کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 23 مرداد 1405
02:41
علی حسین فرازی کهواده

علی حسین فرازی کهواده ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند قلی

تاریخ تولد
1342/07/05
تاریخ شهادت
1362/12/22
محل شهادت
جنوب
تحصیلات
سیکل
محل تولد
فارس - کازرون - اسلام اباد کازرون
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه ي برادر شهيد علي حسين فراري . 18 سال پيش در ميان کوههاي بزرگ و سر به فلک کشيده محل سکونت قبيله اي طاغوت گزيده و مظلوم اما مسلمان و متحد در يک چادر عشايري کودکي ديده به جهان گشود . کودکي که بعهدها تجارت روزگار و زندگي و برخوردها تنگاتنگ با ناملايمات طبيعت و مشکلات زندگي او را به رزمنده اي چالاک و شيري ژيان و خصم افکني بي باک تبديل کرد . مادر مسلمان و معتقد به باورهاي صادقانه عشايري به علي حسين موسومش نمود.اين سرباز کوچک اسلام و اين تبلور استقامت کوه نشيني هاي ساده و بي آلايش و اين بنده قانع و گمنام پروردگار مقتدر و بزرگ با ارتزاق از نعمت هاي حلال و زلال و روزي پاک که خدا به خانواه اش داده بود در اندک زماني تنومند و قوي شده و به سرعت رشد نمود . سلامتي محض ؟؟؟ خاص کوه پيمايان دائمي مي باشد و در وجود مبارک اين بچه حزب الله به وضوح هويدا بود . علي رغم مشکلات عديده اي که شکوفائي استعداد خارق العاده نوجوانان عشاير را همواره تهديد مي نمايد و جلو استخراج ذخائر عظيم استعدادها و ذوق ها را مي گيرد نتوانست شهيد بزرگوار ما را از پاي درآورده او را بي تفاوت ساخته و فردي ؟؟؟ نمايد . مثل همه انسان هائي که همواره گرفتار خور و خوابند و بعضاً شصت الي هفتاد سال اعمال مکرر و مشابهي را تکرار مي کنند و چيزي جز خسران دنيا و آخرت نصيبشان نمي شود . برادر علي حسين فراري کمر دردها و آلام مختلف را با پتک ايثار شکست ، اضطرابات و تخيلات واهي را با رشادت پاسدار گونه خود شجاعانه به دور ريخت با مرگ که تجلي آن ترکش هاي خمپاره ها ، گازهاي سمي ، راکت هاي روسي و آمريکائي مي باشد با مهارت خاصي کشتي گرفت و به آن شيوه که مرام پاسداران است با تردستي خاصي او را شکست داد . شهيد ما تحصيلات عالي نداشت سني از او نگذشته بود دانشگاه ، نرفته بود اطلاعات زيادي از معادلات به ظاهر عمل ولي در باطن ظالمانه نداشت اما تربيت اسلامي جو انقلاب مجالست با حزب الله ، غرش هاي توپ دعاهاي کميل ، عبادت هاي صادقانه هزاران عوامل انسان ساز ديگر او را به عالم هدف داري و بدل کرده بود که خوب مي فهميد و راه حق را خوب شناسائي مي کرد و به وراثت زمين براي ما الحان اعتقاد داشت و عاشق شهادت بود طوري که در يکي از نامه ها ي خود خطاب به يکي از دوستان مي نويسد از خدا مي خواهم مرگم را شهادت قرار دهد و شهادتم را خالصانه براي اسلام و دور از غرور و هواي نفس قرار دهد. شهيد مظلوم ما در قبيله خود زير دست معلمي مسلمان و معتقد به باورهاي اسلامي تحصيلات ابتدائي خود را گذراند و علي رغم تبليغات ضد اسلامي طاغوت و بعضاً اقدامات فرهگي خان ها و خان زاده هاي بي تربيت روحيه وي براساس تفکر شيعه استخوان بندي شد و او با هم کلاسي هايش نوکران اهل بيت عصمت و طهارت گشتند . همزمان با پيروزي ، انقلاب اسلامي در جمع جوانان حزب الله عشاير وارد شد بر عليه ضد انقلاب فعاليت کرد . از دنيا و ماديات و زندگي شخصي چشم پوشيد . سلاح برنده در دست گرفت و پس از همکاري مستمر با بسيج به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شيراز درآمد . شهادت شهيد فرج الله نريماني که يکي از دوستان صميمي وي و از پاسداران بيت حضرت امام مدظله بود خصومت وي را بر عليه دشمنان اسلام دو چندان کرد . علاقه وي به برخوردهاي شديد قهرآميز به ضد انقلاب وي را تحريص نمود که به جمع يگان زرهي سپاه پاسداران درآيد و در جمع دلير مردان پادگان حمزه سيدالشهداء به پاسداري بي مهابا از دستاوردهاي انقلاب بپردازد . يکي از دوستانش که چند ماه قبل از شهادتش وي را در شيراز ملاقات نموده اظهار مي دارد که شوق به شهادت از صورتش مي باريد اظهار مي نمود که در شرايط جنگي پشت جبهه ماندن ما مصلحت نيست. وي در سال 62 به عنوان توپ چي سلاح 106 عازم جبهه نور عليه ظلمت گرديد . مدت ها با دشمنان خدا پيکار نمود در حدود يک ماه قبل از شهادت خود براي اولين بار به کليه بستگان و منتسبين خود نامه نوشت و در اين نامه ها که ظاهراً 40 الي 50 نامه مي باشد از يکايک خويشاوندان حلال بودي طلبيده است ولي در عمليات خيبر دليرانه شرکت جست . پاتک هاي دشمن را با گلوله هاي مرگ آفرين توپ جواب داد . پس از دهها روز جنگي سخت بر اثر اصابت گلوله لعنتي خمپاره دشمن شربت گواراي شهادت را در تاريخ 22/12/62 سر کشيد و به لقاءلله شتافت . خون او و شهيداني چون کسري فرازي ، باعث تثبت جزيزه مجنون گشت . روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام .
با درود و سلام به رهبر انقلاب و بنيان گذار جمهورى اسلامى خمينى روح خدا و شهداى انقلاب اسلامى ايران وصيتنامه خود را شروع مى كنم و در حالى قدم در اين راه گذاشته ام كه هنوز گناهان سابق من بر من اثر دارد و پشيمانم كه چرا جلوتر در اين راه كه راه حسين (ع) و هفتاد و دو تن از ياران راه بهشتى و هفتادو دو تن از ياران راه رجائى و باهنر راه مطهرى و دستغيب بوده است شركت نكرده مردم و خداوند مى فرمايد كه انسان هروقت توبه كند من او را قبول داره پس بنابراين بايد بغريد و بجوشيد و بخروشيد كه پيروزى نزديك است خداوندا همه جهان را او آفريدى و همه هستيها و نيستيها دست توست من كه در اين دنيا كارى نكرده ام كه اجرى داشته باشم جز گناه كه اميدوارم خداوند قادر با شهادتم گناهان مرا ببخشد پس خداوند از حال قسم به اسم خود و بزرگيت مى خورم كه ديگر مرتكب گناه نشوم و ديگر اينجا پيامى دارم به جوانان كه برادران و خواهران عزيزم شمارا به پيروى از ولايت فقيه كه پيروى از اسلام و امام زمان (عج) است وصيت مى كنم كه مبادا دست از حمايت امام خمينى برداريد اى نوجوانان و اى نونهالان دبستان اميد امام به شما است من از شما استدعا دارم كه مساجد سنگر رزمندگان را حفظ كنيد نگذاريد مساجد خلوت شود و مسجد سنگرى است كه انسان در آن‌جا به ديدار خداوند مى شتابد و عبادت انسان در مسجد اجرى عظيم دارد. برادران هر چه مى توانيد رزمندگان را در جبهه ها كمك كنيد و به يارى برادران فلسطينى بشتابيد و صداميان مرزدور را به زباله دان تاريخ بفرستيد اى رزمندگان حزب الله جان فدائيان روح الله بجنگيد كه خداوند ياور شماست و در ضمن پيامى دارم به ما در رنج كشيده ام كه عمر عزيزش را فداى من كرد و اى مادر كه شبها براى من نخوابيدى و مرا روى دست نگاه داشتى و تو خواهر ؟؟؟ خودت حرام كردى تا من آسوده باشم چگونه مى توانم از زحمات شما قدردانى كنم ؟ اى مادر حلال كن اى رنجها كه براى من متحمل شدى و اى مادر نباشد كه خداى ناكرده بعد از مرگم گريه كنى و به قول برادر پاسدار شهيد فرج الله نريمانى شهادت پرافتخار مرا به ؟؟؟ كه برايش گريه مى كنند بكنى و اى برادران عزيزم به شما چه بگويم و از شما بايد بخواهم كه خدا را فراموش نكنيد و براى اسلام و خدا كار كنيد و اى زحمتها كه براى من كشيده اى حلال كنيد و شما را دعوت به ايثار و حمايت از محرومين توصيه مى كنم كه پس از شهادت من سعى كنيد كه عزادارى نكنيد چون ازدواج ومرگ هر دو براى تكامل انسان است پس سعى كنيد رسم شهادت كه همچون مراسم ازدواج مبارك است به مباركى برگزار نمائيد و ديگر آنكه از خداوند تقاضا كنيد كه اين قربانى را از شما بپذيرد. در اينجا از همه دوستان و آشنايان و خويشاوندانم خداحافظى مى كنم به آنان اعلام مى كنم كه اگر كسى از من بدى ديده به بزرگوارى خودش ببخشد و از كسانى كه براى من كارى كرده اند تشكر مى كنم و آخرين پيام من اين است كه امام را دعا كنيد و چنانچه شهادت نصيب من شد مرا در قائميه دفن كنيد و اگر نشد در شيراز . به اميد پيروزى رزمندگان اسلام . عيد فطر 1362 . خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار . رزمندگان اسلام پيروز عطا بفرما . زيارت كربلا نصيب ما بگردان . والسلام عليكم ورحمته الله و بركاته .


QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید