کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
09:11
محمدعلی زارعی

محمدعلی زارعی

فرزند حسین

تاریخ تولد
1344/02/20
تاریخ شهادت
1362/05/01
محل شهادت
حاج عمران
محل تولد
فارس - شیراز
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد محمد علي زارعي . شهيد محمد علي زارعي در سال 1344 در روستاي بنجير از توابع شهرستان خرامه و از توابع استان فارس در خانواده اي کشاورز ديده به جهان گشود . نام پدر و مادرشان حسين و صاحب جان بود و آنان 7 فرزند داشتند که شهيد آخرين فرزند خانواده بود دوران کودکي را در روستاي بنجير گذراند و دوران ابتدايي را در همان روستاي بنجير به پايان رسانيد و دوران راهنمايي را در مدرسه شهيد بهشتي خرامه بودند و دوران دبيرستان را در مجتمع آموزشي شهيد مطهري آب باريک اکبرآباد پشت سر گذاشتند که همزمان با تحصيل در تظاهرات و راهپيمايي ها شرکت مي کردند . ايشان هنوز تحصيلات دوران متوسطه را به پايان نرسانده بود که از طرف بسيج دوره مقدماتي آموزشي را گذراند و به منطقه حاج عمران براي خدمت اعزام شد که پس از پنج بار رفت و برگشت در آخرين اعزام در منطقه حاج عمران در تاريخ 1/5/1362 بر اثر اصابت ترکش به بدن به درجه رفيع شهادت نايل گرديد که بعد از انتقال به بنياد شهيد شيراز و بعد به خرامه با استقبال مردم شهيد پرور خرامه در گلزار شهداي روستاي بنجير در امامزاده صالح به خاک سپرده شد و پدر ايشان هم از همان کودکي فوت کرده بود و مادرش هم اکنون در قيد حيات نمي باشد . از خصوصيات اخلاقي ايشان فردي بسيار مؤدب و مقيد به احکام دين بود و همواره به گفته ها و فرمان هاي امام مقيد بود و از همان کودکي با ديگر پسرهايي که در خانواده بودند فرق مي کرد و هميشه سعي مي کرد که نسبت به ديگران فرقي داشته باشد . روحش شاد و يادش گرامي باد . والسلام.
بسم ا لله الرحمن الرحيم
ولنبلونكم بشي‌من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات وبشرالصابرين الذين اذا اصابتهم مصيبه قالو انا لله وانا اليه راجعون (قرآن كريم )
اللهم اجعل محياى محيا محمدوآل محمد ومماتى ممات محمد وآل محمد (زيارت عاشورا )
كشته بشويم تكليف را عمل كرده بكشيم هم تكليف را عمل كرده ايم (امام خمينى )
بنام الله آرامش دهنده قلبها وبادرود برپيامبرخدا وايمه اطهار وسلام بر ساحت مقدس حضرت مهدى (عج) بادرود به رهبر كبيرانقلاب اسلامى ايران ابراهيم زمان بت شكن قرن معلم جهاد ومبارزه صلح وصفايى فرمانده كل قوا امام خمينى كه باندايش به رزمندگان نيرو مى بخشد بادرود وسلام برروان پاك شهدا اسلام ازحمزه شهيد عموى نبى اكرم تا حمزه انقلاب خونبار ايران شهيد مظلوم بهشتى بار پروردگارا بنده كه نه مالى ونه چيزى دارم كه درراه تو فداكنم تنها چيزى كه دارم جانم است كه ازتومى خواهم كه ازمن قبول كنى تا جانم فداى راهت كنم هرچند كه اينجانب هم ارزشى به درگاه توندارم ازاين روعازم جبهه اين دانشگاهى كه معلم آن يكى ازاوليايت است مى شوم به اميد اينكه دركنكور اين دانشگاه قبول شوم واين حقير را بپذير ى بارخدايا هم اكنون كه عازم جبهه هستم نمى دانم كه آيا وجه تو نصيبم مى شوديعنى اينكه نظرم به وجه تو مى افتد يا اينكه نااميدم مى كنى بارالهااين چهارمين وصيت نامه اى است كه مى نويسم اما چه كنم كه گناهانم نگذاشت كه دردفعات قبل به ديدار دوستانى بروم كه آنها ازبس كه ازخوف توگريه كرده بودند چشمهايشان نابينا شده وبود وشكم هايشان چنان لاغر شده بود كه به پشتشان چسبيده بود يعنى اينكه براى نزديكى براى تو روزه گرفته بودند اما چه كنم كه من نه تنها كارى نكرده ام بلكه گناهان فراوان هم كرده ام به اين اميد كه با اين قدم كه برمى دارم مرابيامرزى اى واى چقدر دلم تنگ شده براى آنها چه عزيزانى بودندآيا مى شود كه با آنها محشور شوم خداوندا حجاب هايى كه باعث اين شده كه بين اين بنده حقير باتودورى‌افتاده ازميان بردار تا اينكه اين فراق ازبين رود خداوندا بزرگترين حجابى كه بين من وتوست همين خود من است همين هواى نفسانى من است خداوندا مرا چنان كن كه ازخود ببرم وبه تو بپيوندم خداوندا به وحدانيت خودت قسم ياد مى كنم كه اين كار كه شروع كردم فقط براى رضاى توهست اى حسين جان دراين حال كه بسوى حرم تو حركت كرده ام به خاطر ريا وچيزهاى مادى نيست فقط براى اين است كه بتوانم جبران يك عمر غفلت را كنم وبه نداى فرزند عزيزت خمينى كبير گويم چون اين با رخجالت مى كشم كه وصيت نامه بنويسم مى خواستم كه اگر توفيقى هم حاصل شد گمنام‌باشم اما تكليف است ازاين روخلاصه مى گويم اى امت خروشان حزب الله چند سفارش دارم كه بطور خلاصه بيان مى كنم 1- امام را تنهانگذاريد 2- جنگ را فراموش نكنيد 3- سلاح اصلى خود را زمين نگذاريد يعنى دعاها را فراموش نكنيد 4- دشمن داخلى هميشه درحال توطئه است واين هم درزير ماسك كمك به روستاييان است والله كه دشمن خارجى هيچ خطرى ندار د هرخطرى كه باشد ازطرف همين منافقين داخلى است 5- اى برادران كشاورز به جان امام كه جبهه شما مهمتر ازتمام جبهه هاست شما بايد اين جبهه راتقويت كنيدتا اينكه رزمندگانمان جبهه جنگ را . واى مادرغم پرور م من خودمى دانم كه تو با چه رنج وزحمتى مراتربيت كرده وبه اين سن رسانده اى چون توهم مادرم بودى وهم عوض پدرم بودى ازتو خواهش مى كنم كه مرا عفو كنى وحلالم كن كه نتوانستم جبران زحمات توراكنم مادرگرامى مبادا براى من گريه كنى توبايد هم چون ديگر مادران شهدا صبرو استقامت كنى وهمچون كوه دربرابر سختى ها استوارباش چون گريه تو دونتيجه ناگوار دارد اولا گريه تو حربه اى مى شود دردست منافقين وآن‌ها راخوشحال مى كندثانيا مادرشهدا كه جسد گلگون فرزندانشان به دستشان نرسيده ناراحت مى شوند توبايد شاد وخندان باشى كه توانسته اى امانت خدارا به خوبى پس دهى ودرنزدزهراى مرضيه روسفيد باشيد وبدان كه شهادت عروس من است وسفير گلوله ها اورا به عقد من درمى آورد اى برادران عزيزم راهم را ادامه دهيد ونگذاريد كه سلاحم به روى خاك بماند واميد است كه نما زرا فراموش نكنيد ودركارهاى خير پيش قدم باشيد وشما هم مرا ببخشيد ومسجد ها را غريب نگذاريد . والسلام