بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد بسيجي سيد رضا فاطمي خيرآبادي ؛ بسيجي شهيد سيد رضا خيرآبادي در بيست و يکم شهريورماه سال 1342 در روستاي خيرآباد شهرستان فسا تولد يافت . پدرش سيد تقي متاثر از نام مبارک امام هستم عليه السلام نام او را رضا گذاشت پدر و مادرش همانند اکثر مردمان آن زمان در فقر به سر مي بردند اما در عين حال بسيار متدين و پرهيزگار بودند . پدر سيد رضا از طريق شغل کارگري مخارج خانواده ي خود را تامين مي کرد .سيد رضا تحصيلات خود را در دوره ي ابتدايي در روستاي خيرآباد آغاز کرد و تا کلاس پنجم ابتدايي درس خواند اما به دليل فقر شديد مالي ديگر نتوانست ادامه تحصيل دهد و مجبور به ترک تحصيل شد و براي تامين مخارج خانواده به شغل کارگري مشغول شد . او با درآمد اندکي که از اين شغل مي گرفت به خانواده خود کمک مي کرد . اوايل شروع جنگ تحميلي ايران عراق بود که پدر سيدرضا شور رفتن به جبهه را در دلش نهاد و او با شور و هيجان به بسيج شهرستان فسا مراجعه کرد و در بيست و يکم اسفندماه سال 1360 راهي جبهه شوش شد . سيد رضا حدود سه بار به جبهه اعزام شد . سومين بار بود که در دوم فروردين ماه سال 1361 به علت اصابت ترکش نيروهاي بعثي عراق به کمرش به شهادت رسيد . پيکر پاک و مطهرش طي مراسم با شکوهي در قطعه شهداي امامزاده حسن عليه السلام طبق سفارشش در جوار قبر دوست شهيدش سيد علاء الدين آل محمد به خاک سپرده شد . روحش شاد و ياد و نامش گرامي باد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم .
با درود به رهبر انقلاب اسلامى ايران حضرت امام خمينى و با درود بر روان پاك شهداى صدر اسلام ا زكربلا هاى ايران . با عرض سلام به پدر و مادرم و برادران و دوستان و آشنايان اميدوارم كه هميشه تحت توجهات حضرت مهدى و نيات او باشيد .بار خدايا اين قطره خون ناچيز ناقابل را در راه گسترش اسلام از حقير بپذير . مادر عزيز اكنون كه من در اين لحظه عازم به جبهه ام مى خواهم چند كلمه اى با تو صحبت كنم . مادرم هر چند كه من در اين غائله نمى دانم چه حادثه اى برايم پيش مى آيد ولى همين قدر مى دانم كه اگر كشته شدم هر چندكه در راه اسلام كشته شدم ولى مى دانم كه داغى بردلتان گذاشته ام مادرم از تو مى خواهم كه برايم اشك نريزى ومانند مادران شهداى بخون و خاك خفته دربين زنها سرت رابالا بگيرى كه چون من جوانى را در راه اسلام دادم برادرانم مى دانم كه قلبتان گواهى نمى دهد كه مرگ مرا بپذيرد ولى اين خواست خدا ست و هيچگونه ترديدى دراين بين نبايد داشت . سلام بر دوستان گراميم كه براى من مانند برادربودند و از تمام آنها مى خواهم كه بعد از شهيد شدن من به مادرو برادرو خواهرانم تبريك بگوئيد نه تسليت . براى آنها از خدا طلب صبر كنيد و اگر من شهيد شدم در قطعه شهداى فسا در امامزاده حسن بخاك بسپاريد . واى برادران و اى خواهران مجاهد هر فريادى داريد بر سر آمريكا بكشيد . كارتر با زور سر نيزه حقوق انسانى را نقض مى كند تمام گرفتاريهاى ما از آمريكا ست نمى گذارم توطئه هاى آمريكا و انگليس به ثمر رسد .
در جوانى ناله كردم هيچ كس يادم نكرد . خداحافظ رفيقانم كه برفتم ، برنمى گردم .