کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 16 مرداد 1405
11:30
خسرو بنائی خیرآبادی

خسرو بنائی خیرآبادی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند کاظم

تاریخ تولد
1344/10/24
تاریخ شهادت
1364/11/28
محل شهادت
فاو
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - فسا-خیر آباد
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد بزرگوارخسرو بنائي
در آخرين روز نيمه اول ديماه 1344 در شهر شيراز در خانواده اي مستضعف که با نور ايمان جلوه اي خاص داشت کودکي به دنيا آمد کودکي که همان آغاز عاشق اهل بيت بود بيش از شش ماه از تولد وي نگذشته بود که بهمراه خانواده به روستاي خير آباد فسا هجرت و نقل و مکان کردند در دامان پر مهر مادر بزرگوار خويش تربيت يافت و در سن 5 سالگي روانه مدرسه شد.در حين مدرسه رفتن بعلت فقر مالي خانواده خود نيز کار مي کرد تا دوشادوش مادر پر تلاش و زخمتکش که با خوشه چيني خانواده را اداره مي کردند کار کنند.تا کلاس چهارم ابتدائي به تحصيل پرداخت و بهمراه مادرش که خوشه چيني چفندر پاک کني و لحاف دوزي مي کرد خانه را اداره مي کردند.در ده سالگي در کوره هاي آجر زني خشت زني مي کرد و مدت دو سال اين کار طاقت فرسا را ادامه داد تا اينکه بعلت ضعف بدني کار در کوره را رها کرده و به همراه عمويش به کار گچ کاري ساختماني اشتغال پيدا کرد بعلت علاقه وافري که به اين کار داشت مهارت پيدا نمود.سال 1357 مصادف با انقلاب شکوهمند اسلامي امت مسلمان ايران شهيد که در به ثمر رسيدن انقلاب نقش بسزائي داشت باشرکت در تظاهرات و راهپيمائي ....شهيد بزرگوار به فعاليتهاي مستمر خويش در جت انقلاب اسلامي ادامه داد تا اينکه جنگ تحميلي رژيم بعثي عراق عليه ايران اسلامي آغاز گرديد و او را که سرا پا به شور و عشق و ايمان بود براي لبيک گفتن به نداي رهبر کبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني رحمه الله عليه به جبهه عزيمت نمود تا همگام با ديگر دلاور مردان به دفاع از اسلام و ميهن اسلامي بپردازد پس از سه ماه جنگ با کفار بعثي به پشت جبهه بازگشت او که طاقت ماندن در خانه را نداشت دوباره به مدت سه ماه به جبهه غرب اعزام گرديد و دوباره به خانه بازگشت شوق بيش از حد شهيد بزرگوار دفاع از حقوق حقه امت اسلام باعث شد که ديگر بار عازم جبههنبرد شود و باز هم به مدت سه ماه روانه جبهه جنوب شد.پس از طي اين مدت به خانه بازگشت تا در مادر رنج کشيده و پر تلاشش را در اداره کردن خانواده ياري کند لذا به کار خود ادامه داد.او که معبود خود را در جبهه جستجو مي کرد براي رسيدن به اين هدف سر از پا نمي شناخت تا اينکه جهت گذراندن خدمت سربازي پس از ثبت نام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مدت سه ماه آموزش را در پادگان شهيد بهشتي کرمان به پايان رسانده و سپس به جبهه اعزام شد.بعلت اينکه قدرت بدني زيادي داشت جهت حمل مجروح و شهيد در تعاون انتخاب شد در طول شش ماهي که در جبهه بود چند بار به مرخصي آمد.آخرين باري که به مرخصي آمد هنگام بازگشت به جبهه با مادر و دوستان و آشنايان خداحافظي کرده و اظهار داشتند که اين آخرين باري است که مرا مي بينيد و انشالله اينبار به شهادت خواهيم رسيد و رفت تا به لقا معشوق برسد و حيات ابدي را آغاز کند چرا که اين وعده الهي است که هرگاه عاشقم باشد من نيز عاشق او مي شوم و هرکه من عاشق او شدم او را خواهم کشت.پس از هفتاد و پنج روز از عزيمت آخرين بارش مي گذشت در عمليات پيروز والفجر 8 در حال رزم و دفاع خويش بدرجه رفيع شهادت نائل گرديد و به درجه رفيع شهادت نائل آمد وجسد مطهر و گلگونش در کنار تربت ديگر شهدا عزيز در گلزار شهدا امامزاده حسن فسا بخاک سپرده شد يادش گرامي و راهي پر رهرو باد والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته.....
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید