بسم رب الشهداء والصديقين
سرباز شهید حیدر طاهری در سال 1341 در روستای سیمکان قنقری بوانات فارس در خانواده ای مستضعف متولد شد او چهارمین فرزند خانواده بود که از همان کودکی آثار شهامت و از خود گذشتگی در رفتارش نمایان بود بسیار متواضع خوش اخلاق و رئوف بود همین اخلاق خوب او بود که ما بین چند فرزند خانواده مورد توجه بیشتر پدر و مادر و برادران و خواهران قرار گرفته بود شهید در سن شش سالگی جهت شروع تحصیلات ابتدایی وارد دبستان سیمکان شد پس از اتمام تحصیلات اولیه در سال 1352 با برادرانش جهت امرار معاش به اصفهان مهاجرت کرد قابل توجه است که شهید حیدر طاهری بعلت فقر خانوادگی روزها در یک شرکت مهندسی بنام دپال مشغول بکار شد و شبانه تحصیلات خویش را در مدرسه راهنمایی حجتيه کورش سابق ادامه داد. وی لحظه ای از تلاش و کوشش دست بر نداشت و در شرکت صنایع آلومینیوم سازی را یاد گرفته و مورد تشویق شرکت مذکور قرار گرفت و در سال 1355 جهت انجام مأموریت طی نامه ای از طرف شرکت دپال به شیراز در شرکت تهران آلومینیوم معرفی گردید و پس از دوسال که صادقانه در این کشور به کار خویش ادامه داد در همانسال نیز از این شرکت جهت انجام مأموریتی به شهرستان بوشهر رهسپار شد و این مأموریت را نیز به نحو احسن و با روش خدا پسندانه بپایان رسانید و سپس در حالی که میتوان گفت دیگر نقطه ابهامی از نظر ساختن آلومینیوم برای ایشان باقی نمانده بود و بر تمام فنون مذکور مهارت خاصی داشت وی در آذرماه 1357 به اصفهان بازگشت و چون این ایام مصادف با شروع نهضت عظیم انقلاب اسلامی ایران برهبری قائد اعظم امام خمینی بود ایشان با فعاليتی چشم گیر در جلسات قرآن که همراه با بحث های سیاسی و ایدئولوژی اسلامی بود شرکت می نمود و هنگام صدور اعلامیه های امام فداکارانه پیامهای امام را به نحوی که ممکن بود بين مردم مسلمان شهر اصفهان پخش می نمود درکلیه تظاهرات و راهپیمائیها شرکت می کرد تا اینکه خداوند نعمت بزرگ پیروزی انقلاب و ورود امام عزیزمان خمینی بت شکن را بما عنایت فرمودند و سپس دوباره بمدت دو سال با پشتکاری عجیب و علاقه زیاد به کار خود در صنایع آلومینیوم اصفهان ادامه داد در همین هنگام بود که تصمیم به ازدواج با دختری پاکدامن از خانواده روحانی گرفت و پس از تماس با خانواده ایشان قرار بر این شد که پس از اتمام خدمت مقدس سربازی با وی ازدواج نماید. در تاریخ 15/4/1360 جهت انجام این وطیفه مهم به پادگان آموزشی جهرم اعزام شد و بعد از طی دوره آموزشی به گردان ضربت شهرستان مرودشت منتقل شد که قبل از حمله پیروزمندانه آزادی خونین شهر به جبهه حق علیه باطل اعزام گردید و مدت دو ماه در جبهه بود و در عملیات آزادی خرمشهر شرکت کرد و در این حمله بعلت اصابت ترکش خمپاره به ناحیه پهلو مجروح شد پس از مداوا و بهبود بلافاصله مستقیماً جهت مقابله بادشمنان اسلامی به منطقه کردستان اعزام شد و پس از مدت یکماه برای مرخصی چند روزه ای به زادگاه خویش سیمکان بازگشت و سپس جهت ادامه جهاد در راه خدا در تاریخ 22/12/1361 به جبهه خرمشهر قسمت اروند رود عزیمت و در گردان 307 رزمی حجت ابن الحسن مشغول به ادامه نبرد با مزدوران بعثی و نوکران حلقه به گوش شرق و غرب پرداخت و از آنجا که این عاشق صدیق حق و این پروانه شمع وجود امام لایق دریافت درجه شهادت بود سرانجام خداوند متعال این توفیق عظیم را در تاریخ 15/1/1362 بایشان اعطاء فرمود و او نیز همچون مرغان سبکبال بسوی جوار حق تعالی شتافت تا همیشه زنده بماند و در نزد پروردگار روزی بخورسد. روح بزرگش شاد و راهش پر رهرو باد.