بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد شکرالله عابديني . شهيد عابديني در سال 1346 در ميان ايلات عشاير جنوب کشور ديده به جهان گشود در آن زمان که شرايط دشوار کوچ ايل امکان هر گونه کسب علم و تحصيل را از هر فرد عشيره اي سلب مي کرد او با مشقات فراوان شروع به درس خواندن نمود و با وجود اين که مشکلات زيادي از جمله فقر مالي که دامنگير خانواده وي بود و ذوق و استعداد سرشاري که داشت توانست با موفقيت تحصيلات ابتدايي و راهنمايي خود را به پايان برساند و در رشته علوم تجربي در دبيرستان شبانه روزي شهيد بهشتي شيراز به ادامه تحصيل اشتغال ورزيد در هنگام فراغت از تحصيل همراه پدر فرسوده اش به کارگري مي پرداخت تا مخارج تحصيل خود را فراهم نمايد نامبرده در ايام انقلاب نسبت به پخش اعلاميه ها و بيانات امام خميني در بين همکلاسهايش و مردم کوشش مي نمود ايشان را همان موقعي که خود را شناخت فردي مذهبي بود فريضه ديني خود را بنحوه احسن انجام مي داد . عشق ايثارگري و شهادت طلبي و ايمان قلبي وي که همان خدمت به اسلام و مسلمين بود نامبرده را از دبيرستان جايگاه علم بسوي ديار عاشقان حسين ابن علي عليه السلام کشاند در يازدهم آذر ماه شصت و چهار بمدت دو ماه آموزش نظامي را در پادگان شهيد دستغيب کازرون با موفقيت طي نمود و در پنجم خرداد جهت ياري رساندن به کفر ستيزان اسلام راهي منطقه جنگي غرب کشور را کردستان افتد و مدت سه ماه در آن منطقه انجام وظيفه نمود و مجدداً جهت ادامه تحصيل به دبيرستان شهيد بهشتي شيراز مراجعه نمود وي از آنجايي که دفاع مقدس از نظامي جمهوري اسلامي را بر امر تحصيل برتري ميداد و عليرغم اينکه خانواده شهيد به وي اظهار مي نمودند که به تحصيل خود ادامه دهد نامبرده آنان را قانع مي نمود و مي گفت مسئله دفاع از اسلام و ناموس بالاتر از اين هاست بلاخره عزم راسخ وي باعث شد براي بار دوم در تاريخ بيست و پنجم آبان ماه سال شصت و پنج با بسيج يگان عشايري شيراز به جبهه خونبار خوزستان به جنوب کشور اعزام گردد با تلاش خستگي ناپذير خود در عمليات کربلاي چهار شرکت داشت خاطرات زيادي از شهيد به يادگار مانده از جمله آسان و اعتقادش بر نبرد حق عليه باطل روز به روز در او فزوني مي گرفت و در حساسترين کارها هميشه داوطلب بوده و چيزهاي را پيش خود زمزمه مي کرد . و به همسنگرانش مي گفته کاش خداوند قدرتي بيش از اين به من مي داد تا بيش از اين بعثيون کافر را به هلاک برساني با شروع عمليات کربلاي 5 با وجود اين که نامبرده مدتي بود که با خانواده اش ملاقات نکرده بود و پانزده روز مرخصي داشته از آمدن به مرخصي امتناع ورزيده تا در عمليات شرکت کند سرانجام در روز بيست و هفتم ديماه سال شصت و پنج در جبهه شلمچه هنگامي که خورشيد چون گرمي آتشين در دور دست بر فرق زمين مي کوفت برادر عابديني بهنگام انجام وظيفه بر اثر اصاب ترکش خمپاره لباس شهادت بر تن کرد و عارف وارسته به لقاء الله شتافت روانش شاد و راهش پر رهرو باد .