بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد محمدرضا نعمت الهي
در سالي که قيام خرداد آن را زينت مي داد محمدرضا در شب سرد زمستاني گرما بخش خانه اي مي شود که صفا وصميميت در آن موج مي زند.او که بعد از چهار فرزند دختر اولين پسري بود که خداوند به آنها هديه مي داد وبا توجه به شرايط آن زمان که پسرها از محبوبيت بيشتري برخوردار بودند در خانواده خيلي عزيز شمرده مي شوند با پيشنهاد مادر نام وي را محمدرضا مي گذارند چون هم نام زيبايي بود وهم ياد وخاطره دايي اش رضا را که تازه از بين آنها رفته بود زنده نگه مي داشت.محمدرضا تا شش ماه بعد ازتولد بي قراري مي کند وبعد از بارها مراجعه به پزشک واستفاده از داروهاي گياهي روز به روز بهتر مي شود وبه جهت شفا يافتنش تا ده سال در ماه محرم لباس سياه به تنش مي پوشيدند وي زير سايه پدري کارگر وزحمتکش ودامن مادري مهربان رشد وپرورش مي يابد وبعد از اين که جوانه هاي يادگيري در وجودش رشد پيدا مي کند براي کسب تحصيل راهي مدرسه ابتدايي دکتر مهدي حميدي(سابق)سيد جمال حسيني(فعلي)مي شود بعد از طي دوران راهنمايي وارد دبيرستان مي شود ودر دوران دبيرستان بعد از اين که در امتحان نيروي هوايي قبول مي شود مدرسه را رها مي کند ومدتي را در تيپ 55هوابرد آموزش چتر بازي را فرا مي گيرد ولي به عللي به ارسنجان باز مي گردد تا ادامه تحصيل دهد.با آغاز جنگ محمدرضا که روحيه اي بسيجي داشت براي رفتن به جبهه سراز پا نمي شناسد وعازم مناطق جنگي مي شود ودر صوفوف رزمندگان افتخار آفرين اسلام قرار مي گيرد ودر عمليات بيت المقدس با شهدايي چون عبدالرضا حسن شاهي وجعفر حسن شاهي در آزاد سازي خرمشهر شرکت داشته است بعد از برگشت به خانه به او مي گويند که براي رفتن به خدمت مقدس سربازي تو را خواسته اند به همين دليل به سپاه مراجعه مي کند ودر آنجا يک تعهد 5ساله مي دهد که در سپاه بماند وهمان جا خدمت کند تا جزء سربازي او نيز محسوب شود در اين مدت سعادت پيدا مي کند تا مدت يک سال ونيم به عنوان نگهبان بيت امام در جماران در محضر امام به خدمت مشغول باشد که خود از اين موضوع هميشه با افتخار ياد مي کرد.وي براي کامل شدن دين خود واين موضوع که پدرومادرش آرزوي ديدن او را در لباس دامادي داشتند در تاريخ 21/ 1/ 1365ازدواج مي کند ولي از آنجا که شور وشيفتگي رزم وحضور در جبهه او را آرام نمي گذارد چند روز بيشتر نگذشته راهسپار ديار عشق مي شود وعضو گروه اطلاعات عمليات تيپ المهدي مي شود ودر آنجا آموزش غواصيرا فرا مي گيرد.محمدرضا نهال سبز قامت جبهه وجهاد که در چشمه زلال صداقت وصلابت ريشه گرفته بود وشعله هاي مشعل عشق براعماق جانش مي تابيد در عمليات کربلاي 4در تاريخ 4/ 10/ 1365 بعد از خداحافظي از برادرش همراه با گروهي از رزمندگان با پوشيدن لباس غواصي وارد اروند رود مي شوند وجنازه مطهرش بعد از ده سال دوري به زادگاهش ارسنجان باز ميگردد ودر گلزار شهداي اين شهرستان به خاک سپرده مي شود.روحش شاد ويادش گرامي باد