بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد علي اسماعيلي : شهيد علي اسماعيلي فرزند مهدي قلي در نوزدهم شهريور ماه 1338 در شهرستان فسا ديده به جهان گشود او تحصيلاتش را با موفقيت به پايان رساند وي از دوره ي نوجواني چنان به نماز و قرآن انس و الفت مي گيرد وي عاشقانه به آنها هم صحبت و هم نشين مي شود که اين دوره را پيشرفته ترين و پربارترين ايام زندگي خود محسوب مي کرد وي همچنين يار و ياوري صادق براي مادرش محسوب مي شد و او را در انجام دادن کارهاي خانه کمک مي کرد و مقام و منزلش را عزيز و گرامي مي شمرد او به صفت والاي تواضع و فروتني آراسته بود و در برابر مردم رفتار و گفتاري شايست ( شايسته ) و شايان داشت نسبت به مستمندان و تهيدستان رحيم و رئوف بود و نه تنها خود در مساعدت و ياري دادن به ديگران همت مي گماشت بلکه به ديگران نيز توصيه و سفارش مي کرد وي از کودکي آموخته بود بر سجاده ي اطاعت و بندگي خالق سجده شکر بگذارد و رحمت بي انتهايش را عزيز بشمارد با به اهتزاز درآمدن پرچم پيروزي افتخار آفرين انقلاب اسلامي به يمن شادي و وحدت و به عنوان شکران نعمت در گروه هاي مقاومت مساجد عضو مي شمرد و همراه ياران حراست و پاسداري مي کرد . شهيد بزرگوار سرانجام در تاريخ 8/5/1362 در تپه هاي حاجي عمران بر اثر ترکش به سر به شرف شهادت نائل آمد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
بسم الله الرحمن الرحيم . وصيت نامه شهيد علي اسماعيلي . خدمت برادرم بهيار اسماعيلي . با سلام و درود به رهبر و سلام بر شهيدان بخون خفته راه حق و ايثار خو را به راه خدا به خط سرخ شهادت پيوستند و خواستند انقلاب و جمهوري و مردم مستضعف عراق را نجات دهند و خود را به دنيا نفروختند و مال دنيا و شيريني زندگي را نخواستند و خود را طوري شيفته راه حق به لشکر جندا... پيوستند که اولين شب حمله ديدار با حسين ابن علي (ع) داشتد و با رمز يا حسين به پيش رفتند و خون خود را به راه خدا دادند و از هيچ چيز دريغ نداشتند و از ميان قلب ؟؟؟ با برادران کرد که آنها راهنماي گروه شناسائي بودند به خط عراق مي رساندند و دشمن کافر را از منطقه اسلامي دور کرده و هر لحظه بر پيکر کفر ضربه وارد کردند و همچون سرورشان به پيش مي تاختند و دشمن را به خاک و خون کشيدند و آنها محاصره شدند تا بدانند اسلام چه ايماني و قدرتي که خداوند کمک و مومنين و ساير دوست داشتن خدا کرد که ما به اين رهبر دلباخته و شيفته راه او که راه خداست برويم تا به همان وعده اي که خداوند و انبياء فرمودند برسيم و اگر شربت شهادت نصيبم شد مرا در کنار قطعه شهداء به خاک بسپاريد اگر جنازه بنده گيرتان نيامد مثل ساير مادران و پدران شهيدان بر سر قبر و حجله گاه شهيدان رفتن و با اندکي گريه به خاطر رضاي خدا بر حسين (ع) دل خود را تسکن نمائيد و راه شهيدان را ادامه دهيد و خواهرم و مادرم شما هم زينب وار رفتارتان باشد و طوري باشيد که بقيه هم به جبهه ها سرازير شوند و کربلا و قدس را از چنگال کافران بعثي صهيونيسم بيرون و به امامت روح خدا در کربلا و سپس قدس نماز جمعه . از کليه کساني که با بنده سر و کار داشتند يا با من کار کرده اند و يا طلب و حسابي داشتند باشند برادر شما بدهکاري بنده را بدهيد و از کليه همسايگان مي خواهم که هر بدي که از بنده سرزده باشد مرا ببخشيد و سلام پدر و مادر و برادران و خواهران يک به يک مي رسانم و از برادرانم مي خواهم که راه شهيدان را ادامه دهند . والسلام . پايان .