بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید ناصر عظیمی : شهید وارسته ناصر عظیمی در اوایل شهریور 1345 دیده به جهان گشود و در خانواده ای مؤمن و مقید به اسلام و ارادتمند به اهل بیت(ع) تربیت یافت در دبستان هرمزی گراش ثبت نام کرد و دوران پنج ساله ابتدایی را با موفقیت سپری کرد و وارد مدرسه راهنمایی ابدی شد ورود او به مقطع راهنمایی مصادف بود با پیروزی انقلاب اسلامی در ایان و اوج نهضت خونبار مردم مسلمان ایران که همین پیروزی و نهضت انقلاب اسلامی موجب ساخته شدن شخصیت او گردید و در روح و روان انقلابی و خروشان او تأثیر فوق العاده و به سزایی گذاشت این فصل توام با فعالیت های سیاسی او در انجمن های اسلامی مدرسه بود او در انجمن اسلامی وحدت عضو گردید و شبانه روز به فعالیت می پرداخت عضویت و در انجمن اسلامی وحدت سرفصل تازه و تولد جدیدی برای او بود تا بتواند خود را به خودسازی کمال برساند و خود را برای جهاد و مبارزه و فعالیت های گسترده تری آماده سازد او با نشر مقالات روزنامه های دیواری در سنگر مدرسه شعار نویسی نشر اعلامیه در بین مردم و بالاخره انتشار هفته نامه های وحدت فعالیت های خود را در مقطع راهنمایی به اوج خود رسانید این دوران پر رنج و طاقت فرسا و پر زحمت را پشت سرگذراند و وارد دبیرستان شد فضای دبیرستان برای او فضایی بارتر بود تا بتواند واقعیات انقلاب و حقیق اسلام را درک کند و خطوط انحرافی و افکار التقاطی آن روز را بشناسد دبیرستان حاجی پور یادآور و خاطره های تلخ و شیرینی برای او بود اندیشه ای ژرف و هدفی مقدس در سر داشت و به دور از گره و گروه و باند و حزب و دسته که بر فضای انقلابی آن روز حکمفرما بود خالصانه و ابوذروار به فعالیت های خود ادامه می داد زمانی که وارد دبیرستان شد روح کنجکاو و حساس و تیزبین او سبب شد که مسایل و رخدادها و حوادث را عمیقاً بررسی کند و خطوط پر زرق و برق و میان تهی گروهک ها را بشناسد و از آن میانه به خاطر ایمان و درک و تقوایی که در وجود او نهفته بود خط اصیل و حسین گونه حضرت امام را برگزید همین پذیرفتن خط اصیل حضرت امام باعث شد جهش تازه و فصل جدیدی از مبارزه و جهاد فرهنگی به روی او گشوده شود در آن زمانی که گروهک های سیاسی افکار زهر آلود و مسموم خود را به ذهن و فکر و روان جوانان و نوجوانان ما مخفیانه تزریق می کردند در آن فضایی که جو اجتماعی متوجه مسایل گروهک گرایی بود مشکل بود برای نوجوانی که سری در این مسایل وارد و با فعالیت های فرهنگی و انقلابی در ارتباط است بتواند از این دام و تزریقات مسموم و زهرآلود سالم و سرافراز بر علیه آنها قیام کند او از همان آغاز دریافته بود که نباید به گروهک های وابسته فرصت و زمینه عمل داد و از همان ابتدا با درایت و شناختی که داشت تمام تلاش و کوشش خود را بر این قرار داد که خطوط باطل و افکار زهرآلود آنها را به دیگران بشناساند در همین راستا بود که مبارزه ای مستمر و طاقت فرسا را پیش گرفت که بارها منجر به درگیری و شکایات فراوان گشت اما او چون کوه در مقابل آن خار و خاشاک های آلوده ایستادگی کرد در تداوم همین طرز فکر و مبارزه ی خستگی ناپذیر بود که دوباره در سنگر دبیرستان دست به قلم برد و نشریه ها را نوشت نشریه هایی چون نشریه ی وحدت پیام دانش آموزد دهقان و ... و ده ها نشریه های دیگر او در آن هنگام بیش از 15 سال نداشت مقطع راهنمایی و دبیرستان با تمام زیر و بم هایش در حقیقت برای او مقدمه و تجربه ای بود برای رسیدن و آماده شدن به هدف اصلی و مبارزه واقعی چه این که او در آن چند سال در تب و تاب حوادث انقلاب دست و پنجه نرم کردن با جریانات انحرافی و اطلاع و آگاهی به نکات ریز و مکارانه تبلیغات گروهک ها با تمام فوت و فن های مبارزه و پیچ و خم های جهاد و ستیز با دشمنان اسلام کاملاً آزموده و مملو از تجربه و شناخت شده بود و با صلابت و قاطعیت همچون کوه آب دیده و استوار گشت هدف اصلی و مبارزه واقعی خود را در رفتن به جبهه دید و واقعاً خود را برای مقابله ای بزرگتر و سینه ای وسیع تر آماده کرده بود تا این که برای اولین بار در زمستان سال 1360 عازم جبهه شد و در پادگان آموزشی کازرون فنون جنگی و آداب مبارزه آموخت بیش از 15 سال نداشت اما شخصیت و هیبت و شناخت مرد 40 ساله ای را داشت که سال های متمادی بود در گرداب حوادث و وقایع مبارزه و جهاد آب دیده و پر تجربه گشته است این اعزام سرآغاز هجرتش بود تا پایان عمرش و لحظه ای جبهه را رها نکرد این که از زمانی پایه فضای مقدس جبهه گذاشت بیش از سه سال در آن وادی تا پایان عمرش با تمام گرمی ها و سختی های طاقت فرسای آن ساخت هر بار بعد از دو سه ماه در جبهه فقط کمتر از یک هفته برای مرخصی به گراش می آمد آن هم چند روزی که در گراش بود آسوده و راحت نمی نشست و برای جبهه نیروی پر کار و فعال جمع آوری می کرد و با خود می برد در طول چند سالی که تماماً در جبهه بود در گردان های رزمی و پشتیبانی المهدی و امام سجاد(ع) انجام وظیفه کرد و به سبک مهارت های رزمی و آمادگی های دفاعی و نظامی پرداخت تا این که سرانجام به واحد پر افتخار اطلاعات و عملیات لشکر 19 فجر ملحق شد در این واحد بود که خلاقیت های شگرف و رشادت های تحسین آفرین و استعداد های خارق العاده رزمی و اطلاعاتی و شناسایی را از خود بروز داد و پس از اندک زمانی به صف نیروهای بسیار کار آمد برای کارهای اطلاعاتی در آمد و به عنوان فرمانده گروهای اطلاعاتی و شناسایی معرفی گردید این شخصیت نابغه در عملیاتی همچون بیت المقدس ، فتح المبین ، طریقه القدس ، والفجر 1و2 و عملیات های کوچک دیگری در غرب و جنوب کشور شرکت جس و کتاب زرین و پر افتخار هشت سال مقدس را از ایثارها و فداکاری ها و تلاش های خود درخشان و منور ساخت . سرانجام در سحرگاه بیستم تیرماه سال 1364 پس از این که گردان رزمی لشکر را در راهی که بارها قبل از عملیات پیموده بود راهنمایی کرد و رزمندگان را به خط مقدم دشمن رسانید در بازگشت خود نیز مفقود شد و برگ زرینی از افتخارات و شجاعت و جهاد و کمال و ایثار را بر جایی گذاشت . روحش شاد و یادش گرامی باد .