کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
13:12
عبدالحمید مویدی

عبدالحمید مویدی

فرزند براتعلی

تاریخ تولد
1340/08/01
تاریخ شهادت
1364/12/22
محل شهادت
اروندرود
محل تولد
فارس - سپیدان - سوه یا سیبویه
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد عبدالحميد مؤيدي : شهيد عبدالحميد مؤيدي در سال 1340 به شماره شناسنامه 6 در روستاي سيبويه ديده به جهان گشود در سن هفت سالگي به مدرسه روستاي سيبويه در مقطع ابتدايي گذراندند و مقطع راهنمايي را در روستاي همجوار خودشان به نام جعفرآباد به اتمام رساندند و دبيرستان را به خاطر نبودن مقطع دبيرستان در منطقه بيضاء به شيراز در دبيرستان سيد جمال الدين اسد آبادي را تا پايه سوم دبيرستان طي کردند در رشته طبيعي ( رشته علوم تجربي ) به اتمام رساندند و به خاطر شور و شوقي که به نظام و مقام رهبري داشتند پس از گذراندن دوره دو ساله مقدس سربازي که در نيروي انتظامي بودند و در اين دو سال چندين بار اعزام به جبهه هاي حق عليه باطل و امام راحل و نظام مقدس جمهوري اسلامي و اداي ديني که نسبت به خود و تکليف جهاد که هر انسان موظف به انجام تکليف الهي مي باشد شدند و بعد از انجام خدمت همين امر باعث شد که اين وظيفه را در خود حس کند که براي دفاع از دين و اسلام و دفاع از ناموس اسلامي اداي دين کنند و در مدتي که از سربازي برگشتند به عنوان رئيس شوراي محل به عنوان فردي تحصيل کرده و انقلابي در جهت پيشبرد اهداف انقلاب در روستاها که مشغول به انجام امور روستا از قبيل ساخت مسجد و مدرسه روستا شدند و به عنوان فردي لايق و شايسته مردم روستا او را مورد تمجيد و قدرداني قرار مي دادند و در تاريخ 15/12/1364 اعزام به جبهه گرديدند و با اعزام به جبهه هاي جنوب در منطقه اروندکنار در عمليات والفجر 8 در تاريخ 22/12/1364 بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحيه گردن به درجه رفيع شهادت نائل گرديدند و آرامگاه شهيد در گلزار شهداي روستاي سيبويه مي باشد روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد بزرگوار عبدالحميد مويدي
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار شايد امشب آخرين شب و فردا اولين روز زندگيم باشد خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار تو انسان را دعوت به خويش مي کني. و دعوت به رفع ظلم و ستم و مبارزه با تمام پليديها تو انسان را به نيکيها و سپيديها دعوت مي کني.جهاد در راه و مسيري که هر هرگز در آن سياهي نيست بلکه چه بسا نور منوري است که هرگز خاموش شدني نيست و بس.پروردگارا اکنون اسلام در مقابل کفار است و مابايد به پا خيزيم و با خونهاي خود صحنه هاي کربلا را زنده سازيم آري اکنون که به فرمان تو از سوي فرزندان خدا پيري درد کشيده اينان از جامعه بر خاسته و به سوي جبهه جنوب حرکت خواهم کرد پس بارالها تو را سوگندت مي دهم به يگانه مهربان و يگانه دلاور و فقيه امام خميني رحمه الله عليه ما را موفق و مويد به نابودي دشمنان اسلام بگردان الهي آمين يا رب.اي امت عزيز اسلام به شکرانه اينکه دشمنان ه بيغوله هاي خود خزيده اند و به شکرانه اينکه احکام اسلامي در اين سرزمين مستقر شده است و ظواهر فريبنده غربي و غرب زدگي محو گرديده و بشکرانه برگشت حجاب و دفع بي عفتي هميشه در صحنه حاضر باشيد و نگذاريد خداي نخواسته اين انقلاب رنگ خود را ببازد.اي مادران شهيد اشک خود را از ديد دشمنان مخفي داريد زيرا منافقان از اشک هاي شما محملي براي تبليغات پليد خودمي سازند.هرفردي به وظيفه و مسئوليت و توانائي خود عمل کند.کارگر در کارخانه کشاورز در مزرعه محصل در مدرسه و رزمنده در جبهه همگي با هم دست وحدت و جامعه عمل پوشيده تا راهبر اهداف عاليه اسلام باشيم همچنان سالار شهيدان حسين مي فرمايد:زندگي نامه شهيد بزرگوار عبارت است از عقيده و دفاع از عقيده.اين سخن را به زبان جاري مي سازد.کسي که سعادتو ايثار و جان بازي در راه خداي سبحان سعادتي براي ايشان گرديد پس ما که شيعه او هستيم بايد او را ملاک و الگوي خود قرار دهيم.تا همچون ايشان رستگار شويم و به سوي ابديت دست يابيم.پدرجان از اينکه کوشيدي و به من و زندگيم سر و سامان دادي تا در کنار خانواده بتوانم امور راحتي را پيش بگيرم کمال تشکر و در حضور شما شرمنده ام و هيچگاه نتوانستم اندکي از مسئوليتهاي بزرگي که بر گردنم محول ده اداء نمايم چه بسا از بزرگي خود عنوان عضو و بخشش را قرار بده و همچنين اين راهي است که سرور آزادگان به ما آموخته اسن اين فرزند تو نبودم بلکه امانتي در اختيار تو بودم من در زندگي نامه شهيد بزرگوار چيزي نداشتم آن اندک قليلي که نزد اقوام هست که انشاالله صرف خيريه مسجد از نظر بنايش شود.خواهر و برادر خميني رحمه الله عليه از راه دور هم اکنون که در عرصه زندگي نامه شهيد بزرگوار جديد پا مي گذارم اميد است در اين بار خوشبخت و ناراحت نشده مبادا ؟؟؟را به پا نمايد تا دشمنان دام خود را پهن کرده و شکار خود را صيد مي نمايند مسئوليد اي برادر که در اين قبال که وظيفه شرعي مي باشد جبهه عزيمت و دفاع از حيثيت و برادري اسلام عزيز را نمائيد و همچنين باعرض بخشش از شما کانون خانواده و به شما تبريک و شاد باش مي گويم.دوستان پس از سلام هم اکنون که من درد دوران انقلاب ايد.عقيدتان بر اينم بود تا شايد از يک طريقي وظيفه و مسئوليتي را که اسلام عزيز بر دوش ما گذاشته ايفا نمايم و يا از طريق مال و منال باشد حال که راهي جبهه شدم تا جان خرد را با دين خود معامله نمايم اميد است توفيق يافته و شما راهم پيرو ادامه اين راه باشيد اقوام من من اميدوارم خداوند زحمات و محبت و التفاي شما را که نسبت به منتا جان ابراز نموده ايد مورد بخشش قرار داده کما اينکه در قبال زحمات و محبتهاي بي دريغ شما که در عناب مادر نقش مادري براي مي نموديد گام مثبتي برايتان بر نداشته و شرمنده و روسياهم.ضمن خداحافظي با پدر برادران خواهران اقوام دوستان و از يکايک محل از هر کوچک و بزرگ شما را به خداي يکتا مي سپارم با آرزوي طول عمر امام عزيز و فقيه عالقدر و پيروزي رزمندگان به اميد تحقق بخشيدن به اهداف و آرمانهاي عاليه اسلام والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار.