کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
06:07
علی اکبر اسدزاده

علی اکبر اسدزاده ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند اسداله

تاریخ تولد
1342/06/14
تاریخ شهادت
1360/09/05
محل شهادت
سوسنگرد
محل تولد
فارس - کازرون - کازرون
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد علي اکبر اسدزاده
شهيد در سال 1342 در يک خانواده معتقد به خاندان رسالت متولد شد.او نيز مانند همه شهيدان از تبار مستضعفين جامعه بود داراي اخلاق پسنديده بود هنگام برخورد با ديگران تبسم بر لب داشت که حاکي از خوشرويي او بود از همان کوکي علاقه زيادي به مکتب اسلام داشت و در جلسات قرآن حاضر مي شد براي نمونه با مؤسسه اصول دين در قم در ارتباط بود شهيد تحصيلات خود را به ترتيب در دبستان فرصت،مدرسه راهنمايي شهيد خديو و دبيرستان وحيدي به اتمام رسانيد قبل از پيروزي انقلاب در سازماندهي تظاهرات نقش مؤثريداشت به تاکيد همه دبيران و هم کلاسي هايش از نظر درسي در رديف بهترين دانش آموزان مدرسه محسوب مي شد کلاس چهارم دبيرستان بود که جنگ تحميلي عراق عليه ايران آغاز شد او با وجودي که در سنگر مدرسه بود همواره بفکر ميدان جنگ و رزمندگان بود هنگامي که ستاد مقاومت مساجد تشکيل گرديد براي پاسداري از محله شان و براي مبارزه با منافقين و ديگر گروهک هاي منحرف در ستاد مقاومت مسجد اولياء و مسجد شيخ عضو و به پاسداري مشغول گرديد و نيز با شرکت در ارتش بيست ميليوني دوره هاي آموزشي سلاح هاي سبک و سنگين را طي کرد او مي خواست آنچه در توان دارد در طبق اخلاص نهاده و به اسلام تقديم کند.او که از نظر مالي فقير بود اما همچون ديگر مؤمنان مناعت طبع داشت و جز جان چيز ديگري نداشت که در راه انقلاب تقديم کند.در خرداد ماه سال 1360 موفق به مدرک تحصيلي ديپلم گرديد هنگام تحصيل روزهاي تعطيل به کارگري مي پرداخت وي از هم مکاتب شرقي و غربي نفرت شديدي داشت و تنها در خط امام قلم و قدم مي زد در رفتارهاي خود تحولي و تبري را کاملاً رعايت مي کرد پس از فراغت از تحصيل در آزمون تربيت معلم شرکت نمود و در رشته تعليمان ديني نيز قبول شد اما او معتقد بود که در سپاه پاسداران بهتر مي تواند به انقلاب اسلامي خدمت کند اين بود که در آزمون سپاه شرکت کرد و در آنجا نيز موفق شد تا اين که محرم سال 1360 فرا رسيد و سپاه اعلام جذب نيرو جهت نبرد در جبهه هاي حق عليه باطل نمود اما بعلت کثرت عاشقان الله چون به اندازه کافي نيرو از کازرون به جبهه ها اعزام شده بود مسئولين بسيج اعلام نمودند که بقيه افراد بسيج در پشت جبهه يعني در ستاد مقاومت مساجد انجام وظيفه کنند لکن شهيد با اصرار فراوان مسئولين را مجبور به جازه عزيمت به جبهه کرد و بالاخره با درخواست وي موافقت شد اين بود که شهيدو همراهانش مشتاقانه و با آگاهي کامل در تاريخ 12/8/1360 راهي جبهه شد هنگامي که مي خواست با مادرش وداع کند بخاطر اين که جلو احساساتش را بگيرد به چشم او نگاه کرد در آخرين لحظه حرکت تنها يک نگاه به مادرش انداخت تو گوئي با آن نگاه همه چيز را به وي تفهيم کرد:مادرم پس از من زاري مکن مبادا دشمنان خوشحال گردند سرانجام در تاريخ 5/9/1360 در کربلاي سوسنگرد به اتفاق 5 تن از برادران همرزمش به درجه رفيع شهادت نائل گرديد و به مکنونات قلبي خود رسيد.روحش شاد و يادش گرامي باد
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید