بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد محمد حسين ابونصري
ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون
شهيد محمد حسين ابونصري در سال1342 در روستاي گرگن در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود واز همان ابتدا تحت تعليم وتربيت پدرومادر قرار گرفت او دوران کودکي را در محيطي ساده وپاک وبي آلايش دوراز هر نيرنگي در روستا سپري نمود دوران ابتدايي را در همان روستا به اتمام رسانيد شهيد از دوران کودکي چون علاقه به تحصيل داشت وبا آن همه مشکلات وکار در مدرسه راهنمايي شهيد شيخيان دوران تحصيلات راهنمايي را شروع نمود محمد حسين از همان موقع جهت کمک به مخارج تحصيل در اوقات فراغت وتعطيلي به کارهائي که از عهده آن برمي آمد مي پرداخت.ولي ديري نپائيد محمد حسين به دلائل مشکلات خانوادگي وفقر نتوانست به تحصيل ادامه دهد ودر اواخر سال تحصيل را رها نمود وهميشه از اين مسئله بسيار تاسف مي خورد وسپس جهت گذراي زنگي وکمک به خانواده اش به کارگري وکارکردن در جوشکاري پرداخت.همزمان با انقلاب شکوهمند اسلامي خود چون فقر ومحروميت را چشيده بود همزمان با ديگر دوستان در مازرون به فعاليت هاي انقلابي وتبليغاتي همراهي با جوانان حزب الله روستائي جهت سرنگوني رژيم ؟؟پهلوي پرداخت واز همان اوائل انقلاب مي گفت دوران حکومت يزيد بسر رسيده است با اين که سن چنداني نداشت شديداً در تظاهرات شرکت مي کرد وهمگام با دوستان وبرادران روستائي همچون شهيد علي نقي ابونصري در بيداري وآگاه نمودن مردم دوستانش نقش بسزائي داشت.تا اين که انقلاب اسلامي با خون هزاران شهيد ومعلول به ثمر رسيد شهيد اکثراً در مراسم دعاي کميل ونماز جمعه شرکت مي نمود ومي گفت شرکت در نماز جمعه مشت محکمي است بردهان ياوه گويان واستکبار جهاني تا اين که در سال1359 صدام اين مزدور سرسپرده به دستور اربابان خود جنگ را برامت قهرمان ومسلمان ايران تحميل نمود شهيد با اين که سنش اقتضا نمي نمود جهت اعزام به جبهه به بسيج کازرون مراجعه نمود ولي به علت کمي سن با اعزام وي مخالفت شد واين مسئله محمد حسين را خيلي زجر مي داد اما روح فداکاري وايثارگري در راه اسلام اجازه ماندن به وي را نمي داد به هر وسيله عازم جبهه شد در اولين ماموريت در عمليات آزاد سازي بستان شرکت فعالانه داشت وفداکاري ها نمود شهيد مدتي در جبهه مي ماند وچند روزي به روستا برمي گشت اما طولي نمي کشيد که مجدداً به جبهه مراجعت مي نمود به او مي گفتند حداقل مدتي بمان واستراحت کن شهيد در جواب مي گفت ما وقتي استراحت مي کنيم وخيالمان راحت مي شود که اسلام در سرتاسر جهان حکم فرما شده باشد وهر وقت که از جبهه به روستا برمي گشت از خاطرات شيرين جبهه وامدادهاي غيبي والهي براي همگان تعريف مي کرد وهم دوره هاي خود را تشويق مي نمود که به جبهه برويد وحيف است که شما در رختخواب بميريد با اين که نزديکان ودوستان شهيد مدام در جبهه به شهادت مي رسيدند هيچ چيز مانع از جهاد وي نمي شد وحتي ؟؟مي گرديد ودائم اصرار مي نمود که جوانان به جبهه برويد ودر خانه نمانيد محمد حسين همسنگران وعزيزاني همچون علي نقي ابونصري،نگهدار جوکار وخيلي از دوستان ديگر را از دست داد اما هيچ وقت در روحيه وي هيچ گونه اثري نداشت.شهيد داوطلبانه به عنوان پاسدار وظيفه خدمت مقدس سربازي را در جبهه وپشت جبهه به اتمام رسانيد در مرداد ماه سال1363 عزيزترين ونزديک ترين کس خود را در زندگي يعني مادرش را که او را بسيار دوست مي داشت از دست داد ومحمد حسين را به سوگ خود نشاند و6برادر ودو خواهر کوچک براي محمد حسين به يادگار گذاشت شهيد در سال1364 با دختر عموي خود ازدواج نمود وسرپرستي خواهر وبرادران يتيم خود را رسما به عهده گرفت وبعد از ازدواج چون ناراحتي وي از طرف خواهران برادران آسوده شد مجدداً رفتن به جبهه را شروع نمود ودائماً در جبهه بود که جبهه هاي جنگ وعمليات مکرر از انتهاي غرب تا ابتداي جنوب ايران اسلامي خود گراه اين واقعيت است محمد حسين در سال1364 به عضويت سنگرسازان بي سنگر(جهاد سازندگي)کازرون درآمد که هميشه در خط مقدم در جبهه هاي جنوب بود وخيلي کم به مرخصي مي آمد بارها مي گفت اگر ازدواج نکرده بودم وبخاطر برادران وخواهرانم نبود تا پايان جنگ وتا زماني که زنده بودم به مرخصي نمي آمدم در دي ماه1365 همزمان با شهادت پسر عموي محمد حسين بنام پاسدار رشيد اسلام علي نقي ابونصري خداوند فرزند دختري به شهيد عطا فرمود ومحمد حسين خوشحال شد وگفت خداي را شکر مي گويم که فرزندي به من عطا فرمود تا بعد از خودم به يادگار بماند.محمد حسين در مراسم پسر عموي خود چند روزي ماند ومي گفت با شهادت اين عزيزان مسئوليت ما دو چندان مي شود وما بايد اين مسئوليت ها را به نحواحسن انجام دهيم وادامه دهنده راهشان باشيم ومن بايد بروم واسلحه علي نقي را به دست بگيرم ونگذارم روي زمين بماند به همين منظرو مجدداً با عزمي راسخ وراده اي آهنين رهسپار جبهه هاي نبرد نور عليه ظلمت گرديد وپس از گذشت حدود نزديک به سه ماه به مرخصي آمد وبراي آخرين بار از خانواده ونزديکان خداحافظي نمود وگفت اگر خدا بخواهد اين دفعه ديگر برنخواهم گشت.شهيد خيلي دعا مي کرد وآرزويش اين بود که در راه اسلام شهيد شود به هم دوره هاي خود مي گفت اين جان ما در مقابل اسلام با آن همه عظمت چه ارزشي دارد که اين قدر برايمان عزير است مگر حسين(ع)سرور آزادگان خود و72تن از بهترين يارانش را فداي اسلام نمود آيا خون ما از علي اکبرها،قاسم ها علي اصغرها وحبيب بن مظاهر ها رنگين تر است مگر نه قاسم شب عاشورا به سالار شهيدان گفت شهادت برايم از عسل شيرين تر است پس واي برما اگر در رختخواب بميريم از ابتداي انقلاب اسلامي تاکنون اين همه شهيد اسير ومعلول داده ايم چگونه ساکت بمانيمونسبت به جنگ بي تفاوت باشيم ومي گفت خدايا مرگم را شهادت در راهت قرار بده ومن اين راه را آگاهانه وبا کمال ميل از روي خلوص نيت قبول کرده ام پس خدايا مرا به خودم وامگذار وکمکم کن که بتوانم به نفسم غلبه کنم وخدمتم- حرکتم- مرگم خالصانه براي تو ودر راه تو باشد.شهيد در جبهه بود که يکي از نزديکان وي بنام شهيد نگهدار جوکار در عمليات کربلاي هشت به درجه رفيع شهادت نائل آمد وطولي نکشيد که نامه اي براي خانواده شهيد جوکار فرستاد وشهادت فرزندشان را به آنان تبريک گفته واضافه کرده بود ما راه اين عزيزان را ادامه خواهيم داد وبالاخره محمد حسين در تاريخ.....در حين ساختن دکل ديده باني توسط بعثيون کافر ناجوان مردانه مورد هدف کاتيوشا قرار گرفت وبه آرزوي ديرينه خود يعني در جوار حسين بودن نائل آمد وعاشقانه با روحيه اي والا به سوي معبود خود شتافت وچه با عظمت اين سنگر ساز بي سنگر به آرزوي خود جامه عمل پوشيانيد وبه آنچه مي خواست وآرزويش را داشت رسيد.روحش شاد ويادش گرامي باد.
بسم الله الرحمن الرحيم
متن وصيت نامه جهادگر شهيد محمد حسين ابونصري
نصرمن الله وفتح قريب
با سلام ودرود به پيشگاه حجت خدا ولي عصر آقا امام زمان وبا سلام برنايب برحقش خميني کبير وبا سلا وتهميت به روان کليه شهيدان صدر اسلام از بدر تا کربلاي ايران اين حقير کوچکتر از آن هستم که بخواهم وصيتي يا رهنمودي به شما عزيزان بدهم چون همه شما اهل علم وتقوي وکمال هستيد وآگاهي شما نسبت به من بيشتر است عزيزان اين جنگي که بين ايران وعراق بوقوع پيوسته جنگ بين کفر است با اسلام امروز ابرقدرتها مانند آمريکا وشوروي واکثر کشورها به صدام کمک مالي وجاني مي کنند وهر نوع سلاح مدرني که مي سازند به صدام مي دهند لذا اين زمان زمان امام حسين(ع)است کفر با تمامي قدرت در مقابل اسلام ايستاده است لذا امروز روز امتحان هست وهر مسلمان ايراني آزمايش مي شود امروز درخت اسلام بخون احتياج دارد ومن به جبهه مي روم که اين درخت را با خونم آبياري کنم خدايا اين خون گنهکار وناقابل من به شايستگي بپذير،خدايا من از اين جا حسرت مي خورم که عمر خود را با غفلت گذراندم ونتوانستم به خوبي تو را بشناسم خدايا تنها اميدم به فضل ورحمت تو است خدايا مرا نسبت به گذشته نسنج ومرا نسبت به آينده بسنج وصيتم به امت شهيد پرور اين است که عزيزان امام را تنها نگذاريد چون او فرزند زهرا(س)ونايب امام زمان(عج)است اگر او را دوست داشتيد وبه او متمسک شديد بدانيد که بهتر به راه راست هدايت مي شويد زيرا اگر آنها را از دست داديد راه راست را گم مي کنيد پيامي که براي مردم روستايم گرگنا دارم اين است که برادران جوان نکند در رختخواب ذلت بميرند زيرا علي اکبر وقاسم در ميدان رزم به شهادت رسيدند برادران مبادا در غفلت وخارج از ياد خدا بميريد زيرا شهداي ما وائمه معصومين با ذکر وياد خدا شهيد شدند وپامي به مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه ها جلوگيري کنيد وبگوئيد ما شما را بزرگ کرده ايم واگر به جبهه رفتيد شيرمان حلالتان نمي کنيم زيرا امام امت فرموده اجازه پدرومادر شرط نيست که فردا در محضر خداي يکتا محاکمه خواهيد شد وبايد جوابگوي زينب واهل بيت باشيد زيرا زينب هفتاد ودو تن را از دست داد او را به اسيري بردند او را زندان کردند ودست از دين خدا برنداشت وطوري سخنراني کرد که کاخ ستم را فرو ريخت حال وظيفه شماست که مانع آنها نشويد وحجاب خود را حفظ کنيد زيرا ارزش زن در حفظ حجاب اوست زندگيتان همچون زهرا(س)باشد واز او تقليد کنيد وپيامي ديگر به برادران جوان!برادران شما الان جوان هستيد قلبتان پاک است و زنگار ترده است وشما مي توانيد بهترين فرد شويد لذا هيچ وقت خدا را از ياد نبريد که اگر او را از ياد برديد دچار غفلت مي شويد برادران عزيز دشمنان اسلام از ار راهي مي کوشند که بين شما تفرقه بيندازند وشما را از خط انقلاب وولايت فقيه جدا بسازند بنابراين مواظب خودتان باشيد وقدر وعظمت انساني به اسفل السالفين مي رسد مواظب باشيد بين شما وروحانيت جدايي نيندازند اگر شما وروحانيت جدا کردند گمراه مي شويد برادران به امام امت بيشتر دقيق شويد وسعي کنيد عظمت او را درک کنيد خود را تسليم اوامر سازيد وهميشه راست جلو بيائيد نخوريد اگر فيض شهادت نصيبم گشت آنان که پيرو خط سرخ امام خميني نيستند وبه ولايت او اعتقاد ندارند براي حقير دلسوزي نکنند وحتي بر جنازه ام حاضر نشوند اما باشد که دماع شهدا آنان را نيز متحول سازد وبه رحمت الهي نزديکشان کنند.سلام مرا به رهبرم برسانيد وبگوئيد تا آخرين قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد وبا خدا پيمان مي بندم که با دشمنان او ستيزه کنم تا هنگامي که همه احکام اسلام در زير پرچم اسلامي امام زمان(عج)به اجرا در آيد برادران رابطه معنوي خود را با خدا قوي کنيد فقط دل به او ببنديد وبه او يقين کنيد که او هميشه با شماست.برادران امدادهاي غيبي او آشکار است پدرم وهمسرم وبرادران وخواهرانم در شهادت من صبور باشيد چون امتحان مي شويد مبادا از امتحان خدا برنيائيد من امانتي بيش در دست شما نبودم وخدا را بسيار شکرکنيد که امانت را به صاحب اصليش داديد پدر عزيزم مرا عفو کن که در اين مدت طول عمر از تو اطاعت نکردم اميدوارم که زحمات شما وخرج هايي که براي من کرديد در نزد خداوند به شما اجري عظيم عطا کند واما پدرم مبادا بعد از من شيطان شما را وسوسه کند واز رفتن برادرانم به جبهه جلوگيري کنيد بعد از من برادرانم محمد حسن- عيسي- صادق- قلي -محمد- مسلم را به جبهه بفرستيد تا از وسواس شيطاني در امان باشند وشناخت آنها نسبت به معبودشان زياد شود واز مسير حق منحرف نشويد وقبل از اين که شيطان برنفس آنها حاکم شود آنها برنفس وشيطان غالب شوند چون درخت او کوچکي خزان مي شود بنابراين قبل از اين که آنها خزان شوند جلوگيري از خزان شدن آنها بکن دعا براي امام امت فراموش نکنيد چون اگر شما دعا براي رهبر کرديد ومستجاب شد باعث خشنودي امام زمان(عج)مي شود عزيزان در مراسم روضه-مصيبت وسخنراني درباره اهل بيت شرکت کنيد وبوسيله توسل به آنها دل خود را نوراني کنيد چون دوستي اهل بيت بروايتي از امام صادق(ع)گناهان را پاک مي کند ودل را نوراني مي کن وراه راست را به انسان نشان مي دهد در ضمن اگر من شهيد شدم در زادگاهم روستاي گرگنا در کنار قبر مادرم مرا دفن کنيد ودر شهيد شدن من برايم گريه وزاري نکنيد چون خون من از خون علي اکبر رنگين تر وعزيزتر نيست وفقط از درگاه خداوند برايم طلب آمرزش کنيد وشبهاي جمعه مرا فراموش نکنيد بروي مزارم بيائيد وروح مرا با صوت قرآن شاد کنيد واگر خواستيد فاتحه اي برايم بخوانيد بقصد همه شهداء بخوانيد هميشه بعد از نافله ها دعا براي امام ورزمندگان فراموش نکنيد.خداوندا- تو آگاهي به حالم که من عبدي گنهکارم ذليلم-خداوندا قبولم کن به لطفت- گناهانم ببخشا تو به فضلت- خداوندا کريمي غفوري ورحيم گنه بنده عاصي- تو بجان خامس آل ابا ببخش مرا- گر نبخشي وبراني مرا از غضبت- به کجا روکنم آخر که مرا جاي دهد،....
در ضمن اگر من شهيد شدم بجاي مادرم يک قالب يخ برمزارم بگذاريد يا يک مشک آب ودو طرفش سوراخ کنيد تا بجاي مادرم گريه کند واز وقتي کهمن شهيد شدم پدرم وظيفه شماست که سرپرستي خانواده ام به عهده بگيريد ومخصوصاً همسرم ودخترم وبرادرانم،پدرم مبادا که بعد از من برادرانم وخواهرانم وهمسرم از دست شما ناراحت شوند که روح من ناراحت مي شود وسلام مرا به عموهايم ودائي هايم وخاله هايم وپدربزرگ ومادربزرگم برسانيد وبه جاي من برادرانم وخواهرانم يک به يک ديده بوس نمائيد وهر کس از من طلبکار است به خانواده ام مراجعه کند.والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته محمد حسين ابونصري خدايا خدايا تا انقلاب مهدي حتي کنار مهدي خميني را نگهدار.15/ 1/ 1366