بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد عبدالکريم پاک : شهيد عبدالکرحيم پاک فرزند عبدالرضا در سوم فروردين ماه 1345 در روستاي صحرا رود از توابع شهرستان فسا در خانواده اي متدين و متعهد به دين اسلام پا به عرصه وجود نهاد . پدرش فردي زحمتکش بود که با شغل کارگري و به سختي مخارج خانواده چند نفر? خود را تأمين مي نمود و مادرش زني عفيف و پاکدامن او در دامان چنين پدر و مادري پرورش اسلامي يافت . شهيد عبدالکريم 6 ساله بود که در زادگاهش تحصيلات ابتدايي خود را آغاز نمود . بعد از اتمام دور? پنج ساله ابتدايي به همراه خانواده به شهرستان فسا مهاجرت نمود و در آنجا به تحصيل خود ادامه داد تا سال دوم راهنمايي درس خواند اما بعد از آن تحصيل را رها کرد و مشغول به کار شد . او فردي بسيار مؤمن ،متقي ، متدين و متعهد به دين اسلام بود . نماز شب را به پا مي داشت و از نظر اخلاقي و رفتار بسيار عالي و مورد رضايت خانواده بود . شهيد عبدالکريم فردي انقلابي بود که در تظاهرات و راهپيمايي ها شرکت مي نمود . او با شروع جنگ تحميلي به عضويت پايگاه مقاومت بسيج درآمد و بعد از مدتي خدمت به استخدام سپاه پاسداران درآمد و به عنوان پاسدار راهي جبهه هاي جنگ شد و در تيپ المهدي مشغول به خدمت گرديد شهيد عبدالکريم در بيشتر عمليات ها شرکت داشت . قبل از شهادتش طبق سنت پيامبر دختري از خانواده اي مؤمن عقد کرد . با اينکه مسئوليت خانواده بر دوش داشت اما دست از دفاع از ميهن اسلامي برنداشت و دوباره راهي جبهه هاي حق عليه باطل شد . مدتي در آنجا خدمت نمود تا اينکه در بيست و پنجم اسفندماه 1363 در منطقه شرق دجله توسط دشمن بعثي در عمليات بدر به شهادت رسيد . هفدهم خردادماه 1379 بود که توسط گروه تفحص پيکرش که چند تکه استخوان بود يافته شد و در قطعه گلزار شهداي فسا به خاک سپرده شد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا کانهم بنيان مرصوص ( سوره صف آيه 3 ) : خدا آن مؤمنان را که در صف جهاد با کافران مانند سد آهنين همدست و پايدارند بسيار دوست مي دارد . خدايا طاقتم را از دست داده ام در اين دنياي فريبنده ديگر تاب و توان زندگي کردن ندارم . خداوندا تو را به علي اکبر امام حسين عليه السلام ترا به کريميت قسم مي دهم که اين بنده گناه کار را از کرم و بخشش خود ببخش و مرا به راه راست هدايت بفرما و من را در تاريکي و گمراهي سرگردان مگردان . خداوندا اگر من لياقت شهادت را ندارم ، اگر گنه کارم ، ترا به حق بودن اسلامت قسم مي دهم که گناه مرا ببخشي و مرا با شهداي کربلا محشور فرمائي . اي که جانها همه در دست تو است مرا آن طور راهنمائي بفرما که هم در اين دنيا و هم در آخرت در نزد مولايم امام حسين عليه السلام روسفيد باشم. اي خداي مهربان ، من خجالت مي کشم که در روز قيامت در نزد امام سر بزير باشم . ( الهي و ربي من لي غيرک ) خدايا من به غير از تو کسي ندارم . مرا از اين زندان نجات بده و مرا رستگار کن . خداوندا فرج مولا صاحب الزمان را نزديک بفرما . خدايا رهبر عزيز ما را براي حفظ اسلام نگهداري بفرما . خداوندا کساني که براي اسلام و اين جمهوري اسلامي خدمت مي کنند حفظ بفرما . خدايا پدر و مادر مرا ببخش و بيامرز . آمين يا رب العالمين و اينک چند جمله با ملت شهيد پرور ، اي ملت عزيز ، اي قهرمان پروران ، اي کساني که لطف خداوند نصيل شما شد و شما را از زير بار استکبار نجات داد از شما مي خواهم در هر زمان و هر وقت و دقيقه اگر زير شکنجه منافقين و کفار بوديد دست از رهبر کبيرمان نکشيد و او را ياري کنيد . جبهه ها را حفظ کنيد . مرزهاي کشور را حفظ کنيد . نگذاريد که دوباره ظلم بر شما حکومت کند . هميشه پيرو راه رهبر کبير باشيد قرآن بخوانيد تا نور ايمان در قلبهاي شما قوي گردد . حضرت مهدي (عج) را صدا کنيد تا شما را ياري کند ، دعا کنيد براي فرج مولا ، دعا کنيد براي طول عمر امام . دعا کنيد براي خدمت گذاران به اسلام ، اين ياوران صديق اسلام را ياري نمائيد . زير بار هيچ منافقي نرويد ، نفاق را از کشور دور کنيد که هيچ ضربه اي کاري تر از نفاق نيست . اي پدر و مادر و خانواده عزيزم از اينکه فرزندتان شهيد شده است ناراحت نباشيد شکر خداي متعال را بجا آوريد و براي طول عمر امام دعا کنيد و خلاصه اگر ناراحتي از من ديده ايد اميدوارم مرا ببخشيد که مي دانم ناراحتي ديده ايد و در آخر از خداوند متعال مي خواهم که به شما صبر عنايت فرمايد و نماز مرا آقاي شيخ ولي بنائي بخواند . والسلام