بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید ناصر امانی: برادر ناصر امانی به سال 1345 در گراش در خانواده ای مذهبی و متدین و اصیل دیده به جهان گشود از کوچکی آثار نجابت و وارستگی و صداقت در چهره اش موج می زد در تحت سرپرستی و تربیت پدر و مادر خویش پرورش یافت به سن هفت سالگی به دبستان رفت و دوره ینج ساله را به پایان رساند . کم کم بزرگ شد و به سن نوجوانی رسید در کنار رشد جسمی و بدنی اش روح و بینش او هم رشد کرد و بارور شد به حدی که حس مذهبی و روحیه ی اسلام خواهی و ایثارگری و دفاع از اسلام و مبارزه با دشمنان انقلاب در باطن او عجین گشت و روز بهروز آشکارتر می شد از بینش و آگاهی فوق العاده ای نسبت به مسائل سیاسی و انقلابی برخوردار بود در سایه ی همین روحیه آرمان خواهی و اعتقادی و بینش خداگونه بود که تکلیف و راه خود را شناخت و با جان و دل در راه مستقیم و طریق صحیح آن قرار گرفت . با تشکیل ارتش بیست میلیونی و بسیج مردمی در گراش بی درنگ در آن نهاد سیاسی رزمی ثبت نام کرد و به عضویت پایگاه مقاومت مسجد سید الشهدا (ع) در آمد به خاطر شدت علاقه و محبتش به اسلام و انقلاب اسلامی شبانه روز در سنگر پایگاه به فعالیت و تبلیغ و خدمت و حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی مشغول بود با وجود این که از نظر سنی در سنین اولیه عمر خود و در حد نوجوان بود عشق به جبهه و شوق به مبارزه با صدامیان سرتاسر وجودش را احاطه کرده بود و شب و روز در پی فرصتی بود که مرغ دلش را به سوی گلستان جبهه پرواز دهد به هر طریقی که برایش امکان داشت از کانال سپاه گراش خود را به جبهه رساند از آنجایی که طعم شیرین و گوارای حضور در جبهه و نبرد با دشمنان اسلام و حال و هوای روحانی و معنوی آنجا را با جان و دل احساس کرده بود تا پایان عمرش جبهه را رها نکرد و بیش از ده بار به جبهه های نبرد اعزام شد به حدی که بعد از اتمام دوره سه ماهه ماموریت در جبهه و همین که تسویه حساب می گرفت بی درنگ بعد از مختصر اقامتی در گراش دوباره اعزام می شد جایش در جبهه در لشکر 19 فجر واحد اطلاعات و عملیات بود و در بین رزمندگان واحد به زرنگی و دلیری و پرکاری مشهور بود از نظر اخلاق و رفتار شخصی ساکت و آرام و وارسته ای بود که با خلوت خود با خدا راز و نیاز و مناجات می کرد و آنقدر مانوس و دم خور و یکدل با جبهه شده بود که به عنوان پاسدار دائم در واحد اطلاعات و عملیات پذیرفته شد در اطلاعات و شناسایی مواضع دشمن مهارت عجیبی داشت و در مأموریت های خطرناک و مرگ آفرین جانانه شرکت می کرد سرانجام در تاریخ 12/12/1363 در جبهه سومار در حین مأموریتی خطرناک به خیل مفقودین انقلاب اسلامی پیوست و پس از چندی با تلاش گروه تفحص پیکر پاکش پیدا و به زادگاه خود شهرستان گراش انتقال داده و در میان ناله و اندوه مشتاقان به خاک سپرده شد . روحش شاد و یادش گرامی باد.