کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
01:26
علاءالدین حسین بانشی

علاءالدین حسین بانشی

فرزند الیاس

تاریخ تولد
1347/10/15
تاریخ شهادت
1364/11/21
محل شهادت
فاو عراق
محل تولد
فارس - سپیدان - بیضا - بانش
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
فرمانده گردان
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسمه تعالی
زندگینامه شهید علاءالدین حسین بانشی : شهید علاءالدین حسین بانشی در تاریخ 15/10/1347 در روستای بانش از توابع بخش بیضاء در خانواده ای مذهبی و معتقد به نظام و جمهوری اسلامی دیده به جهان گشود در سن هفت سالگی پا به عرصه علم و هنر نهاد و مقاطع ابتدایی را تا دوره پنج ساله آن در همان روستا بانش سپری کردند و در دوره راهنمایی را تمام کرده اند و به حوزه امام صادق مرودشت روانه شدند و در حدود دو ساله حوزه بودند که دعوت امام و عشقی که به امام و نظام جمهوری اسلامی دعوت داشتند دعوت امام را لبیک گفتند که دو بار به جبهه های حق علیه باطل شتافتند . که بار اول سه ماه بودند که شهید مرخصی کردند و بعد از چند ماه به اتفاق پدر رزمنده اش به جبهه ها مجدداً رفته اند که در عملیات فاو از ناحیه گردن بر اثر تیر کالیبر مستقیم مورد اصابت نیروهای بعثی صدام قرار گرفته و شربت شهادت را در تاریخ 21/11/1364 نوشیدند و به لقاء اله پیوستند آرامگاه شهید در گلزار شهدای روستای بانش می باشد . روحشان شاد .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد علاء الدين حسين بانشي . و من القرآن الکريم . و اعتصموا بحبل الله جميعاً و لا تفرقوا . به ريسمان الهي چنگ زنيد و متفرق نشويد . با سلام به رهبر کبير انقلاب اسلامي ايران و سلام و تهنيت بر تمام شهداي اسلام مخصوصاً شهداي مظلوم ايران همچون بهشتي ها رجايي ها و باهنرها و سلام و تهنيت به سرور شهيدان ابا عبدالله که دين اسلام را با نثار خون خود و يارانش پايبنده کرد و ما الان راه او را ادامه مي دهيم . باري اگر خداي بزرگ لطفي کرد به اين بنده حقير و شهيد شدم و مرا در روز پنجشنبه در کنار شهيد عبدالله و بانشي به خاک بسپاريد و جسد مرا چند لحظه اي در حوزه علميه مرودشت نگه داريد و سپس به بانش تشييع کنيد اينجانب از پدر بزرگوارم طلب بخشش مي کنم و اميدوارم که از اين بنده حقير راضي باشد و راه من را ادامه بدهد و نگذارند که اسلحه من به زمين بيفتد و از او مي خواهم که چون حسين عليه السلام که خون خود را نثار دين اسلام کرد از اسلام دفاع کند و از برادرانم مي خواهم که راه مرا ادامه دهند و از مکتب قرآن جدا نشوند و هميشه از امام پيروي کنند و او را تنها نگذارند و از مادر بزرگوارم ميخواهم که مرا ببخشد و شيرش را بر من حلال کند و از خواهرانم مي خواهم که از مکتب زهرا جدا نشده و از امت قهرمان پرور ايران مي خواهم که امام را تنها نگذارند و هميشه به حرفهاي او گوش دهند . ملت قهرمان پرور ايران 1. هرگز از رهبر کبير انقلاب اسلامي جدا نشده و به رهنمودها و پيامهاي آن بزرگ مرجع تقليد گوش فرا دهند و که سعادت و خوشبختي آنها اطاعت از ولي امر که همانا امام خميني است مي بوده باشد . 2. شهيدان مي روند و جان خود را نثار انقلاب اسلامي مي کنند و شما مردم بايد راه آنها را ادامه دهيد تا پيروزي کامل بر مستکبران و ابر قدرتهاي جهان به اميد پيروزي 16/2/64 در پايان از پدر بزرگوارم مي خواهم که برادرم محمد را بفرستد در حوزه تا درسش را بخواند . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار . والسلام عليکم و رحمت الله و برکات . امت حزب الله هرگز از روحانيت مبارز جدا نشويد . به گفته امام اگر روحانيون نبودند ما الان از اسلام چيزي نداشتيم .