کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
14:06
زواره حسنی

زواره حسنی

فرزند خدابخش

تاریخ تولد
1348/06/08
تاریخ شهادت
1366/01/27
محل شهادت
ماووت عراق
محل تولد
فارس-ممسنی-پیراشکفت
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
سوختگی شدید
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسمه تعالي
زندگينامه شهيد زواره حسني : اين شهيد بزرگوار در شهريور ماه سال 1348 در روستاي ده گردو پيراشکفت از توابع شهرستان ممسني در خانواده اي محروم اما معتقد و متدين ديده به جهان گشود تولد فرزند پسر براي خانواده هاي روستايي شادي مختص خود را دارد اين خانواده نيز از اين رهگذر مستثني نبوده و تولد ايشان به عنوان اولين فرزند پسر صفاي خاص را به کانون خانواده آورد . در 5 سالگي روانه مدرسه گرديد و تحصيلات ابتدايي خود را در زادگاهش به پايان رسانيد هوش سرشار و نبوغ تحصيلي شهيد از يک طرف و فقر و دوري منطقه از شهرستان از طرف ديگر موجب شد تا ايشان در مدرسه راهنمايي شبانه روزي در شهر نورآباد پس از قبولي در امتحان ورودي شروع به ادامه تحصيل نمود پس از طي دوران راهنمايي با شرکت در آزمون ورودي دبيرستان هاي دولتي و در دبيرستان عشايري شهيد بهشتي شيراز پذيرفته شد سال اول را با موفقيت به اتمام رسانيد در 21/3/1365 پس از اتمام امتحانات خرداد راهي جبهه هاي جنگ گرديد که اين مأموريت در تاريخ 16/6/1365 به اتمام رسيد و به منطقه بازگشت اول مهرماه 1365 شروع به تحصيل نموده اما روح سرشار از عشق به ولايت و آب و خاک ايران اسلامي به او اجازه ادامه تحصيل را نداد و در مورخه آذر ماه 1365 در بسيج سپاه عشاير استان فارس ثبت نام و براي بار دوم راهي جبهه هاي جنگ گرديد تا حدود 15 اسفند در جبهه هاي جنوب به خدمت مشغول بودند که پس از آن به عنوان نيروي گردان داوطلب راهي کردستان گرديد سال 1366 در حالي شروع شد که شهيد روزهاي پاياني خود را در اين دنياي خاکي تجربه مي کرد و بالاخره در عمليات نصر 4 در منطقه ماووت عراق در حالي که به عنوان آر پي جي زن در خدمت گردان بود هدف تير مستيم دشمن قرار گرفت و روح بزرگش به سوي معبود عروج نمود با توجه به اشراف عراق بر منطقه جسد شهيد به مدت 2 ماه در همان جا ماند تا اين که در تاريخ تير ماه 1366 به وسيله رزمندگان ديگر شناسائي و به عقب آورده شد پس از تشيع برفراز دستان همکلاسي هايش در شيراز و ممسني نهايتاً به زادگاهش روستاي ده گردو منتقل و در گلزار شهداي اين روستا آرام گرفت . روحش شاد و يادش گرامي باد .

بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد زواره حسني محل تيپ منطقه 35 امام حسن شهرستان نور آباد ممسني . و قاتلو هم حتي لا تکون فتنه . " ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون " خداوند جان و مال اهل ايمان را به بهاي بهشت خريداري کرده است آنها که در راه خدا جهاد مي کنند که دشمنان دين خدا را به قبل برسانند يا خود کشته مي شوند . با درود و سلام به منجي عالم بشريت امام زمان عجل الله تعالي فرجه و درود و سلام بي کران بر نايب بر حقش امام خميني و با درود و سلام بخانواده هاي محترم شهدا و با درود به امت هميشه در صحنه خداوندا مرا از بندگاني قرار بدهد که تو را يافتند و شناختند و به تو عشق ورزيدند و در راه را تو جهاد کردند و به شهادت رسيدند من بعنوان يک مسلمان برخود واجب ديدم که چند نکته اي را به عنوان وصيت نامه بنويسم . نخست چند کلمه اي با شما امت حزب الله از شما مي خواهم که امام اين پير جماران و اين حامي مستضعفان را تنها نگذاريد و مثل اهل کوفه نباشيد که امام حسين را تنها گذاشتند تا مظلومانه شهيد شدند . پس اي امت حزب الله و اي وارثان خون شهدا با کمکهاي نقدي و جنسي خود و با اعزام به جبهه ها ميادين نبرد را گرم نگه داريد و نگذاريد درخت اسلام که با خون هزاران شهيد آبياري شده خداي ناخواسته خشک شود از شما مي خواهم که واجبات را ترک نکنيد و تا مي توانيد مستحبات را انجام دهيد و از مکروهات دوري گزينيد. شهيد با گذر از مرحله ايثار و ورود در ميدان پر جذبه عشق اوج مي گيرد و در اين پرواز به معراجي چنان والا دست مي يابد که ديگر سد زمان و مکان را مي شکند حصارها را در هم فرو مي ريزد و از زندان تن آزاد مي گردد و بگفته لسان الغيب بر هر چه هست چار تکبير مي زند ." من هماندم که وضو ساختم از چشمه عشق ... چار تکبير زدم يکسره بر هر چه که هست . " آري شهيد جان را نثار مي کند تا به جهان جان بخشد فراتر از همه اسارت زن و فرزند را به جان مي خرد تا زنجيرهاي اسارت و تسليم را از دست و بازوي جامعه بر گيرد . آنچه شهيد مي کند و آنچه را او انتخاب مي نمايد منطقي نيست چرا که جان بازي با منطق مرسوم نمي سازد غير منطقي هم نيست کار شهيد فوق منطق است . منطق او منطق عشق است. حمزه سيد الشهدا بي زره به ميدان نبرد مي رود و بلال در مقابل شکنجه اشراف قريشي از توبه ، توبه مي کند . خواهر و برادر امتحان بزرگ تاريخ فرا رسيده است .عاشورا دوباره چهره گشاده و اين بار يزيد و ابوسفيان در هيئت آمريکا و دستيارانش به صحنه آمده و در جبهه با تمام توان عربده مي کشد در پشت جبهه نيز محاربان و زراندوزان و شکم پرستان و محتکران و فرصت طلبان و مزدوران پر مدعا و ... هر يک به گونه اي و هر دسته بشکلي دست به جنايت و جنايت مي زنند . تمامي شيطان بچه ها و سياست بازان مزدور و مرتجع منطقه و خلاصه همه آنها که شيشه عمرشان در دست پر نيرنگ استکبار جهان است صف اندر صف به حمايت از صدام به ميدان آمدند . بي گمان اين همه تلاش واويلانه به خاطر صدام که تمام وحشت از ناجي است که به بهاي حيثيت و شرافت ملتها بر سر دارند و تختي است که به قيمت خون انسانها بر آن سوارند . در ايران اسلامي توطئه ها و تزويرها و نفاق ها و شايعه پراکني ها و نق زدنها و منحدم کردنها و ترورها و انفجارها و تخريبها و قطعه قطعه کردن ها و جنايات ديگر همچنان ادامه دارد . از سوي ديگر بازار استقامت شهادت و جهاد و مبارزه و ايستادگي و صبر و تلاش و ايمان و قناعت و تسليم همچنان گرم تا بدانجا که مادر چهار شهيد نستوه و استوار قد برافراشته و بر هر چه خيانت و نامردي است خنده مي زند و پدر پير و مومن روستايي به نام خدا و با ياد سيد الشهدا در برابر پيکر له شده و در خون طپيده فرزند شهيد قرباني مي کند . جهاد هم حماسه ها را در خود مي پرود و زماني که فرمانده داوطلب مي خواهد تا از روي مين همان پلي که از مو باريکتر و از شمشير برنده تر و از آتش سوزانده تر است پيش تازه هفتاد تن دلاور موحد با قامتش برافراشته قيام مي کنند و تو مبهوت که سبحان الله است اين چه قيامتي است . اين حماسه جاويد تاريخ است حر در يک چشم به هم زدن از مرز شقاوت و حيوانيت گذشت و به محبوبش حسين عليه السلام پيوست و تنها در يک لحظه تاريخي تصميم گرفت و از بن بست ماديت و هر چه رنگ و بوي دنيايي دشت مردانه رد شد . احرار ايران اسلامي با چشمان باز و آگاه بر همه هستي و لذتها و خوشي ها و نعمتهايش در يک و با اين همه جان را آري جان را در آتش مي افکند تا آنچه ماندني است بماند تا اسلام به حيات خود ادامه دهد تا قران درخششي دوباره بگيرد . شگفتا اين چه روحي است که در پيکر نوجوانان پانزده ساله دميده اند و در اين قرن ورشکستگي انسانيت اين تولد دوباره از کجاست . يکي از برادران مي گفت در اصفهان يک خانواده 7 هفت شهيد داده و در يک فاميل 37 شيهد داده است . پدر خانواده و بزرگ فاميل با قامتي ايستاده و با استواري و کوه ايستاده بود و چهره اش تکبير بلند پيروزي مي سرود .به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست بايد درخت اسلام آبياري شود و تناور گردد . جوانان و نوجوانان خون سرخ و مقدسشان را بايد در پاي سرو بلند اسلام فرو ريزند و گرنه با چه نيروي مي توان حملات وحشيانه جهانخواران و جهان دزدان بين المللي را در هم کوبيد ؟ حماسه کربلا تمامي اين ايثارها و حماسه ها را در خود دارد . تمام سخن صدام اين بود که مقامات ايراني اطفال 16-17 ساله را به جبهه نبرد گسيل مي دارند غافل از آن که حسين بن علي عليه السلام اين گونه جنگيدن را قرنها پيش تعليم داده است او طفل 6 ماهه را هم به صحنه مي کشد و زن و کودک را به نبرد مي برد . چگونه جنگيدن چگونه زيستن و چگونه ماندن و چگونه مردن را به وضوح تمام نشان مي دهد . در بساط خويش دارد بهترين کالا شهيد ... مي کند کالاي خود را با خدا سودا شهيد ... سينه را آماج رگبار مسلسل مي کند چون ندارد ذره اي از دشمنان پروا شهيد . بايد انصاف داد که استبار جهاني با آن همه قدرت و توان مادي و مغزهاي متفکر و دستگاههاي پيچيده جاسوسي و کامپيوترهاي قوي محاسباتي دچار اشتباهات و سرگيجه مي شوند بي گمان خسارات مادي جنگ اندک نيست اما چه پديده اي مي توانست به انقلاب الهي و اسلامي ايران را اين همه استحکام و توان بخشد چه رويدادي مي توانست اين همه تحول در افکار وانديشه ها را سبب شود ؟ چگونه مي توانستيم ارتش شاهنشاهي را که همه اميدهاي شيطاني بزرگ در خاورميانه به آن بسته بود اينگونه دگرگون و متحول سازيم . با چه بيرويي مي شد اين همه حرکت و خروش را در کالبد يک ارتش مهجور از اسلام تلقين و تزريق کرد کدامين طرح مي توانست ملتي را که صدها سال به آرامش و رفاه خو گرفته بدينسان متحول سازد .کدام مغز سياسي و نظامي مي توانست اين چنين سازمان منسجم به سپاه و ارتش و ملت بدهد و آنها را بفرموده امام بزرگ امت " يد واحده علي من سواهم " گرداند بحدي که بزرگترين نيروهاي شيطاني را به لرزه در آورند و ابر قدرتها را در وحشت شکننده اي گرفتار سازد کدام برنامه و چه مقدار سرمايه گذاري مي توانست مادران عزلت گرفته و زنان مصرف زده را روي در روي دشمنان انسانيت قرار دهد بگونه اي که استکبار جهاني اعتراف به تولد انساني نو در قلب خاوريانه نمايد . مادري تنها پسرش را با دست خودش در گور گزارده و با تبسمي دشمن برانداز و مشتي گره زده کرده در همان حالت فرياد زند مرگ بر آمريکا و در کمال پديده مي توانست به مادر شهيد آن نيرو و توان را ارزاني دارد که عاشقانه به استقبال پيکر خونين چهارمين فرزند شهيدش بود و درست زماني که دشمن سر مقدس آن قهرمان و آن شير صحنه هاي رزم را بريده و امت مسلمان و مردم هميشه در صحنه منتظرند و متحير که چه بايد گفت .و همه در اين انديشه اند که مادر شهيد را چگونه تسليت گويند و اگر خواستار وداع با فرزند شد چسان مقاومت کنند نگاهها مات و ديده ها نگران مادر و فرزند پيکر مقدس فرزند مي آيد حالت شيرزن چناست که به مردانگي و به صبر استقامت مي آموزد در برابر اصرار مادر پرده ها به يکسو مي رود مادر با پيکر خونين چهارمين شهيد سرافرازش روبرو مي شود بيشتر خيره مي گردد آري درست است اين چهارمين را سر بريده اند . صحنه صحنه عجيبي است اين زن کيست از کدامين مکتب الهام گرفته است از کدامين پستان شير خورده است در کدام سيستم مي توان نظيرش را سراغ گرفت آري درست در لحظاتي که جمعيت را بهتي جانسوز فرا گرفته است دو دست قهرمان حماسه ساز تاريخ ما بالا مي رود خدايا بنگر اين چهارمي را مثل سيد الشهدا و مانند عزيز فاطمه زهرا سر بريده اند آيا مي توانيد حدس بزنيد که چه انقلابي در وجدانها رخ مي دهد . آيا مي توان اين حماسه ها را ديد و باز هم گفت دين افيون ملتهاست . آيا مي توانيد حدس بزنيد که نيروهاي شيطاني با نظاره اين همه ايثار و حماسه به چه فلاکتي مي افتد سبحان الله اين بهشتي را چگونه تربيت کرده اند شگفتي ندارد زن مسلمان هرگز زينب ( س ) را فراموش نکرده است . امروز ما همه تفاله هاي آمريکا و نظام وابسته او را پس زده و تا مرکز پاريس و لندن و نيويورک پرتاب کرده ايم و يا اگر هنوز باشند براي توطئه اي و انفجاري از ترس انقلابيون مسلمان و همه 48 ميليون انسان صاحب شهيد و صاحب خون موش صفتانه مخفي گاهها را پر کرده اند . انقلاب ايران همچنان توانسته است اميد آمريکا و سپس ليبرالهاي وابسته و فراري را مبني بر اين که اقتصاد فلج و ورشکسته حکومت اسلامي را از پا در خواهد آورد با شکست مواجه ساخته است و نه تنها اين مشکل عظيم را دفع کند بلکه خود يک اقتصاد ويژه را اگر چه جديد و نونهال پايه گذاري کند و در کنار مسائل جاري نظير جنگ تحميلي و توطئه هاي ستون پنجم برنامه ريزي مطلوبي براي شکستن سيستم جهاني اقتصاد پايه گذاري و رسيدن بيک نظام مستقل و خود کفايي اقتصادي را تنظيم و اجرا نمايد . از اين رو دشمن شکست خورده باري مقابله با انقلاب طوفان زاي اسلامي قصد محاصره تمام عيار آنرا کرده است از قبيل محاصره اقتصادي و تبليغاتي و غيره اينک و از مدتها قبل با محاصره جغرافيايي نيز تکميل شده و آمريکا قصد دارد با متحد کردن دولتهاي وابسته خود در منطقه از نفوذ انقلاب اسلامي جلوگيري کند و اين جا است که نه تنها انقلاب ايران که تمامي مسلمانان منطقه و جهان بايد تا دير نشده است بجنبد و از دين و ايمان فرهنگ و ناموس و مخازن عظيم اقتصادي خود دفاع کنند و اگر اين دولتها وابسته به آمريکا نباشند در ابتدا بايد نفت عظيم قطع گردد و سپس ارتش دولتهاي اسلامي به دعوت ايران مبني بر تشکيل سپاه قدس به ما جواب مثبت دهند اما چرا چنين نمي شود چرا صهيونيست بزرگ آمريکا هر آن سياست خود را در منطقه به پيش مي برد و سگ هار او يعني اسرائيل هر لحظه سرزمينهاي جديدي را غصب و اشغال مي کند جواب اين سئوالات را بايد اين رژيمهاي بظاهر اسلامي به مردم بدهند بايد اين ها را جواب بدهند که بجاي اسرائيل چرا اين رژيمهاي بظاهر اسلامي به مردم بدهند بايد اين همه جواب بدهند که بجاي اسرائيل چرا ايران را مورد حمله قرار داده اند اينک انقلاب ما با سرافرازي تمام به هشتمين سال مبارزه همه جانبه و جهاني خود وارد شده است . الذين اذا اصابتهم مصيبه قالو انا لله و انا اليه راجعون . آري مگر نه همه از خدايند و مگر نه همه بسوي او در حرکت مگر نه دنيا زندان مومن است و مگر نه همه پس از چند صباحي خواهيم رفت . مگر نه جان باختن در راه اعتلاي اسلام عزيز است و بالاتر از همه مگر نه خدا چنين خواسته است و مگر نه دستور از اولي امر است . شهيد در مکتب ما و اعتقاد ما عزيزترين است و مرگش حيات است و حيات آفرين و کلمه اش نيز مقدس ترين رازي که دنياي غرب آنرا نمي فهمند . عظمتش را و معنويتش را هرگز نمي تواند درک نمايد و از همين ناحيه است که خبرنگاران غريبي از دانشجويان مسلمان که در جلوي کاخ سفيد بعلامت اعتراض به جنايات آمريکا اعتصاب غذا کرده و شعار جاويد جهاد تا شهادت را بر سينه ميزنند لا ينقطع سئوال مي شود جهاد يعني چه ؟ شهادت چه معني دارد بله بگفته شهيد مطهر آيت الله مرتضي مطهري گويي هاله اي از قدس و نور اطراف کلمه شهيد را فرا گرفته است و چه قطره اي گرامي تر از قطرات خون کشتگان راه خدا ؟ " ما من قطره احب الي الله من قطره ؟؟؟ يقتل في سبيل الله " هيچ قطره اي در نزد پروردگار محبوبتر از قطرات خون شهيد نيست . آري بايد از اين امت قهرمان و بپا خواسته قدر داني کرد تاريخ چنين مردمي را به خود نديده است اين همه همت و استقامت کوه ها را از جا خواهند کند . سوگند به خدا حماسه عصر است آنهمه تسليم و رضا و صبر و اطاعت را در کجا مي توان يافت ؟ بايد از مردم سپاسگذاري کرد مردمي که با کمبودها سختي ها و رنجها و محروميتها و ساخته اند و شهيد انقلاب اسلامي را بدين گونه تعظيم مي کنند و با يک اشاره رهبر چونان سيلي مي خروشند . زمين با پيکر رنجيده اش باري مدارا کن ... شهيد از من بگير و در عزايش ديده دريا کن . و اما پدر و مادر گرامي و ارجمندم سلام عليکم از شما مي خواهم که براي من هيچ ناراحت نباشيد و هر وقت خواستيد براي من گريه و زاري کنيد براي امام حسين عليه السلام گريه کنيد که مظلومانه در صحراي کربلا شهيد شدند و اي مادر گرامي از تو مي خواهم که صبر و استقامت داشته باشيد .