کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 9 بهمن 1404
20:48
حمید اسمعیلی

حمید اسمعیلی

فرزند رجب

تاریخ تولد
1339/04/10
تاریخ شهادت
1361/02/10
محل شهادت
فکه
محل تولد
فارس - فسا - صحرارود
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
آرپی جی زن
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد گرانقدر حميد اسماعيلي : شهيد حميد اسماعيلي فرزند حبيب در تاريخ 10/4/1339 در خانواده اي مذهبي و متوسط چشم به جهان گشود و دوران کودکي خود را در دامان مادري مهربان و دلسوز گذراند . دوران ابتدايي و راهنمايي را در روستاي صحرا رود سپري کرد و براي ادامه تحصيل به شهرستان فسا عزيمت نمود . هميشه در کارهاي کشاورزي و کارگري همراه ديگر برادران خود به ياري پدر مي شتافتند. ايشان اوقات بيکاري خود را در مسجد محل به برگزاري جلسات قرائت قرآن و ديگر جلسات مذهبي با جوانان روستا مي گذراند . با جوانان روستا براي مردم فقير که نفت نداشتند هيزم از کوه هاي اطراف تهيه مي نمودند . با شروع نهضت امام خميني در سال 1356 فعاليت سياسي خود را بر عليه رژيم شاهنشاهي شروع کرد و همراه تعدادي از جوانان روستا بر روي در و ديوارهاي روستا شعار نويسي مي نمود که هنوز بعضي از شعارها (مرگ برشاه و اطرافيانش) (درود بر خميني و يارانش) هنوز بر بعضي از ديوارهاي روستا باقي است . فعاليت هاي سياسي شهيد حميد اسماعيلي تا حدي پيش رفته بود که عوامل ساواک وي را تحت تعقيب قرار مي دهد و به منزل ايشان حمله مي کنند و موقعي که چيزي دريافت نمي کنند سر مادرش را مي شکنند . اما شهيد دست از مبارزه بر نمي دارد و با الهام گرفتن از نماينه ولي فقيه و امام جمعه سابق فسا حضرت آيت اله ارسنجاني به مبارزات خود ادامه مي دادند و شب ها تا صبح با جوانان روستا هسته مقاومت تشکيل مي دهند و براي امنيت مردم روستا شب ها کشيک مي دادند . در دوران جنگ تحميلي و دفاع مقدس در جبهه هاي حق عليه باطل در کنار پدر و برادرانش مجيد ، اسماعيلي و عظيم همگي عليه بعثيون مي جنگيدند . شهيد اسماعيلي اول به جبهه کردستان رفت و پس از چند ماه مبارزه و جنگ سرانجام در حين عمليات پيروزمندانه بيت المقدس که منجر به آزاد سازي خرمشهر شد با تعدادي از جوانان در تاريخ 10/2/1361 در منطقه ي فکه به شهادت رسيد . جنازه اين شهيد عزيز حدود سه ماه در همان منطقه زير آتش دشمن باقي مانده بود . بعد از سه ماه که جنازه ي اين شهيد را آوردند در حالتي که هنوز لباس رزم بر تنش و کلاه آهنين بر سرش و دست ها روي سينه اش به حالت تعظيم بود در گلزار شهداي صحرا رود در همان مکاني که خودش از قبل مشخص کرده بود به خاک سپردند . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان عليا ولى الله و اشهد ان خمينى روح الله اكنون كه به حكم خدا و براى رضاى خدابه جبهه مى روم بزرگترين افتخارم اين است كه بنده خدايى به اين مهربانى هستم وخدا وندامى دانم كه خطا كارم و رويى به درگاهت ندارم ولى از تو طلب آمرزش و مغفرت دارم حالا كه را ه را به من نشان دادى كه چگونه زندگى كنم و چگونه بميرم افتخار مى كنم خداوندا خجالت
مى‌كشم كه بگويم مسلمان‌هستم آخر من كه بخاطر تو و دين تو (اسلام ) كار ى نكردم خدايا خودت مرا ببخش پدرم ومادرم و ديگر عزيزانم اكنون كه به معبود خود يعنى شهادت رسيدم اكنون كه با كوله بارى از گناه بسوى خداى خود مى روم از شما چند تقاضا دارم كه مهمترين آنها اين است كه هرگزاين‌دعا را فراموش نكنيد ( خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار ) نماز جمعه را فراموش نكنيد اين اساس وحدت و يكپارچگى امت ما ست پس در انجام اين فريضه الهى كوشا باشيد كه دشمن از اين وحدت مى ترسد عزيزانم اگر كه بخواهيد رستگار شويدبه احكام الهى وقوانين عاليه اسلام عمل كنيد پدرومادر عزيزم آرزو داشتم كه امامم را زيارت كنم و در آزادى قدس شركت داشته باشم ا ز شما مى خواهم كه عكسم را به خدمت اما م ببريد و در آزادى قدس عزيز كوشا باشيد عزيزانم نكند كه در عزايم گريه كنيد ، نه هرگز نكنيد دشمن را خوشحال كنيد حتى برايم لباس سياه نپوشيد اگر مى خواهيد گريه كنيد براى اما م حسين (ع) گريه كنيد براى شهيد مظلوم بهشتى گريه كنيد براى رجايى و باهنر و دستغيب و مدنى گريه كنيد پدرم 30 روز روزه بدهكارم كه اميدوارم كه برايم بجا آوريد اى پدر و مادر عزيزم وخواهر و برادران خوبم هر شب جمعه كه براى فاتحه به قبرستان مى آييد اول ديگر شهدا را زيارت كنيد و بعد برمزار من آييد هر وقت كه ياد من افتاديد سرى به خانه شهدا برويد از شما مى خواهم كه هميشه دنباله رو و يارو ياور امام و ولايت فقيه باشيد وهرگز امام راتنها نگذاريد چند كلامى با امت حزب الله و شهيد پرور ايران دارم شمايى كه هزاران شهيدو معلول نثار انقلاب كرده ايدمگرنه بخاطر قران و اسلا م است پس شمارا بخدا و قران و اسلام قسم مى دهم كه هرگز از صحنه بيرون نرويد و امام را تنها نگذاريد كه امروز امام خمينى يعنى اسلام و زمانى پيروز يد كه با امام باشيد يا مهدى يا مهدى تو را به خدايت قسم تو را به بدن چاك چاك و لب تشنه پدرت حسين قسم تو را به مادرت فاطمه زهرا قسم تا ظهورت اسلام را يار ى كن يا مهدى شيعه به اميد ديدن تو زنده است پس از خدايت بخواه كه ظهورت را نزديكتر كند و سخنى با برادران خوب ومهربان ؟؟؟ كربلا دارم كه پايگاه را كارخانه انسان سازى كنند و به برادران اخلاق اسلامى و قران و تعاليم عاليه اسلام بياموزند در پايان باز ماد رجان مى دانم كه آرزو داشتى كه ؟؟؟ كه با شادى و سرا فرازى برايم بجاى لباس دامادى كفن بدوز و كت وشلوارم كه به اميد عروسى تهيه كرده بودم به اولين داماد سپاه فسا بعد از شهادتم هديه كن و اگر مالى در دنيا دارم به پايگاه مقاومت كربلا بده از بسيج سپاه پاسداران تقاضا دارم اگر عكسم احتياج شد بروند و از مادرم بگيرند و مخارج بزرگ كردن آن به پايگاه مقاومت كربلا بدهند و مرا د رجوار شهيدان صحرا رو ندر سيد مرتضى بخاك بسپاريد درپايان از تما م دوستان و آشنايان التماس دعا وفاتحه دارم كه اميد دارم فاتحه آنها باعث كم شدن مقدار كمى ازبار گناهان بسيار زياد من شود و السلام 22/1/61 به اميد بر قرارى پرچم لا اله الا الله برسراسر جهان -درودبر خمينى درهم كوبنده كاخ ها ى استبداد- سلام بر شهيدان ازصدر اسلام تا جنگ تحميلى