کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
16:36
احد (عبدالاحد) مسرور

احد (عبدالاحد) مسرور

فرزند کرم

تاریخ تولد
1344/04/09
تاریخ شهادت
1363/12/25
محل شهادت
شرق دجله
محل تولد
فارس - کازرون - کازرون
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
مفقودیت/تفحص
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
متن زندگي نامه شهيد مفقودالاثر عبدالاحد مسرور ؛ برادر شهيد مفقودالاثر عبدالاحد مسرور در سال 1344 در خانواده اي مذهبي و زحمتکش در شهرستان کازرون شچم به جهان گشود .دوران تحصيلات ابتدائي را در دبستان حسام الديني و مدت سه سال در مدرسه راهنمائي شهيد خديور و سه سال ديگر در هنرستان شهيد دکتر علي شريعتي ادامه تحصيل داد وي از همان بدو طفوليت داراي اخلاقي نيکو و قلبي مهربان و برخوردي مودبانه داشت و بسيار خوش رفتار و صادق بود هنگام شروع انقلاب همگام با ملت غيور در پيشبرد انقلاب همکاري چشمگيري داشت و پس از پيروزي انقلاب و شروع جنگ تحميلي به عضويت مقاومت مسجد امام خميني درآمد و با فعاليت زياد در خدمت انقلاب بود و هنگامي که امام امت فرمودند که جبهه حق عليه باطل احتياج به جوانان فداکار دارد .پاسخ رهبر عزيز را لبيک گفته و جبهه رفتن را بر ادامه تحصيلاتش ترجيح داد و با رضايت والدينش در بسيج سپاه پاسداران کازرون ثبت نام به عمل آورده و مدت يک ماه در پادگان شهيد دستغيب مشغول آموزش و سپس رهسپار جبهه نور عليه ظلمت جهت روبرو با صداميان کافر گرديد . البته مدت شش ما متوالي در جبهه جنوب مشغول فعاليت بود که پس از چند روزي مرخصي به شهرش مجددا رهسپار جبهه کردستان گرديد و در اين جبهه نيز مدت 6 ماه با دشمن پليد در ستيز بوديم هنگامي که جهت ديدار خانواده اش از جبهه بر مي گشت روزها به فکر افراد ناتوان و شعيف بود به طوري که بيشتر اوقاتش صرف راه اندازي محل سکونت محرومان از قبيل سيم کشي ساختمان و کارهاي عمراني که از دستش بر مي آمد مي کرد و با دوستانش در انجام کار خيريه من جمله رنگ آميزي بعضي مساجد مي پرداخت . شبها مشتاقانه به بهشت زهرا رفته و در کنار قبر شهداء بسر مي برد و در قلبش با ارواح پاک به خون خفتگان راه حق و حقيقت سخن مي گفت و به لحظه آرزوي شهادت فکر مي نمود و تمام حرفش و گفتارش جز ديدار معبود چيزي نبود زيرا او عاشق شهادت بود زيرا او رهرو الله و فرمانبردار روح الله بود .آري ، او براي سومين بار اعزام جبهه جنوب گرديد و در حمله پيرومندانه والفجر دو شرکت کرد و از ناحيه دست چپ در اثر بر خود تير مجروح شد و مدتي در بيمارستان شهيد چمران شيراز بسر برد در اين مدت از اينکه نمي توانست در جبهه ها خدمت کند سخت در ؟؟؟ بود و بارها مي گفت با همين دست مجروح به جبهه مي روم و با دست سالمم گلوله هاي خمپاره نثار بعثيون کافر مي کنم او نتوانست دوري همرزمانش تحمل کند و با همين دست مجروح عازم جبه جنوب گرديد و پس از چندي چنان پنداشت که مي بايد عضو سپاه پاسداران شود و با علاقه اي به خصوص اين امر خير نيز لبيک گفت و به عضو سپاه اسلام ملحق گرديد البته دوره آموزشي سپاه در جبهه غرب هم زمان نبرد با مزدوران بعثي به مدت شش ماه ادامه داد و بعد از عمليات خيبر ماموريتش به پايان رسيد و مدتي نيز در سپاه پاسداران کازرون مشغول پاسداري بود ولي در اين مدت تاب و تحمل از ؟؟ بيرون رفته و مي گفت در جبهه ها به وجود ما بيشتر احتياج است در اين هنگام به جبهه جنوب عزيمت و پس از گذراندن چند آموزش هوائي در عمليات پيروزمندانه بدر شرکت کرده و بدرجه رفيع شهادت نائل آمد که هنوز جسد مطهرش پاسدار جبهه ها مي باشد علاقه اين شهيد مفقودالاثر به جبهه حق عليه ظلمت چنان بود که به هيچ وجه دلش نمي خواست بشهرش باز گردد و همين طور هم شد لذا در حال حاضر قبرش در قلب ما و روحش در کالبد ما مي دهد . راهش پر رهرو و روحش شاد باشد . والسلام
وصيت نامه عارف بيدار دل برادر شهيد مفقودالجسد عبدالاحد مسرور بسم الله الرحمن الرحيم اللهم اياك نعبدواياك نستعين خدايا تنها تو را مى پرستيم و ازتو يارى مى جوئيم انالله و انا اليه راجعون همه از اوئيم و به سوى او باز مى گرديم با سلام بر حضرت محمد (ص ) و با سلام بر حسين (ع ) و با سلام بر ابو الفضل و درود و سلام بر امام خمينى رهبر كبيرانقلاب وصيت خود را شروع مى كنم وصيت هر شهيد فى سبيل الله وصيت شهداى صدر اسلام است اشهدان لا اله الا لله جل جلاله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهدان عليا ولى الله شهادت مى دهم به يگانگى خداوند عزوجل و شهادت مى دهم كه محمد (ص ) فرستاده او و على جانشين محمد(ص ) است خدايا اى ستا رالعيوب و اى دوست هميشه ياور تو استجابت كننده الهى تو بخشنده اى و من بخشش پذير معبود ا تو قوى و من ضعيف پروردگارتو غنى هستى ومن فقير درگاه تو پس استجابت كن دعاى من گناهكار و ببخش آن كسى كه تو را مى خواند و غنى ساز آن كسى كه محتاج درگاه تو مى باشد و رحم كن بر ما بندگان ضعيف و ناتوانت كه هيچوقت نمى توانيم از زير قدرت تو فرار كنيم اى ارحم الراحمين خدايا وصيتى كه مى نويسم مى دانى كه خود بدان عمل نكرده ام ولى مى نويسم كه شايد كسان ديگر به اين گفته حقير عمل كنندخدايا اى پوشاننده عيبها ى بندگانت اى كسى كه روشنى دلها در دست تو و رحم و بخشش از صفات تو واى كسى كه قلم از نوشتن صفات تو عاجز مى ماند و تاب حركت ندارد نمى دانم چه بر روى كاغذ بياورم براين مردم چون خودشان همگى از من حقير فهميده تر ند و چه بنويسم كه خود بدان عمل كرده باشم خدايا از موقعى كه تو را در وجو د خود حس كردم و با دستانم قرآنت ر المس كرده و با چشمانم كلماتش را مشاهده نمودم انفجارى درمن رخ داد كه دل از دنيا بريدم و پا به دوزخ دنيوى تو كه همان جبهه هست گذاشتم بله عزيزان جبهه نمى شود به اين دنياى مادى و آرزوى پوچ كه به دوركعت نماز نمى ارزد گفت بلكه جبهه حق جائى است همانند برزخ اخروى كه دوستان مانند علما كنار يكديگر به سازندگى خود مى پردازد تا به معشوق خود برسند به الله مقدس و معصومين برسند به حسين (ع ) برسند بله همه تلاشهاى اين بچه ها درجبهه ها كه قبل از همه چيز خدا را در نظر گرفته اند و بعد حرم حسين عزيز كه عالم همه ديوانه اوست هدف خود قرار داده اند پس اى برادران عزيز و خواهران محترم مواظب باشيد كه برادران مخلص شما در جبهه هاى حق عليه باطل به ستيزه مشغولند و درهر لحظه كه از روزها مى گذرد مسئوليت شما سنگين تر مى شود بله آنها جان خود كه دراين دنيا بالاتر براى انسان نيست درراه خدا داده اند و اميدوارم كه خداوند همچنين كه جان دوستانم خريدارى كردو به وصال پاك خود متصل نمود جان اين حقير را هم در جبهه ها به لقاء خود وصل كرد چون كه مسئوليت خيلى زياد كه نمى شود حد آن ر اسنجيد دين اسلام و شهداو معلولين و مجروحين و اسرا روى دوش ما گذاشته ايد كه به خدا قسم من يكى تحمل اين مسئوليت ها را ندارم نيز از اين كه جان خودم را درمقابل اين همه بار سنگين فدا كنم پس اى خداى بزرگ من هر چه فكر كردم كه چگونه به اسلام تو خدمت كنم اين را فهميدم و اين را از شهدا آموختم كه خدمت به اسلام احتياج به خون دارد پس اگر خون من مقابل درگاهت هست آن را درجبهه ها بريز كه شايد زمين مطهر كربلاى خونين ايران كه اين گناهكار را پاك كند و به درياى خون پاك شهد ا متصل گرداند و باز متذكر مى شوم اى عزيزانى كه اين انقلاب را با يارى خدا به اينجا رسانده ايد موظفيد كه هميشه براى كوبيدن و مشت محكم به دهان ياوه گويان زدن شرق و غرب گوش به فرمان امام بزرگوارمان باشيد و به وحدت و يكپارچگى خود كه پر كردن سنگر جماعات و گوش ندادن به شايعات مى باشيد عمل كنيد كه خداوند را هميشه خوشحال مى كنيد و تا جائى كه مى توانيد بكوشيد كه اين انقلاب را به صاحب اصلى اش حضرت صاحب الزمان به يارى خدا تحويل دهيد شما خانواده عزيز اول از همه چيز مرا از هر بدى كه نسبت به شما انجام داده ام ببخشيد به خصوص شما حق ؟؟؟ هميشگى چه در اين دنيا پدرومادر عزيز و گرامى عزيزان خانواده شما هم مانند مردم درصحنه هاى انقلاب شركت كنيد كه دنيا روزى به پايان مى رسد و متذكر شو م كه اين وظيفه اصلى شما مى باشد واز شما مى خواهم كه اگر خواستيد براى من گريه كنيد اولا به ياد مظلوميت حسين (ع ) و اهل بيتش گريه كنيد و براى اين كه حسين درتمامى طول عمر ش مظلوم بود و مظلو م به شهادت رسيد گريه كنيد به خاطر ؟؟؟خداشايدبا گريه هاى شما خداوند مرا شهيد قبول گرداند و متذكر مى شوم كه سلام مرا به دوستانم برسانيد و به آنها بگوئيد كه اسلحه خونين شهدا برروى زمين افتاده و منتظر شما مى باشد از شما مى خواهم كه با نام عبدالاحد برروى سنگ قبرم و در بهشت زهرا به خاك بسپاريد خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگه دار عبدالاحد مسرور