بسمه تعالي
زندگينامه ي شهيد بزرگوار محمد جوکار : شهيد محمد جوکار در سال 1343 در روستاي مشقان از توابع کازرون متولد گرديد . وي در خانواده اي فقير و مذهبي زندگي پر ثمر و گهربار خود را آغاز کرد . او از همان اوان زندگي از سواد خواندن و نوشتن بي بهره بود اما از تقوي و پرهيزگاري و ايمان چهره اي بس سرشار و غير قابل وصف داشت . شهيد محمد جوکار اکثر اوقات خود را به کارهاي عمراني و اجتماعي مي پرداخت تا اينکه به سني رسيد که ديگر در خود احساس وظيفه و مسئوليت مي نمود . چگونه مي شود که يک فردي از نعمت سواد بي بهره و يا کم بهره باشد احساس مسئوليت مي نمايد و بعد اجتماعي و تعهدات را در خود جلوه گر و مجسم مي نمايد . آري معيار و شناخت و ديد برادر شهيد محمد جوکار نسبت به توده ي عظيم مسلمانان چنان ابعادي به خود گرفته بود که کارهاي شخصي خود را رها مي کرد و به سراغ افکار و کردار مردم ضعيف و بي بهره مي شتافت و ماهيت انساني و الهي خود را بر اجتماع ثابت مي نمود تا اين که به زماني رسيد که اوايل اوج گيري انقلاب اسلامي و تحکيم جمهوري اسلامي به رهبري امام خميني بود که مردم را به راهپيمائي ها و تظاهرات عليه حکومت جبارانه و ستمگرانه وقت دعوت مي نمود . تا اين جا مشهود است که اين برادر کارهاي کشاورزي خود را رها مي کرد و در اين تکليف الهي و مذهبي شرکت مي جست تا از اين راه نيز پايه هاي کفر جهاني را فرو ريزد . پس از پيروزي انقلاب از همه جانب چه با بيان و زبان و چه عملاً وظيفه ي خود را نسبت به اين انقلاب انجام مي داد تا اين که در بدو تشکيل انجمن هاي اسلامي هر ديار به عضويت انجمن اسلامي جوانان روستاي مشقان درآمد و مسئوليت هاي بيشتر و سنگين تري را بر دوش خود متحمل مي شد و اميدش اين بود که در آن انسان هايي تربيت مي شوند که نسل به نسل تعاون و مساعدت يکديگر را در اين انقلاب عظيم اسلامي جايگزين نمايند و به انقلاب حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) متصل نمايند و بر پايه همين موضوع با برادران انجمن اسلامي روستاي مشقان مصمم گشتند مکتب الزهراي مشقان را پي ريزي نمايند که برادر شهيد محمد جوکار هميشه اوقات خود را صرف کارهاي ساختماني اين مکتب مي نمود و کمتر به کارهاي خصوصي اهميت مي داد وجودش در اين روستا و به طور کلي در انجمن اسلامي جوانان روستاي مشقان الگويي بود براي بقيه . طرز برخورد وي با هواداران گروهک هاي منحرف يک برخورد منطقي بود به طوري که سعي مي کرد از راه بحث و جدل آن ها را وارد مسير مستقيم نمايد و به آن ها حرکت و جهت اسلامي دهد . برادر شهيد محمد جوکار عضو انجمن اسلامي جوانان روستاي مشقان چنان درسي به اعضاء اين نهاد و همسنگران و همرزمانش داد که تاريخ آن را فراموش نمي کند و نخواهد کرد که " ان الحيوة عقيدة الجهاد " که زندگي عقيده و جهاد است . وي عصر انقلاب خودش را و جهادسازندگي خودش را به اتمام رسانيده بود تا اين که براي سرکوبي دشمنان اسلام و خدا راهي جبهه هاي نبرد حق عليه باطل شد . وي آن چنان مشتاق شهادت بود که ميل داشت در اسرع وقت در خط مقدم جبهه هاي جنگ باشد تا اين که اين ملاقات ديرينه به وقوع پيوست و در تاريخ 5/9/1360 در جبهه ي سوسنگرد در نبرد با بعثيون کافر عراق به درجه ي پر افتخار شهادت نائل گرديد و با خداي خود ملاقات کرد و به ملکوت اعلي پيوست . روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام .
بسم الله الرحمن الرحيم و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون
گمان نبريد آنهايى كه در راه حق جان خود را تقديم اسلام عزيز مى كنند مردگا نند بلكه آنان زنده هستند و نزد پروردگار شان روزى مى گيرند.
با سلام و درود فراوان به ا ئمه اطهار و با سلام و درود فراوان به حضور حضرت بقيه الله الاعظم (عج) و با سلام و درود فراوان به حضور نايب بر حقش اين اسطوره تقوا و فضيلت پير جماران خمينى بت شكن و با سلام و درود فراوان به خدمت كليه شيران و دليران مردان جان بركف اسلام و كليه رزم آوران اعم از سپاه ، بسيج و ارتش و كليه قواى اسلام و با سلام و درود فراوان به خدمت كليه شهيدان اسلام از صدر تا بدر و كربلاى ايران ، كربلاى جنوب تا كشيد به كربلاى كردستان كه عزيزانى دلخسته و لب تشنه وخالص و مظلوم جان خود را تقديم جانان كردند تا در راه آرمانهاى اسلام و انقلاب براى به ثمر رساندن اين انقلاب پيغمبرگونه جان خود را فدا كردند .
و اما سلام ،
اى ملت قهرمان پرور اسلام و سلام اى ملت دلاور و شهيد پرور ايران زمين و سلام اى وطن عزيز و عزيزان شهيد پروركازرون و سلام اى قهرمانان خطه پيكار اى ملت و شيرمردان زادگاهم كوهمره جروق و سلام اى پدر ،مادر ، برادر ، خواهر وهمسرو فرزندان عزيزم اميدوارم سلام ناقابلم كه از روى قلبى پاك و با خلوص برپاگشته است از جان و دل بپذيريد. انشاءالله
در اول خطاب به مسئولين كشور ايران :
اى عزيزان مسئول كشورى ، از شما تقاضا دارم كه فرمانهاى امام عزيزمان را ازجان و دل پذيرفته و ملت شهيد پرور خود را راضى نگه داشته و به آنها رسيدگى فرمايند تا مبادا خداى نكرده شكستى در انقلاب ما پديد گردد.
اما عزيزانم انقلابى كه در اين زمان خداوند بزرگ به ما عطا فرموده خيلى والا و با قدر و منزلت است. آن هم شما بوديد كه ذلت را نپذيرفتيد و خواستيد در هواى آزاد در بهارى زيبا و قشنگ درايرانى خالص و خوب زندگى كنيد.
آيا اين انقلاب را كى بر پا كرد. چه كسى بنيانگذار اين نعمت بزرگ بود. آن خود ما بوديم كه به فرمان رهبرى بزرگ و خوب و رژيم و زمان ستم را از جا كنديم . لحظه اى به خود بياييد و فكر كنيد كه چرا اين انقلاب را برپا كرديم ، براى چه و به چه دليل عزيزانى كه آگاهانه عليه ظلم و استكبار مبارزه كرديد ، مبادا خداى نكرده در اين امر بزرگ كوتاهى فرماييد. مبادا خداى نكرده خون اين همه شهيد را پايمال كنيد، مبادا خداى نكرده انقلابى كه با خون هزاران نوگل و نوداماد و على اكبرها و على اصغرها و حبيب بن مظاهرها به اين حد رسيده نسبت به آن بى تفاوت باشيد.
از شما تقاضا دارم و مى خواهم كه با جان و دل به جبهه هاى نبرد حق عليه باطل بشتابيد و اين رژيم كفر صدام و بعد هم اسرا ئيل و آمريكا و غيره را نابود سازيد.
اين پيام هر شهيدى است كه برادرجا يم را خالى نگذار . اى كسانى كه شعار مى دهيد كه اگر ما در صحراى كربلا بوديم حسين (ع) را يارى مى كرديم ،حال وقت آن رسيده كه مورد آزمايش قرار بگيريد شما اكنون از طرف خداوند ارزيابى مى شويد ، اگر مى خواهيد از اين امتحان الهى سربلند بيرون آييد در جنوب وغرب كشور با دشمنان بجنگيد .
اما خطاب به برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى :
برادران پاسدار، مجال هيچ گونه خودنمايى را به دشمن ندهيد هر روز قدمى استوارتر برداريد و برويد و با طرح هاى جديدترى دشمن را در ميدان جنگ نابود كنيد.
شهدا زنده و جاويد هستند و لذا هدفم مرا از حيات دنيوى به جهان شهادت كشاند از شما مى خواهم كه درد اصلى مردم را بشناسيد و جلو نفوذ بيش از حد بسيارى از افراد طمعكار را بگيريد و از فساد و انحرافات اخلاقى به شدت جلوگيرى كنيدو ضوابط اسلامى را حاكميت بخشيد .
به گفته امام عزيز پيروزيد و در اين پيروزى شكى نيست و اين يك وظيفه الهى است اگر هرروز كاروان شهيدان از كوچه ها و خيابانها و دهكده ها يمان بگذرد و پرچم عزا در وجب به وجب ميهنمان نصب شود و بذر غم در سينه مادران و پدران كاشته شود كافران بدانند كه هرگز دست از يارى دين خدا و اماممان برنخواهيم داشت .
و اما پدر ومادر عزيزم :
مبادا خداى نكرده بى طاقتى كنيد و در شهادتم كوچكترين ناراحتى به خود راه ندهيد ، شما با صبرى عظيم و ايمانى قوى اين افتخار را براى خود نگه داريد كه امانتى را صحيح و سالم به صاحب اصليش برگردانيد.
و اما شما برادرانم :
از شما مى خواهم كه نگذاريد سلاح روغنكارى شده و يراقم به زمين افتد و زنگ بزند سلاحم را برداريد و دلاورانه به قلب دشمن ، بتازيد و انتقام خون شهيدان را از آنها بگيريد.
و خواهرام : شما هم صبور باشيد و زينب وار صابر باش و با حجاب خود چشم ابرقدرتها ى جنايتكار را كورنما.
و اما تو اى همسر گرامى و عزيزم : در اين برهه از زمان مسئوليتى بسيار خطير و بزرگ به گردن شماست هيچ
گونه غم و غصه رابه دل راه مده و دربرابر كليه ناراحتى ها پراستقامت و صبور باش و در چند سالى كه در كنارت زندگى كردم ميدانم كه نتوانستم آن خدمتى كه بايد وشايد بكنم و از تو مى خواهم كه مرا ببخشى و در برابر زحماتى كه براى شما ايجاد نمودم حلالم كنيد و از تو مى خواهم كه دو فرزندى كه هم اكنون داريم از آن ها خوب با كمال ميل مواظبت كن و كاظم را كاظم وار و فاطمه را فاطمه وار تربيت كنى تا توانسته باشى مسئوليت بسيار خطير را از گردن خود برداشته و در برابر حضرت فاطمه و زينب رو سفيد باشى ، آن ها را باسواد و در يادگيرى فرايض اسلامى به خصوص نماز و روزه يارى نما .
در نگهدارى حجاب كوتاهى نفرماييد و اگر موقعى از تو پدر خواستند براى آنها كاملا توضيح دهيد و بگوييد كه به سفر كربلا رفته و هنوز برنگشته است .
اميدوارم كه مرا ببخشى و حلالم فرمايى . و در پايان از همه اقوام و خويشان و نزديكانم تقاضا دارم اگر كه در طول عمر بد خدمتى كرده ام از بزرگى خودتان اين بنده حقير را ببخشيد و حلالم كنيد.
و اما پيا مم به شما اين است كه جبهه ها را گرم نگه داريد و نگذاريد جبهه ها خالى شود و راهم را ادامه دهيد.
خداحافظ
به اميد پيروزى حق بر عليه باطل