بسم الله الرحمن الرحيم <br> قصه ي ليلي و مجنون همه از ياد برفت ، تا گشودند به نام شهداء دفتر عشق <br> سر لشکر خلبان شهيد عباس دوران در 20/7/1329 در شيراز به دنيا آمد . او که از زمان طفوليت سرشار از نبوغ و استعداد خدادادي بود در 6 سالگي در کلاس اول دبستان صدرا شيراز ثبت نام کرد و تا کلاش ششم ابتدايي را با معدل هاي چشمگير و تشويق هاي فراوان گذارند <br>ايشان دروان تحصيلات متوسطه را نيز با نمرات بالا در دبيرستان سلطاني قديم و جديد در زادگاه خويش به پايان رساند <br> اين در حالي بود که هميشه و از دوران کودکي علاقه ي عجيبي به هواهپيما داشت و هيچ گاه خيال پرواز را از سر خود بيرون نکرد تا به پروازي واقعي به سوي حضرت دوست رسيد <br> شهيد دوران در سال 1348 در دانشکده ي افسري خلباني نيروي هوايي ثبت نام کرد و به سبب لياقت و شايستگي کم نظيري که در زمان دانشجويي از خود نشان داد راهي آمريکا شد و در آن جا نيز به عنوان يکي از بهترين خلبان در بين همه ي دانشجوياني که از کشورهاي مختلف دنيا براي گذارند دروه خلباني آمده بودند شناخته شد .<br> بعد از اين موفقيت از پدر و مادر ايشان نيز دعوت کردند که با هزينه ي دولت آمريکا به ديدار فرزند بروند ولي خود ايشان مخالفت کردند و گفتند که آمريکايي ها از ايران دارند تصور غلطي است و اين ها از فرهنگ و سنت ملت ايران اطلاعي ندارند من احتمال مي دهم که پدر و مادرم در آن جا مورد تحقير واقع شوند و من اين اجازه را نمي دهم که هيچ قدرتي در دنيا بخواهد به پدر و مادر من توهين کند .<br> ايشان بعد از تحصيلات در کشور آمريکا و بازگشت به وطن به آموزش خلباني در ايراني پرداخت و سايرين را از رفتن به آمريکا و هزينه هاي سنگين بي نياز کرد . <br>شهيد دوران در سال هاي بيش از انقلاب نيز مانند ديگر خلبانان نيروي هوايي از رژيم شاهنشاهي تنفر داشت و همه تلاشش را براي پيروزي انقلاب اسلامي انجام مي داد تا اين که به همراه سلحشوران نيروهي هوايي به مردم پيوست .<br> محمد ابراهيم دوران پدر شهيد در اين زمينه مي گويد : شهيد عباس دوران به پيروزي و سرعت در تحقق آن علاقه عجيبي داشت و هميشه مي گفت : پيروزي انقلاب باث از بين رفتن پليدي ها ، زشتي ها، ذلت ها ، روز گويي ها ، و نا جوانمرادي ها خواهد بود ، زيرا اين انقلاب اسلامي راه به الله دارد و حرکت در راه خداوند مسلما ِروزي هم به همراه دارد . او هم چنين انقلاب را نعمتي خدايي مي دانست و بر اين عقده بود که انقلابي را نعمتي خدايي دانست و بر اين عقيده بود که انقلابي که به رهبري فقيه عادل و عالي قدر و با شهادت امتي مسلمان به وجود مي آيد بزرگ ترين نعمت خدايي براي آن ملک و آن ملت است و چقدر خوب است که براي ريشه کن کردن استکبار جهاني کار مي کنيم که دست نياز ام از اقتصادي صنعتي به سوي ابرقدرت ها دراز نکنيم و با همت او و اراده تا رسيدن به درجه ي خو کفايي تلاش و کوشش کنيم و ثابت کنيم و يک مسلمان متعهد هيچ گاه زير بار زورگويي و. چپاول گري و غارت گري جهاني نخواهد رفت<br> سر لشکر خلبان شهيد عباس دوران يک شب پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي با همسر محترمشان نرگس خاتون دليرروي فر پيمان زناشويي بست و به مدت سه سال با ايشان زندگي مشترک داشت .<br> ايران افراسيابي مادر محترم شهيد در اين زمينه مي گويد : ايشان در سال 1358 و در 28 سالگي ازدواج کردند . ثمره ي ازدواج ميمون و با برکت شهيد دوران با همسر فداکارشان فرزندي برومند به نام امير رضا است که اکنون افتخار پدر و مادر است .<br> سر لشکر شهيد عباس دوران در مدت سه سال زندگي مشترک بسيار مهربان ، صبور ، با گذشت بودند و با توجه به اين که فراغت کمتري داشتند ولي باز هم در نگهدار ي فرزند به همسرشان کمک مي کردند . ايشان هميشه با حوصله و مهرياني به کارها رسيدگي مي کردند و نزديکان و خويشان همه متفق القولند که ايشان هيچ وقت عصباني و تند خو نبودنده اند . همسر محترم ايشان درباره ي خصوصيات شهيد از اخلاقي و رفتاري مي گويند :" ايشان بسيار مهربان ، با گذشت و در عين حال مظلوم و ساکت و صبور بودند من بلکه هر کس ايشان را مي ديد چه در محل و چه در خانه اخلاق و رفتاري يکسان داشت و اين واقعا براي من مسجل شده بود که ايشان فقط يک شخصيت دارد و اين طور نبود که در جمع به يک شکل رفتار کند و در محل کار ش به شکلي ديگر او چه در بين فاميل و چه در خلوت و تنهايي به يک شکل رفتار مي کرد . رفتار انساني و بزرگ منش شهيد بزرگوار ريشه در باور مذهبي عميقي داشت که از کودکي و نوجواني به خوبي پرورش يافته بود . ايشان از کودکي اهل نماز و روزه و عبادت بود و هميشه مسجد مي رفت و به قول مادرش گل سر سبد خانواده و از همه خداتر و مهربان تر بود . پس از بمباران پالايشگاه الدوره و در حين بازگشت هواهپيماي سرلشکر عباس دوران مورد اصابت پدافند نيروي هوايي دشمن قرار مي گيرد و دود غليظي ناشي از آتش بال و بدنه وارد کابين مي شود . شهيد دوران پس از شنيدن آمادگي کمک خلبان خود مبني بر پرديدن از هواپيما دکمه مربوط به صندلي پران او را مي فشارد و لي خود در هواپيما مي ماند . و هواپيماي سانحه ديده را هم چون پتکي به يکي ديگر از تاسيسات مهم عراق مي کويد و خود نيز به افتخار شهادت نائل مي آيد . روحش شاد و يادش گرامي باد.
تصاویری از وصیت نامه شهید در گالری تصاویر موجود است