراوان نمود . و پس از پيروزي انقلاب اسلامي به اتفاق شهيد رعيت پيشه و دوستان ديگرش به کردستان عزيمت کرد . تا ستوانهاي فراري و ساواکيهائي را که به اسم کارگر و دهقان به توطئه عليه نظام جمهوري اسلامي اشتغال داشتند را سرکوب نمايد وي تحت فرماندهي سردار رشيد اسلام شهيد چمران در عمليات متفاوتي شرکت جست و از دستاورده خون بار چندين هزار شهيد و معلول و مجروح پاسداري کرد و در حدود 9 ماه در تپه هاي سردشت مردانه همچون کوهي سترگ مقومت کرد و درياري نمودن اسلام و مسلمين از هيچ چيز دريغ نورزيد . و در همين ايام که مأموريتش داشت تمام مي شد صدام افلقي به دستور ارباش شيطان بزرگ به خيال واهي براندازي نظام اسلامي به ايران اسلامي حمله ور گرديد . شهيد ابراهيم پور پس از مدت کوتاهي استراحت در شيراز به اتفاق شهيد رعيت پيشه و دوستان ديگرش راهي جبهه هاي غرب و جنوب گرديد و در جبهه هاي شوش و رقابيه به نبرد مردانه خود عليه صداميان کافر مبادرت ورزيد . و با استفاده از تجربيات قبلي در انهدام نيروهاي بيگانه فعالانه اقدام نمود وي با شرکت در عمليات عظيم و افتخار آفرين فتح المبين و بيت المقدس ايثارگرانه نيروهاي باطني خويش را به صحنه ظهور اورد و عملاً به جهانيان فهماند که قولو لا اله الا ... تفلحوا و بعد از عمليات بيت المقدس بهسنت زيباي محمدي (ص) که همان ازداوج و ازدياد جامعه مسلمين بود عمل کرد تا شايد بتواند خدمت بيشتري به جامعه اسلامي خود نمايد اما اشتياق شهادت و لقاء الله او را لحظه اي آرام نمي گذاشت . روي همين اصل دوباره عازم جبهه نبرد اهريمنان صدامي گرديد . و درعمليات عظيم مسلم بن عقيل (ع) شرکت جست . و بعد از پيروزي در منطقه عملياتي فکه مشغول فعاليت شد و بعد از آن که در منطقه جنگي سومار استقرار يافت روز نهم مهرماه سال 61 جرعه اي شربت پاک و گواراي شهادت را نوشيد و به ديدار پروردگارش شتافت آري او جامه زيباي شهادت را بر تن پوشيد و با اقتصاد و عزيمت مرگ سرخ را انتخاب کرد چه اينکه بخوبي درک کرده بود. بزرگ فلسفه شاه دين حسين است . که مرگ سرخ به از زندگي ننگين است . والسلام عليکم و رحمته ا... و برکاته . خدايا ، خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار . پروردگارا توان ادامه راه اين عزيزان را به يک يک ما عنايت بفرما و از برکت دعا مطهر اين شهيدان در ظهور قائم آل محمد تعجيل بفرما و به ما شايستگي صيانت و پاسداري از دستاوردهاي انقلاب اسلامي عنايت بفرما تا در صراط مستقيم تو براي رضاي خودت گام برداريم . روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام .