بسم الله الرحمن الرحيم. متن زندگينامه برادر شهيد داريوش اژدهاکش. گرچه قلم توانايي نوشتن زندگينامه اين شهيد عزيز را ندارد و آنهائي که باوي مانوس بوده و زندگينامه افتخار آميزش را خوب مي دانند، ولي بخاطر اين مبادرت به نوشتن زندگينامه اين شهيد افتخار آفرين مي کنيم که خوانندگان به ويژه جوانان مؤمن و برومند اين آب و خاک اسلامي و شهيد پرور با خواندن آن، هم به خصوصيات اخلاقي و هم به فدارکاريهاي انقلابي او پي ببرند. برادر شهيد داريوش اژدهاکش در سال 1341 در خانواده اي مذهبي در روستاي بوشيگان ديلمي واقع در حومه غربي شهرستان کازرون پا بعرصه وجود گذاشت ايشان دومين فرزند خانواده بود که در 6 سالگي راهي مدرسه شد و دوره ابتدائي را با موفقيت در دبستان عشايري اژهاکش در روستاي خود به پايان رسانده و سپس براي ادامه تحصيل وارد دبيرستان شد و در سال 60 موفق به اخذ ديپلم در رشته علوم تجربي گرديد در دوران تحصيل هميشه از شاگردان ممتاز به شمار مي رفت و مربيان از اخلاق و رفتارش کمال رضايت را داشتند وي در سال 61 به خدمت مقدس سربازي اعزام و مدت 3 ماه از خدمت خود را در منطقه جبهه کردستان به سر برده بود که بخاطر شيهد شدن برادر بزرگتر از خودش (شهيد حسين اژدهاکش) جهت آسايش فکر پدر و مادرش او را جهت انجام باقيمانده خدمتش به کازرون انتقال دادند و در اين شهرستان خدمت سربازي خود را به پايان رساند و بعد از آن بخاطر هوش سرشار او استعداد فوق العاده ايکه داشت در چند رشته کنکور دانشگاه شرکت کرده و در رشته مورد نظرش موفق گرديد در کنکور اعزام بخارج نيز موفق شده بود اما براي آرامش فکري پدر و مادرش رفتن بخارج را صلاح ندانسته و در تاريخ 2/10/63 در دانشگاه شيراز ثبت نام مي کند اما بعلت اينکه مدت زماني به افتتاح کلاسها مانده بود وقت را غنيمت شمرده عازم جبهه حق عليه باطل مي شود در جبهه هاي جنوب و غرب با پذيرفتن مسئوليت رانندگي يکدستگاه آمبولانس جهت خدمت به مصدومين و مجروحين انقلاب و جنگ تحميلي به تلاش و کوشش خود ادامه مي دهد و مدتي در اهواز و آبادان و بعد به منطقه سومار در گيلان غرب منتقل مي شود با وجود اينکه برادري شجاع و سلحشور تقديم انقلاب کرده بود اما خود را پيوسته مديون انقلاب مي دانست و سعي داشت که دين خود را به انقلاب ادا نمايد. تا اينکه به آرزوي خود رسيد و در تاريخ 16/12/63 در سر پل ذهاب- پادگان ابوذر هنگامي که براي نجات مجروحان جنگي جانفشاني مي کرده با بمباران هوائي صداميان کافر اين سرباز رشيد و فداکار اسلام به درجه رفيع شهادت نائل و به لقاء الله مي پيوندد. روحش شاد و يادش گرامي و راهش پر رهرو باد. وي فردي مؤمن و حق جوي و اهل منطق بود هيچگاه که از ياد خدا غافل نبود با اندازه اي متواضع و فروتن بود که شايد خيلي ها بر آن حسادتشان مي شد به پيرمردان و پيرزنان احترامي خاص قائل مي شد کودکان را بي نهايت دوست مي داشت و همواره مي گفت: با خداي خود عهد بسته ام که راه سرور شهيدان سيد الشهداء و راهرو برادر شهيدم حسين را ادامه دهم و شيفته سپاه و بسيج هستم و تا آخرين حد توانايي براي خدمت به اسلام و انقلاب اسلامي در تمام زمينه ها از هيچ کوششي فروگذار نخواهم کرد ايشان در تبليغات اسلامي سهم بسزائي داشت و همواره در دعاها و نماز جماعت حاضر مي شد ضمناً يکي از اعضاي فعال پايگاه مقاومت شهيد حسين اژدهاکش بود. اينک قسمتي از وصيتنامه شهيد با دستخط خودش به حضورتان عرضه مي گردد باشد که با خواندن آن، آن عده از منافقين کوردل که هنوز در خواب غفلتند بيدار شوند. والسلام.