کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
17:53
نوروز پورمند

نوروز پورمند

فرزند محمدرضا

تاریخ تولد
1308/02/02
تاریخ شهادت
1363/12/25
محل شهادت
شرق دجله
محل تولد
فارس - کازرون - مهرنجان
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
مفقودیت/ تفحص
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه برادر شهيد مفقود الاثر نوروز پورمند
خداوندا سپاس آنگونه سپاسي که بدان در زمره نيکبختان و دوستان خدا در آئيم و بدان در ؟؟؟ شهيدان قرار گيريم . آنهايي که با شمشيرهاي دشمنان خدا کشته شدند . شهيد نوروز پورمند در سال 1308 در يک خانواده مذهبي و مستضعف در روستاي مهرنجان ديده به جهان گشود . وي در دوران کودکي همدوش پدر و برادرش به کار کشاورزي مشغول بود. بخاطر علاقه شديد به دين مقدس اسلام به اجراي احکام و قوانين آن عشق مي ورزيد در انجام فرائض ديني سخت کوشا بود و مستحبات را فراموش نمي کرد . در ماه مبارک رمضان که ماه خودسازي است ايشان در عين خودسازي از بنيانگذاران مجالس روزه خواني در اين ماه بزرگ بود . در ماه محرم عزاداري امام حسين عليه السلام را گرم نگه مي داشت تا اينکه جنگ تحميلي عراق با وسوسه شيطاني بزرگ بر عليه ايران آغاز گرديد . در اين هنگام شهيد به نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان لبيک گفته و در بسيج کازرون ثبت نام نمود و براي اولين بار در مورخه 11/11/1361 عازم جبهه حق عليه باطل شده در جبهه با روحيه عالي که داشت به برادران و همسنگرانش دلگرمي مي داد بعد از اتمام دوره مأموريت براي برداشت محصول کشاورزي به زادگاهش مراجعت نمود . شهيد با عشق و علاقه که به اسلام و رهبر عزيزش داشت دوباره عازم جبهه نور عليه ظلمت گرديد در اين اثنا بخاطر لازم نبودن نيرو شهيد براي ادامه کار کشاورزي به روستايش برگشت و همچنين شهيد شدن برادرزاده و خواهرزاده او انگيزه اي بود که شور و هيجان و شوق جبهه باعث شد که شهيد در طرح لبيک يا امام شرکت کند . در اين اثنا شهيد با تعدادي از جوانان رزمنده روستاي خود در فتح يک ( طرح لبيک يا امام ) شرکت نمود و چندين ماه در ميدان نبرد حق عليه باطل براي زدودن ظلم و ستم صداميان به نبرد مشغول بود و سپس با پايان يافتن مأموريت به روستاي خويش مراجعت نمود پس از بازگشت چند روز فتح دو ( طرح لبيک يا امام ) اعلام ميگردد شهيد در اين مرحله نيز همانند مراحل قبل شور و شوق جبهه را در دل دارد . چرا که او فرزند جبهه و عاشق ديار نور و مشتاق جهاد در راه خدا بود بنابراين در نخستين اعلام طرح لبيک يا امام فتح دو خود را به بسيج معرفي کرده و در مورخه 19/01/1363 روانه جبهه حق عليه باطل مي شود . در اين مرحله به مدت يکسال بطور متوالي در جبهه نور حضور فعال داشت تا اينکه شب صعود به قله معراج شربت فرا مي رسد شبي که شهيد يکسال بود که در ميدان نبرد رسيدنش را انتظار مي کشيد . شب ديدار دوست و رسيدن به محبوب بود . شب هنگام در آغاز حمله بدر شهيد چونان ؟؟؟ يکي بزرگوار و دلير و شجاع به قلب دشمن مي تازد تا با نبرد با امان خويش ريشه ظلم و ستم را براي تمامي اعصار و قرون به ؟؟؟ و نابودي بکشد . در آغاز حمله شهيد بزرگوار چون حبيب ابن مظاهر مقاوم و استوار به پيش مي رود . شهيدي که با حماسه بزرگ خويش شجاعت و دليري حبيب ابن مظاهر را در واقعه جانگداز کربلا ترسيم مي کند . شهيدي که سيماي صبر و استقامت ابوذر را به نمايش مي گذارد و سرانجام با تعدادي از بهترين رزمندگان دلير و همرزمش در مورخه 25/12/1363 در شرق دجله حور العظيمي پيکر مطهرش مفقود مي گردد و روح پاک و مطهرش به آسمان ملکوتي پرواز مي کند و آرزوي ديرينه خويش مي رسد . روحش شاد و راهش مستدام و مکتبش پايدار باد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
متن وصيت نامه برادر شهيد مفقود الاثر نوروز پورمند
انالله و انا اليه راجعون : همه از اوئيم و به سوي او باز مي گرديم .
با درود و سلام بر حضرت مهدي ( عج ) يگانه منجي عالم بشريت کسي که امت هاي مسلمان جهان در انتظار آمدن اويند و با سلام بر نائب برحق ايشان امام خميني و روحانيت مبارز هميشه در صحنه و رزمندگان جبهه هاي حق بر عليه باطل وصيت نامه خود را شروع مي کنم : خداي ترا سپاس مي گويم که به من اين لطف را نمودي که در اين سن در رديف رزمندگان اسلام باشم و در کنار رزمندگان جواني باشم که با تمام زرق و برقهاي دنيائي عاشق و دلفريب تو شده اند . خدايا تو را سپاس که اگر در زمان امام حسين عليه السلام نبودم که جان ناقابل خود را در راه دين تو نثار کنم اکنون در زمان فرزند تو امام خميني قرار گرفته ام و در حفظ اسلام و دين تو خون ناقابل خود را هديه کنم . خدايا من مردي سالخورده هستم و با ياري تو در اين جبهه ها حضور يافته ام . خدايا از تو مي خواهم که من هم در راه خودت به فيض شهادت برساني و از گناهانم بگذري . اي امت شهيد پرور هميشه آرزو داشتم که در صحنه هاي پيکار و با برادران رزمنده شرکت کنم و به لطف خداوند موفق شدم و حالا که در جبهه ها خدمت مي کنم اميدوارم خداوند قبول کند . اي امت شهيد پرور از شما مي خواهم به حق خون شهداء هميشه وحدت و يکپارچگي خود را حفظ کنيد و نگذاريد که دشمنان اسلام به شما ضربه بزنند و سنگر نمازهاي جمعه و جماعات را حفظ کنيد و دعاهاي را فراموش نکنيد بخصوص دعا براي امام عزيز و براي ظهور حضرت مهدي (عج) . به گفته هاي رهبر عاليقدر امام خميني عمل کنيد تا راه سعادت دريابيد و شهداء و معلولين و مجروحين و مفقودين و اسراء را فراموش نکنيد . دعا کنيد که هر چه زودتر راه کربلا باز شود . و اسراء آزاد گردند. به شما برادران جوان توصيه مي کنم که اگر در صدد ازدواج هستيد در کار خود تعجيل نموده و نبودن من باعث مانعي براي شما نباشد که من راضي نيستم . شما خانواده عزيزم : اميدوارم که هر بدي نسبت به من ديده ايد ببخشيد و اميدوارم که پدر خوبي براي شما بوده باشم ، از شما خواهش مي کنم که اين چند وصيت من را به عمل برسانيد . اول از همه چيز جامه سياه برايم نپوشيد . هر وقت برايم جلسه (مراسم) بياد مادر همه امت اسلام فاطمه الزهرا سلام الله عليها و حضرت زينب و امام حسين عليه السلام مجلس بگيريد تا شايد بخاطر اين بزرگواران خداوند مرا شهيد قبول گرداند و از فرزندان خود نيز مي خواهم نماز و ديگر عبادات و ديگر احکام اسلام را فراموش نکرده و در آموختن قرآن و دروسي ه مملکت احتياج به آن دارد کوتاهي نکرده و خدمت نظام وظيفه را انجام دهيد و در آخر اين را بدانيد که شهداء نمرده اند و در نزد خداي خود روزي مي خورند . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار . والسلام